پاسخ به ویرانی؛ خیزش علمی و صنعتی توسط دانشگاه پساجنگ است
به گزارش خبرنگار دانشگاه و فناوری خبرگزاری دانشجو- وقتی در میانه جنگ، پلهای ویرانشده در کمتر از ۷۲ ساعت دوباره برپا میشوند، این فقط یک عملیات عمرانی نیست؛ نمایش قدرت دانشی است که از دل دانشگاه برمیخیزد. اینجا همان نقطهای است که علم از مرز کلاس و کتاب عبور میکند و به نیروی نجاتبخش یک ملت تبدیل میشود. در چنین شرایطی، دانشگاه دیگر یک نهاد صرفاً آموزشی نیست، بلکه به ستاد احیای کشور و ستون بازدارندگی آینده بدل میشود؛ نهادی که میتواند هم در دل بحران بایستد و هم مسیر بازسازی و پیشرفت را هموار کند. مهندسان و اساتید در رشتههای مختلف پای کار بازسازی آمدند.
بسیج ظرفیت دانشگاهها برای بازسازیِ پساجنگ
یکی از زمینهسازیها برای بازسازی هرچه سریعتر، ایجاد هماهنگی میان دستگاههای دولتی است. حسین سیمایی، وزیر علوم در دیدار با وزیر نفت ضمن اعلام آمادگی وزارت علوم برای ایفای نقش فعال در دوره پساجنگ، تأکید کرد که تمامی ظرفیتهای دانشگاهها، پژوهشگاهها و پارکهای علم و فناوری برای بازسازی خرابیهای ناشی از جنگ بسیج خواهد شد. وی افزود: این ظرفیتها میتوانند در تسریع روند بازسازی و جبران خسارات، نقش مؤثری ایفا کنند.

وزیر نفت نیز با ارائه گزارشی از اقدامات این وزارتخانه در طول جنگ، از پیشنهاد وزیر علوم استقبال کرد و بر ضرورت بهرهگیری از توان علمی کشور تأکید نمود. وی اعلام کرد که با تشکیل کمیتههای مشترک میان دو وزارتخانه، زمینه همکاری نظاممند برای بازسازی و جبران خسارات فراهم خواهد شد و وزارت نفت از ظرفیت دانشگاهها و پارکهای علم و فناوری در این مسیر استفاده خواهد کرد.
وزیر علوم ایران همچنین در حاشیه بازدید از پژوهشگاه هوافضا گفت: اینجا یکی دیگر از جنایتهای علمی ائتلاف منحوس اسرائیلی آمریکایی است؛ اینجا محلی بوده که محققان و پژوهشگران در حوزههای غیرنظامی، زیست شناسی، کشاورزی و نقشه برداری پژوهش میکردند که متاسفانه مورد حمله ددمنشانه دشمن قرار گرفت.
وی افزود: دانشگاهها برای دوره پسا جنگ برنامههای تحولی مناسبی را برنامهریزی کردند. ما هم اکنون برنامههای آموزشی، علمی تحقیقاتی و فناوریهای خودمان را با نیازهای پس از جنگ سازگار میکنیم.
در جهان امروز، دانشگاهها موتور اصلی پیوند علم با صنعت و فناوری هستند؛ همان پیوندی که در ادبیات علمی با عنوان Dual-use technology شناخته میشود و نشان میدهد دانش تولیدشده میتواند هم در خدمت توسعه اقتصادی و هم در تقویت توان دفاعی بهکار گرفته شود. بازسازی سریع پلهای تخریبشده، نمونهای روشن از این واقعیت است که سرمایه واقعی کشور نه صرفاً تجهیزات، بلکه دانش مهندسان و متخصصانی است که در دانشگاهها تربیت شدهاند. این توانایی، به کشور اجازه میدهد در شرایط بحرانی، زیرساختهای حیاتی را احیا کند، جریان زندگی را ادامه دهد و از فروپاشی ساختارهای اساسی جلوگیری نماید.
