چهل روز ایستادگی؛ آغاز فصل جدید قدرت تمدنی ایران/ خطوط قرمز غیرقابل مذاکره!

به گزارش گروه داشگاه خبرگزاری دانشجو، شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور مقارن با اربعین قائد شهید، چله مقاومت مجاهدانه مردم ایران و طرح مطالبات صریح پیرامون مذاکره با آمریکا بیانیهای را منتشر کرد. متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسمالله الرحمن الرحیم
قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ
«با آنان بجنگید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و رسوایشان سازد و شما را بر آنان پیروز گرداند و سینههای مردمان مؤمن را شفا بخشد.» (توبه_۱۴)
مردم عزیز و سرافراز ایران
اکنون در چهلمین روز از دفاع مقدس کشور عزیزمان، جمهوری اسلامی ایران در برابر تجاوزی آشکار و وحشیانه از سوی دولت جنایتکار آمریکا و رژیم تبهکار صهیونیستی ایستاده است. در این نبرد، ایران بهطور مستقیم و غیرمستقیم با یازده کشور و دو قدرت بزرگ جهان مواجه شد؛ اما نهتنها عقب ننشست، بلکه دشمن را در تحقق اهداف شوم خود ناکام گذاشت.
سناریوی نابودی؛ پروژهای که ناکام ماند!
از همان ابتدا هدف دشمن گرچه هر روز تغییر کرد لکن روشن بود: سرنگونی نظام، آشوب داخلی، تجزیه کشور، تصاحب خاک ایران، سرقت اورانیوم غنیسازیشده، تصویب قطعنامههای بینالمللی علیه ایران و تحمیل بازگشایی تنگه هرمز با زور و تهدید. اما ملت ایران، با ایستادگی و اقتدار، همه این اهداف را ناکام گذاشت. سرانجام نیز، علیرغم تهدیدها، فشارها و توهینهایی که شایسته خودشان بود، ایران آتشبس تحمیلی و مذاکره از موضع ضعف را نپذیرفت؛ بلکه این آمریکا و ترامپ بودند که از بیم شکست بزرگتر و پیامدهای سیاسی آن، ناچار شدند با پذیرش چارچوب کلی شروط ایران به پای مذاکره بیایند.
از شکستهای تاریخی تا ایستادگی مجاهدانه امروز
در این چهل روز، شما مردم ایران واقعهای کمنظیر در تاریخ این سرزمین رقم زدهاید. تاریخ ایران فراز و فرودهای تلخی را به خود دیده است. اسکندر مقدونی داریوش سوم را شکست داد و امپراتوری هخامنشی را در هم شکست؛ از غرب تا شرق ایران را درنوردید و سالها حاکمیت این سرزمین به دست بیگانگان افتاد. مغولان میلیونها ایرانی را قتلعام کردند و سالها بر ایران حکومت راندند. در دوره قاجار، بهسبب بیکفایتی پادشاهان در برابر قدرتهای جهانی، نزدیک به چهل درصد از خاک ایران از پیکره سرزمینی کشور جدا شد. در جنگهای جهانی اول و دوم نیز، در دوران حکومت پهلوی، شمال و جنوب ایران به اشغال درآمد؛ ارتش ایران از هم فروپاشید، رضاشاه از کشور گریخت و صدها هزار نفر از مردم در اثر قحطی جان باختند. اما مردم مجاهد ایران اسلامی نه تنها در این نزاع تمدنی با تمامی اجزای جبهه کفر خم به ابرو نیاورده بلکه روز به روز بر عزمشان افزوده شد.
فتحی که هرگز نباید کوچک شمرده شود!
باید قدر این رخداد بزرگ و بیسابقه را بدانیم و آن را کوچک نشماریم. همزمان باید هوشیار باشیم که در میدان «جنگ روایتها» نیز پیروز میدان باشیم. این بعثت تاریخی و این فتح بزرگ، به برکت انقلاب اسلامی خمینی کبیر (ره) و نظامی است که آقای شهیدمان، امام سید علی خامنهای، معماری کردهاند؛ نظامی که امروز با رهنمودهای رهبر عزیزمان، امام سید مجتبی خامنهای، و با رشادت فرماندهان دلاور، مسئولان مجاهد و استقامت مردم مؤمن ایران به ثمر نشسته است.
