حماسه در چهار مصرع / روایتی از دشواری‌ها و ظرافت‌های رباعی حماسی در گفت‌وگو با مصطفی حسن‌زاده، شاعر
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۸۷۶۸۵
مصطفی حسن‌زاده رباعی‌سرا، در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو :

حماسه در چهار مصرع / روایتی از دشواری‌ها و ظرافت‌های رباعی حماسی در گفت‌وگو با مصطفی حسن‌زاده، شاعر

رباعی، قالبی که به دلیل ایجاز و ضرب‌آهنگ خاص خود، اغلب محملی برای مضامین عاشقانه و عارفانه بوده است، چگونه می‌تواند بار روایت‌های سترگ حماسی را بر دوش بکشد؟ «مصطفی حسن‌زاده»، شاعر رباعی، در این گفت‌وگو از چالش‌های پیوند «دریای حماسه با ظرف چهار مصرعی» می‌گوید،
حماسه در چهار مصرع / روایتی از دشواری‌ها و ظرافت‌های رباعی حماسی در گفت‌وگو با مصطفی حسن‌زاده، شاعر
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، رباعی، این قالبِ فشرده و ضرب‌آهنگ‌دارِ شعر فارسی، از دیرباز تا امروز محملی برای لحظه‌ها بوده است؛ لحظه‌های عاشقانه، عارفانه، فلسفی و گاه تلخِ زیستن. اما وقتی پای حماسه به میان می‌آید، پرسش این است: چگونه می‌توان دریایی از رزم و ایثار و روایت‌های سترگ را در ظرفی چهار مصرعی جای داد؟ «مصطفی حسن‌زاده»، شاعر رباعی، از جمله کسانی است که سال‌هاست با این پرسش زیست کرده و در این گفت‌وگو از دشواری‌ها، ظرافت‌ها و ضرورت پرداختن به رباعی حماسی گفته است؛ قالبی که به باور او، امروز بیش از هر زمان دیگر می‌تواند زمزمه انسان‌هایی باشد که در میانه معرکه‌ای دیگر به استقامت ایستاده‌اند.
 
مصطفی حسن‌زاده، شاعر رباعی، سخن را با اشاره به ذات محدودکننده این قالب آغاز می‌کند. او توضیح می‌دهد که رباعی و دوبیتی بر خلاف اغلب قالب‌های ادبی، اندازه و وزن مشخصی دارند و همین امر محدودیت‌هایی را برای شاعر ایجاد می‌کند. فرصت محدود برای طرح موضوع، پیش‌بردن روایت و نتیجه‌گیری، تا اندازه زیادی اجازه خیال‌پردازی، بیان عاطفی و تصویرسازی گسترده را از شاعر می‌گیرد. به باور او، هنر شاعر در سرایش رباعی، استفاده از تعداد واژگان محدود برای ساخت صورت شعر با رعایت حداکثر معنا و مفهوم‌سازی است. پایان‌بندی رباعی که به طور مرسوم نقطه اوج شعر محسوب می‌شود نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

حسن‌زاده برای روشن‌تر شدن این دشواری، تمثیلی جالب به کار می‌برد: «ساخت رباعی مثل فوتبال گل کوچک است. علاوه بر توان تاکتیکی و فهم و رعایت قوانین و شیوه بازی، تسلط تکنیکی برای گل زدن در زمینی کوچک و دروازه‌ای کوچکتر نیز لازم است!» به گفته او، اینجاست که صنایعی همچون ایجاز، تلمیح، استعاره و اقداماتی همچون امکانات وزنی و فرمی به کار می‌آید.
اما وقتی پای مضامین حماسی به میان می‌آید، دشواری دوچندان می‌شود. این شاعر رباعی معتقد است حماسه‌پردازی در ادبیات اغلب با فرصت موسع برای روایت قصه و بیان مفصل صحنه رزم و حماسه با جزئیات زیاد همراه بوده، در حالی که در رباعی این موقعیت بناچار به هم می‌ریزد.


وزن و موسیقی؛ از لا حول تا ضرب‌آهنگ حماسی


یکی از پرسش‌های اساسی درباره رباعی حماسی، چگونگی هماهنگی وزن نرم این قالب با فضای خشن و پرشتاب رزم است. حسن‌زاده در پاسخ به این دغدغه، به نمونه‌ای جالب توجه اشاره می‌کند: «بعضا برای سهولت در آموزش و یادگیری وزن رباعی، ذکر "لا حول و لا قوه الا بالله" را مثال می‌زنند. خود این ذکر نوعی حماسه در دل خود دارد! نیست بودن/کردن هر آنچه ممکن و موجود و موثر است الا یگانه قدرتِ وجودِ موثر عالم!»

