آتشبس کوتاه و ضرورت هوشیاری راهبردی
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، با آغاز آتشبس دو هفتهای جنگ تحمیلی رمضان که از بامداد امروز (چهارشنبه نوزدهم فروردین ماه) اجرا شده است، کشور وارد مرحلهای بسیار حساس از مدیریت یک بحران تاریخی و بزرگ شده است. چنین آتشبسی را نباید بهعنوان پایان جنگ تلقی کرد، بلکه باید آن را وقفهای موقت در میانه یک تقابل پیچیده دانست؛ وقفهای که میتواند یا به تثبیت موقعیت و بازسازی توان و اقتدار ملی منجر شود، یا در صورت غفلت، زمینهساز غافلگیریهای بعدی گردد. در چنین شرایطی توجه به اموری چند میتواند ضروری و اجتناب ناپذیر باشد:
۱- نخستین وظیفه، حفظ آرامش جامعه است. دل مردم را نباید خالی کرد، مردم را نباید ترساند و نباید آیه یأس خواند. جامعهای که در فضای اضطراب و ناامیدی قرار گیرد، در برابر فشارهای بیرونی آسیبپذیرتر خواهد شد. تقویت امید اجتماعی، توکل بر خداوند و اعتماد به ساختارهای تصمیمگیری کشور، مهمترین عناصر عبور از چنین شرایطی هستند. در کنار آن، تبعیت از رهبری و حفظ انسجام ملی یک ضرورت حیاتی است؛ زیرا تجربه تاریخی نشان داده است که بزرگترین فرصت برای دشمن، ایجاد تفرقه در داخل کشور است. بنابر آن چه در بیانیههای رسمی تأکید شده است این آتشبس با موافقت مقام معظم رهبری صورت گرفته و البته در عین حال بهصراحت اعلام شده که این اقدام به معنای پایان جنگ نیست. ایران تنها زمانی پایان کامل جنگ را خواهد پذیرفت که شروط آن محقق شود. از همین رو، حفظ انسجام داخلی، پرهیز از دامنزدن به اختلافات سیاسی و جلوگیری از ایجاد بیاعتمادی نسبت به مسئولان و بهویژه نیروهای مسلح، وظیفهای همگانی و حتی واجب عینی محسوب میشود.
۲- تجارب گذشته و واقعگرایی ایجاب میکند که نسبت به رفتار دشمن نگاه خوشبینانه نداشته باشیم. تاریخ جنگهای رژیم صهیونیستی و امپریالیسم جهانی نشان میدهد که در بسیاری از موارد، آتشبسها نه برای پایان دادن به جنگ، بلکه برای بازسازی توان و آمادهسازی مرحله بعدی درگیری توسط آنها مورد استفاده قرار گرفتهاند. دشمن بارها نشان داده است که در کنار مذاکره یا کاهش موقت تنش، بهطور همزمان در حال طراحی مراحل بعدی منازعه و تقابل نیز هست.
۳- یکی از مهمترین روشهای دشمن در چنین شرایطی، ایجاد تفرقه و بهرهگیری از عوامل داخلی است. تاکتیک «تفرقه بینداز و حکومت کن» سابقهای طولانی در سیاست قدرتهای بزرگ و شیطانی دارد. در سالهای گذشته، امریکا و رژیم صهیونیستی نیز تلاشهای فراوانی برای فعال کردن شکافهای قومی، مذهبی و سیاسی در سطح داخلی و منطقهای نمودهاند. در مقاطع حساس، همانند مقطع کنونی، جنگ روانی، عملیات رسانهای و تحریک اختلافات اجتماعی سیاسی میتواند به ابزاری برای تضعیف انسجام ملی تبدیل شود.
۴- فرصت آتش بس بهترین فرصت برای دشمن به منظور تمرکز بر شناسایی و هدفگیری فرماندهان و مراکز تصمیمگیری است. تجربههای قبلی در ایران و منطقه نشان میدهد که چنین عملیاتهایی اغلب بر پایه جمعآوری دقیق اطلاعات و استفاده از ارتباطات داخلی انجام میشود. در بسیاری از موارد، حتی روند مذاکرات یا ارتباطات دیپلماتیک نیز میتواند به ابزاری برای بهروزرسانی اطلاعات و شناسایی مراکز حساس تبدیل شود؛ بنابراین رعایت دقیق اصول حفاظت اطلاعات و امنیت ارتباطات در این دوره اهمیتی حیاتی دارد.
۵- یکی از اهداف آتشبس میتواند کاهش فشارهای سیاسی، اقتصادی و ایجاد فرصت برای بازآرایی نظامی باشد. بررسی سابقهی جنگهای رژیم صهیونیستی بیانگر آن است که در آن مذاکرات یا آتشبسهای موقت، همزمان ماشین جنگی و امنیتی رژیم جعلی، به افزایش آمادگی نظامی و تقویت زیرساختهای جنگی خود پرداخته است. ارتقای توان رزمی، آموزش نیروها و آمادهسازی تجهیزات جدید، جایگزینی و جبران نقایص ادوات و مهمات جنگی و به روز رسانی و تکمیل بانک اهداف از جمله اقداماتی است که معمولاً در چنین دورههایی انجام گرفته است.