با این همه، باید بدانیم که این نبرد، نبردی موجودیتی و تمدنی است؛ جنگی مرحلهای و فرسایشی. همانگونه که آقای شهیدمان نیز تصریح کردهاند، تا دنیا دنیاست این رویارویی میان حق و باطل ادامه خواهد داشت؛ تا آن روز که جهان از فتنه شیاطین خونخوار صهیونیسم و استکبار آمریکایی پاک شود.
چهرههای متغیر یک دشمنی ثابت
در این جنگ تمدنی، دشمن همواره در پی تغییر شیوه نبرد است: گاه با آشوب و فتنهافروزی داخلی، گاه با تحریم اقتصادی، گاه با برهمزدن انسجام ملی، گاه با ترور، گاه با حمله نظامی و گاه با جنگ رسانهای و روایتسازی. از همین رو، ما باید همواره هوشیار باشیم. ما در وضعیتی دائمی از نبرد قرار داریم؛ و با تجربهای که از بدعهدی دشمنان اندوختهایم، باید با نهایت اقتدار، آمادگی، اتحاد و امید، در مسیر ساختن ایران قوی در تمامی میدانها حضور داشته باشیم.
فریاد «مرگ بر آمریکا»ی ملت ایران باید آنچنان رسا و بلند باشد که سیاستمداران ما در عرصه دیپلماسی همچون فرماندهان ما در میدان نبرد، با بدبینی واقعبینانه نسبت به دشمن و با اعتماد به تواناییهای ملی، تحرکات او را زیر نظر داشته و هرگز اجازه عبور از خطوط قرمز را ندهند. فراموش نکنیم که امام خمینی (ره) میفرمودند: «اگر آمریکا و اسرائیل لا اله الا الله هم بگویند، ما نمیپذیریم؛ زیرا میخواهند سر ما کلاه بگذارند.» چه رسد به آنکه با لبخندهای مصنوعی، عنان از کف داده شود و فتوحات شما مردم در این چله نورانی و سرشار از عزت و غرور به فراموشی سپرده شود.
مردم بصیر و مجاهد ایران
دشمن از حضور مستمر، هوشیارانه و میدانداری شما خشمگین و شکستخورده است؛ و وعده الهی آن است که انشاءالله از همین خشم و استیصال نیز سقوط خواهد کرد. بدانیم که وظیفه ما هنوز به پایان نرسیده است. در روزهای پیش رو، باید حضوری پررنگتر از این چهل روز گذشته در صحنه داشته باشیم؛ و هر زمان که این جنگ به پایان برسد و آرامش و امنیت به جبهههای مقاومت بازگردد، به حکم «فاذا فرغت فانصب» وظیفه ما تازه سنگینتر خواهد شد؛ چراکه باید دوچندان برای حفظ وحدت ملی و ساختن ایران قوی و عزیز و پیشرفته مجاهدتی دوچندان کنیم.
به تعبیر آقای شهیدمان، جمهوری اسلامی ایران همان ملت ایران است؛ و این ملت تا پای جان برای اقتدار و عزت سرزمین خود ایستاده است. بعونالله، همین ملت کار را با عزت و سربلندی به سرانجام خواهد رساند.
ما مبعوث نشدهایم که تنها چهل روز در خیابان باشیم؛ ما مبعوث شدهایم تا با استقامت، قلهها را فتح کنیم. راه قله بیتردید با دشواریها همراه است، اما قله نزدیک است و کار در مسیر پایان خویش قرار گرفته است. پس همانگونه که تاکنون خستگی را با عزم و مجاهدت خود خسته کردهاید، در میدان بمانید و خسته نشوید.
و، اما سخنی با اعضای شورای عالی امنیت ملی
آمریکا و رژیم تبهکار صهیونیستی تنها زبان قدرت را میفهمند؛ چه در میدان و چه در مذاکره.
مذاکره؛ تاکتیک، نه هدف؟!
