لزوم بازدارندگی سیاسی ایران در مقابل انگلیس
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۸۶۵۷۵

لزوم بازدارندگی سیاسی ایران در مقابل انگلیس

درحالی‌که ایران اسلامی در یک جنگ تعیین‌کننده با رژیم‌های تروریستی آمریکا و اسرائیل قرار دارد، جزیره انگلیس به‌عنوان دشمن دیرینه ایران با تلاش‌‌های مزورانه خود در تلاش برای دفاع تمام‌قد از رژیم و منافع آمریکا و در عین درامان‌ماندن از پاسخ‌ها جمهوری اسلامی ایران است. لذا در کنار پاسخ‌های نظامی، ضرورت دارد با اخراج سفیر و کاهش سطح روابط به‌عنوان اقدامی کم‌هزینه برای ایران و پر هزینه برای طرف مقابل، پاسخی بازدارنده به اقدامات آن داده شود.
لزوم بازدارندگی سیاسی ایران در مقابل انگلیس

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ ایران اسلامی بار دیگر در اسفندماه 1404 مورد تجاوز ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا و بازی‌سازی رژیم صهیونیستی قرار گرفت. از جمله کشورهایی که در این ائتلاف نقش به سزایی داشت و به‌صورت مستقیم علیه ایران اسلامی در جنگ رمضان مشارکت داشت انگلیس بود. خصومت انگلیس با ایران تنها به جمهوری اسلامی محدود نشده و تاریخی به بلندای دو قرن دارند. ازاین‌رو به بررسی اقدامات جنایت‌کارانه این کشور در تاریخ ایران معاصر می‌پردازیم:

جداکردن افغانستان از ایران در قرارداد پاریس در سال ۱۸۵۷ میلادی:

از قرن سیزدهم که هند در استعمار انگلیس بود این کشور به دنبال ایجاد منطقه هائلی برای دورنگه داشتن روسیه و آلمان از این منطقه داشت. ازاین‌جهت دولت بریتانیا در تمام دوران حکومت قاجار به دنبال جداسازی کامل افغانستان از ایران بود تا بتواند این سلطه را هرچه‌تمام‌تر و محکم‌تر ابقا کند .دولت انگلیس در زمان قاجار و در زمان درگیری این حکومت با روسیه با تحریک افغان‌ها و بلوچ‌ها و همچنین شیعه و سنی جنگ را تا خراسان گسترش داد. میرزا آقاخان یا اعتمادالدوله وزیر دولت قاجار به دلیل این اقدامات انگلیس، ارتباط سیاسی ایران را با آنان قطع کرد تا بدین ترتیب جنگ تمام‌عیاری میان ایران و انگلیس روی بدهد. نتیجه فاجعه‌بار این جنگ منجر به امضا عهدنامه‌ی پاریس شد که به جدایی کامل افغانستان از ایران انجامید و ایران افغانستان را به رسمیت شناخت.[1]

لزوم بازدارندگی سیاسی ایران در مقابل انگلیس

تصویر 1: جداسازی افغانستان از ایران

جداکردن بخشی از بلوچستان ایران در سال ۱۸۸۷ میلادی:

دولت ایران در زمان قاجار در تلاش بود از راهبرد سنتی بهره‌‏گیری مناسب از حکومت‌‏های سرحدداری و حمایت از حاکمان محلی بازمانده تحت نفوذ، استیلای خود را بر بلوچستان حفظ کند. اما انگلیسی‌ها در تلاش بودند با شناخت مناطق شرقی ایران سپر حایلی میان ایران و هند ایجاد کنند. ازاین‌رو به اهمیت طوایف بلوچ پی بردند و با ایجاد حکومت دست‌نشانده کلات، بخش مهمی از نیت خود را به اجرا درآوردند. در سال ۱۸۷۶ خان کلات با معاهده‌ای خود را به طور کامل تحت‌الحمایه انگلیس قرارداد. بانفوذ انگلیس به این مناطق دولت ایران تحت‌فشار قرار گرفت. سرانجام در سال ۱۸۷۰ ناصرالدین‌شاه با تشکیل کمیسیونی سه‌جانبه، برای تعیین دقیق خطوط مرزی که در آن نمایندگان ایران و انگلیس و خان کلات حضور داشته باشند، موافقت کرد. در نهایت طبق توافق انجام شده بین این سه نماینده، خطوط مرزی بلوچستان ترسیم و بلوچستان شرقی از ایران جدا شد.[2]

لزوم بازدارندگی سیاسی ایران در مقابل انگلیس

تصویر 2: نقشه بلوچستان درگذشته

غارت و ایجاد قحطی در جنگ جهانی اول:

در جنگ جهانی اول باوجود اینکه ایران اعلام بی‌طرفی کرده بود اما قوای انگلیس ایران را اشغال کرده و آن را وارد جنگی ناخواسته و خانمان‌سوز کردند که در کنار ضربه به زیرساخت‌های نحیف آن با غارت منابع غذایی و کشاورزی، قحطی بزرگی نیز ایجاد کردند. البته تبعات اشغالگری انگلیسی‌ها به اینجا ختم نشد و بیمارهای واگیری نیز چون وبا به دیل قحطی و نبود دارو ناشی از غارت قوای انگلیسی در کشور شیوع یافت. فاجعه‌ای که جان میلیون‌ها ایران را گرفت و می‌توان بدون هیچ شک و شبهه‌ای آن را هولوکاست واقعی نام نهاد. در این باره محمدقلی مجد در کتاب خود با عنوان «قحطی بزرگ» بیان می‌کند که جمعیت ایران در آن سال‌ها نه ۱۰ میلیون بلکه ۲۰ میلیون نفر بوده است و طی دو سال ۸ میلیون نفر از آنها در این قحطی کشته شده‌اند.

 روی کارآوردن رضاخان:

انگلیسی‌ها پس از جنگ جهانی اول در سال 1919 قراردادی را با کابینه وثوق‌الدوله به امضا رساندند که طبق آن ایران رسماً به تحت الحمایه و مستعمره انگلستان بدل می‌شد و دو رکن اساسی کشور، یعنی ارتش و امور مالیه تحت تسلط مستشاران انگلیسی قرار می‌گرفت. این قراداد‌ها با مخالفت‌های بسیاری مواجه شد. در نهایت با حمایت این کشور در ۳ اسفند ۱۲۹۹ کودتا صورت گرفت و رضاخان به حکومت رسید. حکومت قاجار هر چند فاسد، تباه و خودکامه بود، ولی بااین‌حال از میان قدرت‌های داخلی ایران برآمده بود. به نیرو‌های عشایر، بازار داخل و سرمایه داخلی تکیه داشت. ولی پهلوی وابسته به قدرت خارجی بود و در راستای امیال انگلیس حرکت می‌کرد. انگلیس نیز خواهان سلطه همه‌جانبه بر ایران بود و به این منظور، کمر به نابودی پایه‌های قدرت اقتصادی به‌ویژه نفت تازه کشف شده، فرهنگی و دینی ایران بست.[3]

 غارت نفت:

انگلیس از سال ۱۲۸۰ (۱۹۰۱ میلادی) بر نفت ایران مسلط بود و ویلیام ناکس دارسی حقوق انحصاری اکتشاف، استخراج، پالایش و صادرات تمام فراورده‌های نفت ایران را از هر نقطه کشور، به مدت ۶۰ سال از شاه ایران خرید و در عوض بنا شد ۵۰ هزار لیره انگلیسی را به طور نقد به شاه و ۲۰ هزار لیره را هم به شکل سهام به چهره‌های مهم حکومت بدهد. پالایشگاه آبادان که در اختیار شرکت نفت انگلیس و ایران بوده، بزرگ‌ترین پالایشگاه وقت جهان محسوب می‌شد که نیازهای سوختی نیروی دریایی و هوایی انگلیس را در آسیا تأمین می‌کرده است. آن زمان شرکت مذکور بیش از ۳۰۰ نفت‌کش اقیانوس‌پیما در جهان داشت و با شکوفایی پالایشگاه آبادان توسط انگلیسی‌ها، سالانه ۲۰۰ نفت‌کش غول‌پیکر در این بندر پهلو می‌گرفتند تا به نقاط مختلف دنیا نفت صادر کنند. 

کودتای 28 مرداد علیه مصدق و بازگرداندن دیکتاتوری محمدرضا:

 با روی کار آمدن دولت ملی دکتر مصدق با حمایت‌های بی‌دریغ آیت‌الله کاشانی، نفت ایران ملی و از سیطره انگلیس خارج شد. انگلیسی‌ها با اعمال فشارهای زیاد تلاش کردند که منافع خود نفتی خود را بازیابند اما با مقاومت روبرو شدند لذا اقدام به کودتای 28 مرداد کردند. آبراهامیان نویسنده و پژوهشگر معروف غربی در کتاب خود در مورد 28 مرداد به بررسی نقش انگلیس و آمریکا در این کودتا پرداخته است. ازدست‌رفتن این منافع باعث شد که مصدق با کودتایی انگلیسی و آمریکایی برکنار و دیکتاتوری محمدرضا پهلوی دست‌نشانده دوباره برقرار گردد.[4]

حمایت از اغتشاشگران و گروه‌های تجزیه‌طلب پس از پیروزی انقلاب اسلامی:

بازخوانی موضع‌گیری‌های انگلیس در قبال اقدامات تروریستی گروهک‌هایی چون منافقین، جندالله، پژاک، تندر و... نشان می‌دهد که این جنایت‌ها همواره با استقبال خاص لندن همراه شده است؛ گستره این استقبال هم همواره طیف وسیعی از بسته‌های حمایتی و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی و رسانه‌ای و سیاسی را شامل می‌شده است. چنان که تنها در یک نمونه آن و در نوامبر 2007 برای اولین‌بار دادگاهی در انگلیس با این ادعا که گروهک منافقین از سال 2001 تاکنون فعالیت تروریستی نداشته نام آن را از فهرست گروه‌های تروریستی خارج کرد. به دنبال آن نیز در اکتبر سال 2009 چنین حکمی از سوی دادگاه اتحادیه اروپا با فشار و به تبعیت از انگلیس صادر شد؛ با این حکم مصادره اموال این سازمان تروریستی در اروپا به حالت تعلیق درآمد.[5]

 برنامه‌ریزی، حمایت و هدایت تحریم‌های بین‌المللی علیه ملت ایران:

دولت انگلیس تاکنون نهاد‌ها و اشخاص بسیاری از ایران را تحریم کرده است. در یکی از آخرین اقدامات در بهمن‌ماه سال 1404  طبق اعلام خبرگزاری رویترز این دولت در جدیدترین اقدامات خصمانه خود علیه ایران، ۱۰ شخص و یک نهاد را در لیست تحریم‌های خود قرار داده است[6]. همچنین انگلیس در فرایند اسنپ بک و بازگرداندن قطعنامه‌های سازمان ملل نقش مؤثری داشته است و با ارسال نامه رسمی به سازمان ملل رسماً بازگشت تحریم‌ها علیه ملت ایران را کلید زدند.[7]

مشارکت مستقیم و حمایت از حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا در جنگ 12 روزه و جنگ رمضان:

«کر استارمر» نخست‌وزیر انگلیس پس از تماس تلفنی که با «امانوئل ماکرون» رئیس‌جمهور فرانسه و «فردریش مرتس» صدراعظم آلمان داشت، در مصاحبه‌ای با رسانه خبری «بلومبرگ» ادعا کرد: «ما مدت‌هاست که نگران برنامه هسته‌ای ایران هستیم و حق دفاع از خود برای اسرائیل را کاملاً به رسمیت می‌شناسیم. دولت انگلیس در جنگ رمضان که توسط آمریکا و اسرائیل شروع شد نیز نقش مؤثری ایفا کردند. دارن جونز وزیر کابینه انگلیس گفت:« جت‌های جنگنده ما برای محافظت از متحدانمان در سرنگونی موشک‌ها شرکت کردند.»[8] همچنین ایوت کوپر، وزیر امور خارجه انگلیس در راستای حمایت بریتانیا از ایالات متحده گفت: «ما از یک عملیات که شامل استفاده از پایگاه‌های ما توسط نیروهای آمریکایی باشد، حمایت می‌کنیم. وی بدون اشاره به تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک ایران و شهادت ایرانیان مدعی شد: «ایران تهدیدی برای ما و تهدید مستقیم برای شرکای ما در منطقه است.»[9] همچنین این کشور با ارسال زیر دریایی به دریای مکران  نشان داد که آنان هر روز نقش پررنگی تری را علیه کشورمان در این جگ ایفا می کنند.[10]

با بررسی اقدامات انگلیس در یک سده اخیر علیه ایران و همچنین مواضع و حمایت‌های مستقیم این کشور علیه انقلاب اسلامی ضرورت دارد اقدامی متناسب با فعالیت‌های این کشور توسط جمهوری اسلامی ایران اتخاذ شود تا علاوه بر پاسخی درخور به اقدامات مداخله‌جویانه این کشور، این اقدامات تبدیل به عرفی اشتباه نسبت به بقیه کشورها نشود.

لذا لازم است جمهوری اسلامی ایران با اخراج سفیر و تقلیل روابط به سطح کاردار اقدام فوری و عاجل را در برابر این اقدامات انجام دهد. همچنین به دلیل گرفتن ابزار اقدام متقابل از اروپایی‌ها لازم است سفرای ایران در این کشورها فراخوانده شوند و فعالیت سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی ایران صرفاً محدود به امور کنسولی شود. تجربه تاریخی نشان داده است که این اقدام نه‌تنها برای کشور هزینه نداشته است بلکه می‌تواند تأمین‌کننده منافع کشور نیز باشد.



[1] https://www.daneshchi.ir

[2]https://fararu.com/fa/news/761861/

[3] https://www.yjc.ir/00VrWZ

[4] mehrnews.com/xSvdL

[5] https://farsnews.ir/FarsNews/1323860580000315708

[6] https://inn.ir/news/143457

[7] https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-739364

[8] https://tasnimnews.ir/3530016

[9] https://tasnimnews.ir/3529171

[10] https://farsnews.ir/Mehdiabaszadeh148/1774160154095623186

پربازدیدترین آخرین اخبار