او با اشاره به سابقه رباعی فارسی یادآور می‌شود که این قالب همواره محملی برای طرح اندیشه‌ها و پرسش‌های عمیق وجودی بوده و مضامین عاشقانه و عارفانه بعدها با آن مانوس شده‌اند. بنابراین پرداختن به موضوعات حماسی در رباعی رخدادی غریب نیست، هرچند مشکلات و محدودیت‌های خود را دارد. به گفته او، استفاده از صنایعی همچون شکستن وزن و ایجاد سکته‌های وزنی می‌تواند به بیان حماسی در رباعی و ایجاد ضرب‌آهنگ‌های ویژه کمک کند.


واژگان؛ از دایره لغات تا گریز از کلیشه


حسن‌زاده بر اهمیت انتخاب واژگان در رباعی حماسی تأکید می‌کند و آن را از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی شاعر می‌داند. از آنجا که ساخت تصویر و طراحی فضا و حس حال در حماسه‌پردازی اهمیت ویژه‌ای دارد، انتخاب واژگان متناسب برای این امر حیاتی است. او داشتن دایره لغات وسیع را به شاعر کمک می‌کند تا از مترادف‌هایی استفاده کند که با بافت شعر حماسی خوانایی بیشتری دارند یا به تغییر مناسب وزن یاری می‌رسانند.
ساخت ترکیب‌های وصفی یا اضافی که از ذوق شاعر واژه‌شناس برمی‌آید، از دیگر راهکارهای مؤثر در این مسیر است. حسن‌زاده همچنین به نقش ادبیات فولکلور و آگاهی از تاریخ، داستان‌ها و حماسه‌های یک قوم در توسعه دایره واژگان و افزایش غنای محتوایی اثر اشاره می‌کند.


اوج‌گیری در دو مقطع تاریخی


این شاعر رباعی، دوران مشروطه و به ویژه دفاع مقدس را دو مقطع اوج‌گیری رباعی حماسی می‌داند. به باور او، این رویدادها در بستر زمان و با شرایط خاص خود، یک ملت را به طور گسترده و عمومی متاثر کرده‌اند. شاعر نیز به عنوان عضوی از جامعه، غم و شادی مردم را جدای از خود نمی‌بیند و متناسب با حال و هوای زمانه دست به خلق اثر می‌زند.
حسن‌زاده درباره دفاع مقدس تأکید می‌کند: «حماسه ترکیب سوگ و استقامت بر عبور از این سوگ است.» او انقلاب اسلامی و سپس جنگ تحمیلی هشت ساله را زمینه‌ساز خلق آثاری می‌داند که شاعر در آنها غم از دست دادن‌ها را به توشه‌ای برای ایستادگی تبدیل می‌کند. به گفته او، شهادت در نگاه شاعر این دوران «نه فقدان که وجدان» است و او مسئولیت خود را در بیان هنرمندانه این نگاه می‌بیند.


رباعی حماسی در روزگار امروز


حسن‌زاده درباره اهمیت پرداختن به رباعی حماسی در ادبیات امروز، معتقد است شعر به فراخور زمان و مکان تغییر حال و حالت می‌دهد و رباعی نیز از این قاعده مستثنی نیست. او با اشاره به فضای کنونی و «جنگ تحمیلی دیگری» که کشور در آن به سر می‌برد، می‌گوید: «کوتاهی رباعی موجب سهولت در به خاطر سپاری آن می‌شود و چه چیزی بهتر از اینکه شعری روشنگر و قوت‌بخش، زمزمه انسان‌هایی شود که وسط معرکه‌ای ناجوانمردانه به استقامت و ایثار ایستاده‌اند؟»
او با نگاهی واقع‌بینانه اضافه می‌کند ممکن است این اقبال پس از پایان بحران فعلی کاهش یابد، اما تاریخ مدام به صورت‌های مختلف تکرار می‌شود و حماسه نیز بخشی از تاریخ بوده و خواهد بود.


یک رباعی الگو


در پایان، این شاعر رباعی از معرفی یک اثر به عنوان الگوی مطلق خودداری می‌کند و می‌گوید: «رباعی‌سرایان بسیار خوبی در تاریخ ادبیات فارسی درخشیدند. از شاعران معاصر نیز اشخاص محترم و گرانقدری هستند که آثار ارزشمندی خلق کرده و به یادگار گذاشته‌اند.» با این حال، او به عنوان یک دوست‌دار ادبیات و با توجه به حال و هوای امروز میهن، رباعی زیر را از مرحوم سید حسن حسینی تقدیم می‌کند:

ما در ره عشق نقض پيمان نکنيم
گر جان طلبد دريغ از جان نکنيم
دنيا اگر از يزيد لبريز شود
ما پشت به سالار شهيدان نکنيم
پربازدیدترین آخرین اخبار