مذاکره، اگر هم بهکار گرفته شود، صرفاً تاکتیکی در مسیر مبارزه است. ثمرات دیپلماسی تنها زمانی قابل برداشت است که از موضع قدرت و با دست برتر ناشی از حضور و دلگرمی نسبت به اقتدار مردم عزیز و غیور ایران به میدان مبارزه بیاد؛ که اگر اینطور باشد قطعا مردم همچون قبل حامی و پشتیبان دولت و تیم مذاکره کننده خواهند بود.
دشمن صفاک و خونخوار آمریکایی باید بداند که شروط دهگانه به عنوان خط قرمز حاکمیت و مردم ایران به شمار آمده و حتی ذرهای از تحقق کامل و جامع همهی بندهای آن کوتاه نخواهند آمد.
اجازه ندهید دشمن چنین تصور کند که آنچه را در میدان مقاومت و ایستادگی جانبرکفان میدان نبرد نظامی به دست نیاورده، میتواند از مسیر مذاکره و دلبستگی و اشتیاق برخی متولیان به میز مذاکره به دست آورد.
باید توجه داشت که ماندن پشت میز مذاکره در شرایطی که طرف مقابل رسماً اعلام کرده شروط دهگانه را نپذیرفته و حتی سه شرط اصلی آن را نیز نقض کرده است، نه نشانه حکمت سیاسی بلکه بیشتر نشانه شیفتگی به مذاکره با جانی آمریکایی تلقی خواهد شد!
پاسخ سخت و بازدارنده به توحش رژیم غاصب صیهونی در لبنان نه تنها وظیفه ذاتی نظام ایران اسلامی است؛ بلکه ابزاری است برای اثبات لزوم و اهمیت حفظ وحدت ساحات به عنوان یکی از شروط غیرقابل چشم پوشی در هر گفت و گویی!
باید در میدان ثابت کرد که معادله چشم در برابر چشم حتی در زمان مذاکره هم جاری است و هیچ منافاتی با بودن پشت میز مذاکره ندارد؛ هیچ دلیلی ندارد که به بهانه مذاکره، پاسخ دندان شکن به تجاوز داده نشود؛ لذا در صورت تجاوز و نقض شروط نه تنها معادل بلکه بسیار سختتر پاسخ را در میدان باید بگیرد.
خطوط قرمز غیرقابل مذاکره!
با این حال، اگر اصرار بر ادامه این مسیر وجود دارد، باید دانست که مهمتر از موضوعات قابل مذاکره، اولا تعیین خطوط قرمزی است که اساساً نباید در هیچ مذاکرهای درباره آنها سخنی به میان آید و درثانی تضمینهای عینی است که اساساً در میدان نبرد به دست خواهد آمد!
مطالبه اصلی مجاهدان حاضر در میدان این است که درباره حق مسلم ایران در غنیسازی و بهرهگیری از انرژی هستهای به میزان نیاز، تقویت و توسعه زیرساختهای دفاعی از جمله توان موشکی و...، حمایت از جبهه مقاومت و امت اسلامی، هیچگونه مذاکرهای صورت نگیرد!
تنگه هرمز، بهعنوان سلاح استراتژیک ایران، دیگر صرفاً یک آبراه بینالمللی نیست. همانگونه که رهبر عزیزمان فرمودند، این تنگه باید همچنان بسته بماند تا دشمن نتیجه تلاشهای خود برای تغییر رژیم را در عبور از آن مشاهده کند. از این پس باید شاهد نظارت کامل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و تسلط کشور بر این آبراه حیاتی باشیم.
جهان در این چهل روز، تنها ذرهای از طعم تلخ تحریمهای ظالمانهای را که سالها بر ایران تحمیل شده است تجربه کرد. اکنون زمان آن رسیده است که تمامی تحریمها و قطعنامههای شورای حکام و شورای امنیت لغو شود و داراییهای ایران آزاد گردد. از این پس جهان باید مرز خود را با جنایتکاران روشن کرده و تعامل خود را با ایران ــ قدرت خاورمیانه و قطب جهان اسلام ــ تنظیم کند.