این رخداد، تصویری عینی از تبدیل علم به قدرت عملیاتی است؛ قدرتی که میتواند در لحظه بحران وارد میدان شود و گرههای حیاتی را باز کند. وقتی دانشگاه بتواند نیرویی تربیت کند که در اوج فشار و محدودیت، تصمیم بگیرد، طراحی کند و بسازد، آنگاه دیگر علم یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه به ابزار بقا و پیشرفت تبدیل میشود. از همین رو، نقش دانشگاه در دوران پساجنگ نهتنها کاهش نمییابد، بلکه چندین برابر میشود و به نقطه کانونی سازندگی ملی بدل میگردد.
دانشگاه پساجنگ، باید در گام نخست، بازسازی زیرساختهای حیاتی را برعهده گیرد؛ از پلها و جادهها گرفته تا شبکههای انرژی، آب و ارتباطات. این بازسازی، صرفاً به معنای ترمیم خرابیها نیست، بلکه فرصتی برای نوسازی بر پایه دانش نوین و افزایش تابآوری کشور در برابر بحرانهای آینده است. در گام بعدی، دانشگاه باید به موتور جهش فناوری تبدیل شود و با تمرکز بر تولید دانش بومی، فاصله ایجادشده در اثر جنگ را جبران کند. این مسیر، نهتنها وابستگی را کاهش میدهد، بلکه زمینهساز شکلگیری اقتصادی دانشبنیان و پایدار خواهد بود.
در کنار این دو مأموریت، دانشگاه مسئولیتی عمیقتر نیز بر عهده دارد: تربیت نسل بازساز. نسلی که بتواند در شرایط سخت تصمیم بگیرد، خلاقانه عمل کند و روحیه ساختن را جایگزین انتظار و انفعال نماید. این نیروی انسانی، مهمترین سرمایه برای عبور از بحران و ورود به مسیر پیشرفت است. در همین حال، نقش دانشگاه در حوزه دفاع نیز قابل چشمپوشی نیست. توسعه فناوریهای بومی، طراحی زیرساختهای مقاوم، و ارتقای سیستمهای پشتیبانی و لجستیکی، همگی نشان میدهند که دانشگاه، حتی اگر در خط مقدم نباشد، مغز متفکر دفاع ملی است.

برگزاری کلاس مرمت و بازسازی دکتر صفاییپور مقابل خرابههای ناشی از حملات دشمن به دانشگاه
جنگ اما تنها زیرساختها را تخریب نمیکند؛ بلکه روح جامعه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. در این میان، دانشگاه میتواند به کانون بازسازی اجتماعی تبدیل شود؛ فضایی برای گفتوگو، همبستگی و بازگشت امید. حضور فعال دانشگاه در عرصه حل مسائل، میتواند از مهاجرت نخبگان جلوگیری کند و اعتماد عمومی را بازسازی نماید. این نقش، به اندازه بازسازی فیزیکی اهمیت دارد، چرا که بدون سرمایه اجتماعی، هیچ توسعهای پایدار نخواهد بود.
در چنین شرایطی، پاسخ به ویرانی معنایی روشن پیدا میکند: توقف، گزینه نیست؛ شتاب در ساختن، تنها راه است. دانشگاهی که دیروز هدف حمله بوده، امروز باید به نماد ایستادگی تبدیل شود؛ جایی که علم نهتنها متوقف نمیشود، بلکه با قدرت بیشتری ادامه مییابد. این همان نقطهای است که یک ملت، از دل بحران، مسیر جدیدی برای پیشرفت ترسیم میکند.
اگر این مسیر بهدرستی طی شود، نتیجه صرفاً بازسازی نخواهد بود، بلکه عبور به مرحلهای بالاتر از اقتدار ملی رقم خواهد خورد؛ جایی که دانش، موتور اصلی اقتصاد، امنیت و پیشرفت است. تجربه بازسازی سریع زیرساختها در دل جنگ، نشان داد که چنین ظرفیتی وجود دارد و میتوان بر آن تکیه کرد. در نهایت، حقیقتی روشن باقی میماند: کشوری که دانشگاه زنده و پویا دارد، حتی اگر ویران شود، دوباره ساخته خواهد شد—این بار، مستحکمتر، پیشرفتهتر و آمادهتر برای آینده.