تجلی ایران، در شعر شاعر تاجیکی / که نبضِ جهان است و جان و دل است!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۲۰۸۴

تجلی ایران، در شعر شاعر تاجیکی / که نبضِ جهان است و جان و دل است!

فردوس اعظم، شاعر تاجیکی از ایران سرود.
تجلی ایران، در شعر شاعر تاجیکی / که نبضِ جهان است و جان و دل است!

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، فردوس تعظم شاعر بلندآوازه تاجیکستانی از ایران سرود.

یکی خیره‌سر، بر سریرِ دروغکه جانش ندارد نشان از فروغ
به پندارِ باطل که با زور و شربسوزد دل این «کهَن‌بوم و بَر»
نفس‌های او بوی خاکستر استابرقدرت؟ اصلا! ابرابتر است!
که این کینه‌توزِ غریب و دژمچه داند از ایران و از جامِ جم؟
نداند که ایران نه مشتی گِل است که نبضِ جهان است و جان و دل است!
ندانَد که این فرّ و این عشقگاهبه شمشیر و آتش نگردد تباه!
بسی دیوِ کین آمد و درگذشتچو بادی که نالید در کوه و دشت
بله، آمدند از پیِ غارتش که ویران کنند آن همه شوکتش
سکندر کجا؟ آن همه کین چه شد؟ «شکوهِ» دروغینِ «شاهین» چه شد؟
همه باد گشتند و ایران بجاست، که این ریشه در سایه‌گاهِ بقاست!
تو ای تاجرِ جنگ و دیوِ زمانچه دانی ز خشم— آهِ ایرانیان!
تو از نرخ خون گویی و سود خویشمن از ریشه می‌گویم از اصل و کیش!
بترس از خروشِ دماوندِ پیرزِ خشمِ نهفته در این شرزه‌شیر!
ستون‌های دیرینِ تختِ مهینگواهِ بقا باشد از سرزمین!
بله مامِ ایران بماند چنانبه امروزیان و به آینده‌گان!
 
پربازدیدترین آخرین اخبار