۶- در دورهی آتش بس فعلی، دشمن تلاش میکند اضلاع مقاومت منطقهای را نیز با استفاده از شگردها و تاکتیکهای مختلف تضعیف کند. عملیات اطلاعاتی و ترور هدفمند فرماندهان نظامی و سیاسی، در بسیاری از موارد با هدف کاهش توان و روحیه این جبههها انجام شده است. چنین روندی در سالهای گذشته در منطقه از جمله در ایران، فلسطین، لبنان، سوریه و عراق قابل مشاهده بوده و نشان میدهد که دورههای آرامش ظاهری و آتش بس نیز میتواند عرصهای برای تازه کردن نفس و شروع جنگی دوباره باشد.
۷- استفاده از ابزارهای اقتصادی و سیاسی نیز یکی از روشهای فشار در مقطع آتش بس محسوب میشود. بازار انرژی و نفت، ائتلاف سازی و اعلام مواضع جدید کشورهای ذینفع بارها بهعنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گرفته است.
استفاده از این اهرم فشار در زمان جنگ به دلیل پاسخهای کوبندهی نظامی ایران فاقد کارایی بوده است ولی در زمان آتش بس این امر میتواند به عنوان بخشی از راهبرد فشار بر مذاکره کنندگان را شکل دهد.
۸- از منظر میدانی نیز نشانههایی از تناقض در رفتار دشمن مشاهده میشود. در حالی که از تعلیق دو هفتهای حملات سخن گفته میشود، گزارشهایی از حملات به جنوب لبنان و تداوم برخی اقدامات نظامی منتشر شده است. چنین رفتارهایی نشان میدهد که ممکن است تلاشهایی برای آزمودن میزان حساسیت ایران نسبت به نقض آتشبس یا تحمیل روایت خاصی از این توافق در جریان باشد.
۹- بر اساس بیانیههای منتشر شده، در شروط اعلامشده برای آتشبس موضوعاتی همچون توقف جنگ در همه جبههها، از جمله علیه مقاومت لبنان، و همچنین حفظ جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز مورد تأکید قرار گرفته است. کنترل و مدیریت عبور و مرور در این گذرگاه راهبردی، به طور قطع یکی از مهمترین ابزارهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایران به شمار میرود و میتواند در معادلات منطقهای نقشی بی بدیل و تعیینکننده داشته باشد. با توجه به سابقهی دشمن صهیونیستی در لبنان، احتمال عدم پایبندی رژیم به آتش بس نسبت به اضلاع مقاومت خصوصا حزب الله بسیار بالا است؛ لذا بایستی در این خصوص از سوی مسئولان سیاسی و منظامی تدابیر لازم اندیشیده شده نسبت به هر سناریویی در این خصوص آمادگی لازم را داشته باشند.
۱۰- اظهارات برخی مقامات دشمن نیز حاوی تناقضهایی است. از یک سو از تعلیق حملات سخن گفته میشود و از سوی دیگر شروطی مطرح میشود که عملاً با مفاد اعلامشده همخوانی ندارد. چنین رفتارهایی نشان میدهد که ممکن است تلاشهایی برای تغییر روایت یا تفسیر یکجانبه از آتشبس در جریان باشد. همچنان که در توییتها و مصاحبههای جدید ترامپ این امر به روشنی نمایان است. در این خصوص رسانهها و صاحبان تریبون رسمی در داخل کشور نقشی اساسی دارند که اولا باید نسبت به اقناع افکار عمومی داخل اقدام نموده روایتهای دشمن را بی اثر سازند. ثانیا نسبت به بیان روایتهای واقعی برای افکار عمومی منطقه و جهان با رعایت الزامات رسانهای نسبت به همسایگان و مسلمانان و مسیحیان و .. اقدام شایسته صورت گیرد.
۱۱- در دورهی آتش بس، مسئولان نظامی، امنیتی و اطلاعاتی کشور باید در بالاترین سطح هوشیاری باقی بمانند. یگانهای عملیاتی، بهویژه نیروهای موشکی و پدافندی، باید همچنان در وضعیت آمادهباش کامل قرار داشته باشند و حفاظت اطلاعات با دقت بیشتری رعایت شود؛ زیرا طبیعی است که دشمن در این دوره بهدنبال شناسایی توانمندیها، پایگاهها و ظرفیتهای دفاعی کشور و تکمیل بانگ اهداف خود باشد.
