عبدالکریمی: مفاهیمی مانند حقوق بشر گاه در خدمت منافع قدرتهای بزرگ قرار میگیرد
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه و عضو هیئت علمی دانشگاه، در گفتوگویی، در واکاوی تحولات نظام بینالملل اظهار داشت: برای فهم این تطورات باید دانست که تمدن غرب اساساً تمدنی متافیزیکی است.
وی با استناد به آرای متفکرانی همچون نیچه تصریح کرد که ذات متافیزیک غربی با «اراده معطوف به قدرت» پیوند خورده است؛ بدین معنا که انسان غربی با اتکا بر عقلانیت خودبنیاد، درصدد سیطره بر جهان و انقیاد آن در جهت خواستهای خویش است.
عبدالکریمی اوج تجلی این اراده را در دوران مدرن میداند؛ عصری که در آن بشر غربی برای تثبیت سلطه بر سایر اقوام و ملتها تلاش میکند.
گذار به عصر «پساسیاست» و عریانی خشونت
این متفکر برجسته معتقد است که ما امروز وارد مرحله نوینی از این اراده شدهایم که میتوان آن را «عصر پساسیاست» نامید.
به گفته وی، این عصر که بهویژه در دهههای آغازین قرن بیستویکم قوام یافته، نشانگر آن است که تمدن غربی به رهبری ایالات متحده، دیگر خود را ملزم به رعایت قواعد کلاسیک سیاست، دیپلماسی و نهادهایی که خود بنیان گذاشته بود، نمیبیند.
در چنین فضایی، زور و خشونت عریان بیش از پیش در مناسبات بینالمللی رخ مینماید. عبدالکریمی با اشاره به جنگها و حملات نظامی سالهای اخیر، تأکید کرد که قدرتهای بزرگ اکنون بیش از گذشته میکوشند اهداف خود را از طریق اعمال زور پیش ببرند و در مواجهه با مقاومتهای پیشبینیناپذیر، دامنه خشونت را حتی تا سطح آسیب به غیرنظامیان گسترش میدهند تا با ایجاد هراس، قدرت جنگی خود را به رخ بکشند.
پوشالی بودن نهادهای بینالمللی و بحران کارآمدی
عبدالکریمی در پاسخ به پرسشی پیرامون انفعال نهادهای بینالمللی در قبال این خشونتها، به ریشههای ساختاری این مراکز اشاره کرد و گفت: بسیاری از این نهادها اساساً توسط همان قدرتهای بزرگ و برای صیانت از نظمی که منافع آنها را تأمین میکند، شکل گرفتهاند؛ لذا در تلاطم منافع قدرتها، استقلال و کارآمدی این نهادها با پرسشهای جدی روبهرو شده و ماهیت پوشالی آنها در عصر پساسیاست آشکار گشته است.
وی تصریح کرد که مفاهیمی، چون دموکراسی، حقوق بشر و امنیت بینالملل، اگرچه در گفتمان رسمی نظام بینالملل پررنگ هستند، اما در عمل به ابزاری برای تأمین منافع قدرتهای مسلط بدل گشتهاند. از همین رو، کشورها ناگزیرند برای حفظ بقای خود بر قدرت و ظرفیتهای درونی خویش تکیه کنند.
استراتژی تجزیه و ضرورت پاسداری از انسجام ملی
عضو هیئت علمی دانشگاه در بخش دیگری از این گفتوگو، به تبیین سیاست «اختلاف بینداز و حکومت کن» پرداخت و آن را راهبردی ریشهدار در تاریخ استعمار دانست.
وی هشدار داد که کوچک کردن ملتها از طریق تحریک شکافهای قومی و مذهبی و در نهایت تجزیه کشورهای بزرگ و بااهمیتی همچون ایران، بخشی جداییناپذیر از سیاستهای سلطهجویانه است.
عبدالکریمی با تأکید بر اینکه تنوعات قومی در صورت مدیریت ناصحیح میتواند بستر ایجاد شکافهای اجتماعی شود، خاطرنشان کرد که اگرچه ایران همواره هدف این توطئهها بوده، اما جامعه ایرانی همواره با اتکا به هویت تاریخی و فرهنگی خود مقاومت کرده است.
وی در پایان بر ضرورت صیانت از «انسجام ملی» تأکید کرد و پاسداری از این سرمایه بزرگ را در گرو پیوند میان هویت ملی، آموزههای معنوی و خرد تاریخی تمدن ایرانی دانست.
منبع : دیدبان حقوق بشر کردستان ایران