چرا این ملت، عادی نیست؟

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، حامد نیکونهاد (عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی)،همه پرسی یا رفراندوم، آیینی شناختهشده و یک سازوکار تصمیمگیری جمعی با اراده مستقیم ملت است که در زمینها و زمانهای گوناگون در دنیا از جمله در جمهوری اسلامی تجربه شده است.
اما این روزها و شبها نوع غریب و عیار متفاوتی از ابراز مستقیم اراده مردمی، در حال تکرار شدن در خیابانهای سراسر ایران است.
مگر نه این است که رفراندوم (همهپرسی) در یک تاریخ مشخص انجام میشود و تمام؟
اینک بهعیان شاهدیم که آحاد ملت ایران تا این لحظه، دو هفته است که بهصورت شبانهروزی شعارهای انقلاب اسلامی را از جان و دل، در هر کوی و برزن فریاد میکنند و به خانهها باز نمیگردند؟
مگر نه این است که برگزاری همهپرسیها را به شرایط آرام و عادی و غیرجنگی وامینهند؟
این ملت را چه شده که برای اظهار خویشتن خویش، حال و هوای جنگی و زیر بمباران جنگندههای متجاوز را برگزیده است؟
مگر نه این است که آرای شرکتکنندگان در همهپرسی به صندوقهای رأی ریخته میشود؟
ولی چه شده که این بار ملت مسلمان و انقلابی ایران منتظر صندوق نمانده و ترجیح داده رأی آزادانه و آگاهانه خود را در وسط میدان تعیین سرنوشت به سبد جمهوری اسلامی ایران بریزد؟
و چرا از اوراق تعرفه برای رأی دادن خبری نیست؟ عجیب نیست که برگه رأی هم تبدیل به مشتهای گرهکرده و قطرات خون و بانگهای رسا شده است؟
گویی ملت بپاخاسته اراده کرده تا به جای رأی مخفی، عزم جزم و تصمیم راسخ خود را بهصورت علنی و آشکار به دوست و دشمن بنمایاند.
سن مشارکت در رفراندوم هم برخلاف سنت رایج در قوانین دنیا به سن بلوغ و قانونی محدود نشده و اصلاً بر اساس شناسنامه و تعداد چرخشهای زمین به دور خورشید محاسبه نمیشود.
نگاه گذرا به جمعیت عظیم و پرخروش در خیابانها و نیز آمار سنی شهدا و مجروحان و جانبازان، طیف متکثری را فرارو مینهد که از کودکان کولهبهپشت و پرچمبهدست دبستانی تا گوژپشتان عصابهدست سپیدروی و سپیدموی را دربرمیگیرد.
حیرتآور است که رشد هویتی و کمال شخصیتی، ملاک حضور در میدان و مشارکت در تعیین سرنوشت شده است.
اصلا به این بیندیشیم که
چه کسی یا مقامی فراخوان این رفراندوم را صلا زده است؟ مردم را چه کسی به خیابانها کشانده؟
این ملت را عیاری دیگر است؛ ملتِ رهبرشده و بهامامترسیده، خود جلودار و پیشوا است.
مردم بصیر و ازجانگذشته، خودخوانده و خویشفرما به میدان ابراز رأی آمدهاند.
حقیقت این است که رستاخیز ملت مسلمان ایران، که از دهه ۴۰ شمسی به رهبری امام روح الله رخ نمود و با هدایت امام شهید تداوم یافت، سنتهای حقوقی سیاسی را درنوردیده و به سوی عصر جدیدی از جامعه سازی راه مییابد و راه میسازد. عصری که پایان عادیهای مرسوم دنیاست. ملت غیرعادی میتواند وضع مطلوب و متفاوت بیافریند.
در پایان، به بخشی از پیام امام خمینی (ره) در پی راهپیمایی عظیم مردم در تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ هجری شمسی به عنوان نسخه نخستین از این سطح عیار ملت ایران، اشاره مینماییم:
«به عموم ملت شجاع و فداکار ایران صمیمانه درود میفرستم. شما مردم عظیم الشأن با اراده آهنین خود و شعارهای زنده و تعیین کننده به جهانیان ثابت کردید که شاه را نمیخواهید و باید از قدرت غاصبانه خلع شده؛ و با این رفراندم بزرگ، بی پایگاهی او را در بین ملت برای چندمین بار اعلام کردید ... شما در راهپیماییهای بزرگ سراسری ایران در روزهای تاسوعا و عاشورای سید مظلومان و امام فداکاران - علیه الصلوة و السلام - با آن بزرگوار تجدید عهد نمودید. من همزمان با راهپیمایی بزرگ شما در پیامی به سران دولتها اعلام نمودم که رفراندم این دو روز برای هیچ کس ابهامی باقی نگذاشت که ملت شاه را نمیخواهد و عدم رسمیت او را با اکثریت قاطع قریب به اتفاق اعلام کرد.»