۱۲- مسئولان مربوطه باید نسبت به خطر سناریوهای بیثباتسازی داخلی کاملا هوشیار باشند. تجربههای گذشته و عملکرد دشمن نشان داده است که در مقاطع حساس، تلاش آنها برای ایجاد آشوب داخلی یا تحریک نارضایتیهای اجتماعی به هیچ عنوان متوقف نشده است. این مسئله نیازمند رصد دقیق و مدیریت هوشمندانه از سوی نهادهای مسئول است. البته در این خصوص نقش و حضور مردم بسیار تعیینکننده است. جامعهای که فعال، مطالبهگر و حاضر در صحنه باشد، قدرت ملی را چند برابر میکند. استمرار حضور گستردهی همهی اقشار مردم در کف خیابان، نشانهای روشن از انسجام ملی و حمایت از امنیت و استقلال کشور است. این حضور نهتنها پیام روشنی به دشمن درباره استحکام جبهه داخلی میدهد، بلکه به مسئولان نیز کمک میکند تا با پشتوانه اجتماعی قویتر تصمیم بگیرند و نقاط ضعف و کاستیها را سریعتر اصلاح کنند. مطالبهگری مسئولانه و آگاهانه مردم برای ارتقای کارآمدی، تقویت توان دفاعی و بهبود مدیریت کشور، در کنار حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه، میتواند یکی از مهمترین سرمایههای ملی در عبور از شرایط حساس کنونی باشد.
۱۳- این آتشبس اگرچه ممکن است در ظاهر نشانهای از توقف درگیری باشد، اما در واقع میتواند فرصت مناسبی برای تجدید قوای ما باشد. در چنین شرایطی لازم است از فرصت ایجاد شده برای ترمیم زیرساختها، بازسازی توان دفاعی و اصلاح کاستیها استفاده شود. در عین حال باید توجه داشت که دورههای آتشبس، در بسیاری از تجربههای تاریخی، برای طرف مقابل صرفاً به معنای توقف موقت درگیری نیست، بلکه میتواند به فرصتی برای بازآرایی اطلاعاتی و عملیاتی تبدیل شود. در چنین مقاطعی معمولاً فعالیت شبکههای اطلاعاتی و جمعآوری دادهها افزایش مییابد و همچنن که اشاره شد تلاش برای تکمیل یا بهروزرسانی «بانک اهداف» با دقت بیشتری دنبال میشود؛ از شناسایی مراکز حساس و زیرساختهای مهم گرفته تا رصد تحرکات میدانی، ظرفیتهای دفاعی و حتی ارزیابی وضعیت اجتماعی.
در کنار آن، بهرهگیری از ابزارهای فناورانه نظیر پایشهای ماهوارهای، تحلیل دادههای ارتباطی و افزایش فعالیتهای اطلاعاتی میتواند شدت بگیرد و همزمان صنایع دفاعی و لجستیکی نیز برای جبران خسارتها و افزایش آمادگی وارد مرحلهای فعالتر شوند. به همین دلیل، چنین دورههایی اگرچه در ظاهر آرامتر به نظر میرسند، اما در عمل میتوانند زمان اوج رقابت اطلاعاتی و آمادگیهای پشتصحنه باشند و از این رو هوشیاری، رعایت دقیق اصول حفاظتی و مدیریت سنجیده تحرکات در این مقطع برای ما و دشمن اهمیت دوچندان پیدا میکند.
۱۴- در سطح نخبگانی نیز باید ارزیابی صادقانه و دقیق از عملکردها صورت گیرد. ادبیات ظفرمندانه برای حفظ روحیه عمومی جامعه قابل فهم است، اما در سطح کارشناسی لازم است عملکرد دفاعی و امنیتی کشور با نگاه انتقادی و علمی بررسی شود. اگر در برخی حوزهها ضعفهایی وجود داشته، اکنون بهترین زمان برای شناسایی و اصلاح آنهاست. پرسشهای مهمی نیز در این زمینه مطرح است. چگونه ممکن شد که جنگندههای دشمن در مقاطعی بر فراز شهرهای ما ظاهر شوند و اقدام به حمله کنند؟ آیا سامانههای هشدار و پدافند بهدرستی عمل کردهاند یا نیازمند بازنگری و تقویت هستند؟ آیا ساختارهای دفاعی کشور باید در برخی حوزهها بازطراحی شوند؟ طرح این پرسشها نه از سر تضعیف، بلکه برای افزایش توان و جلوگیری از تکرار خطاها ضروری است. با توجه به سابقهی دشمنان ما، باید نسبت به عملکرد آنها در دورهی آتش بس با نگاه بی اعتمادی کامل مواج گردید و همواره در نظر داشت که دشمن این وقفه دو هفتهای را فرصتی برای بازسازی سامانههای دفاعی خود و آمادهسازی مرحله بعدی درگیری تلقی میکند؛ بنابراین استفاده حداکثری از این زمان برای تقویت توان دفاعی داخلی اهمیت حیاتی دارد. در نهایت باید تأکید کرد که این مقطع زمانی، بیش از هر چیز نیازمند ترکیبی از آرامش اجتماعی، انسجام ملی و هوشیاری راهبردی است. جامعه باید امیدوار و آرام و کماکان در خیابان بماند، مسئولان باید با دقت و تدبیر عمل کنند و نهادهای دفاعی و امنیتی نیز با آمادگی کامل تحولات را رصد نمایند. آتشبس اگر با هوشیاری همراه باشد میتواند به فرصتی برای تقویت کشور تبدیل شود؛ اما اگر با سادهانگاری همراه شود، ممکن است هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد. از همین رو، راهبرد اصلی در این مرحله باید حفظ آرامش در جامعه و در عین حال حفظ آمادگی و هوشیاری در بالاترین سطح ممکن باشد.