چالش حاکمیت بغداد بر اقلیم؛ حضور نیروهای خارجی عامل تداوم ناامنی منطقه
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۶۱۴۷

چالش حاکمیت بغداد بر اقلیم؛ حضور نیروهای خارجی عامل تداوم ناامنی منطقه

کارشناس مسائل منطقه معتقد است که چالش حاکمیت بغداد بر اقلیم، حضور نیروهای خارجی عامل تداوم ناامنی منطقه است.
چالش حاکمیت بغداد بر اقلیم؛ حضور نیروهای خارجی عامل تداوم ناامنی منطقه
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، اصغر زارعی، کارشناس مسائل منطقه در گفت‌وگویی گفت: متأسفانه دولت عراق از اعمال حاکمیت تام و تمام خود بر اقلیم کردستان برخوردار نبوده و این مسئله ریشه در مداخلات خارجی، به‌ویژه حضور نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده در این منطقه دارد.
 
این نیروها با بهره‌گیری از ضعف و ناتوانی دولت مرکزی عراق، بخش قابل توجهی از امکانات و پایگاه‌های خود را در مناطق سلیمانیه و اربیل که تحت نفوذ جریان‌های محلی از جمله بارزانی‌ها قرار دارد، مستقر کرده‌اند. به همین واسطه، بخشی از نیروهای ضدانقلاب، گروه‌های کُردی و جریان‌های اپوزیسیون در این مناطق تجمیع شده‌اند و حضور بلندمدت آن‌ها به یکی از چالش‌های امنیتی میان ایران و دولت عراق تبدیل شده است.
 
با وجود سال‌ها مذاکره و گفت‌وگو، در نهایت توافق‌نامه‌ای امنیتی میان دو کشور حاصل شد تا دولت عراق بتواند از طریق اعمال حاکمیت، نسبت به خلع سلاح و بی‌اثر کردن این گروه‌ها اقدام کند؛ اما متأسفانه با وجود وعده‌ها، این روند به‌طور کامل محقق نشده است. هرچند در برخی مقاطع، به‌ویژه در مناطق مرزی، شاهد آرامش نسبی بوده‌ایم، اما همچنان حضور این نیروها یکی از عوامل اصلی ناامنی و بی‌ثباتی برای عراق، ایران و حتی ترکیه محسوب می‌شود.
 
بر اساس مفاد منشور ملل متحد، به‌ویژه ماده ۲ و همچنین مواد ۴۹ تا ۵۱ فصل هفتم، دولت‌ها موظف به حفظ صلح و امنیت و جلوگیری از تهدید علیه کشورهای همسایه هستند، اما عراق به‌دلیل حضور گسترده نیروهای خارجی و ناتو و همچنین استقرار پایگاه‌های متعدد آمریکا، از جمله پایگاه ویکتوری در بغداد، عملاً نتوانسته از ظرفیت‌های خود به‌طور مؤثر استفاده کند.
 
این شرایط موجب شده دولت عراق اراده و توان لازم برای خلع سلاح نیروهای غیرعراقی و مقابله با اقدامات ضدایرانی آن‌ها را نداشته باشد.
 
در جریان درگیری‌های اخیر موسوم به جنگ ۴۰ روزه، ایران با هدف بی‌اثر کردن توان گروه‌های کُردی از جمله کومله و دموکرات، از ظرفیت‌های نظامی قابل توجهی استفاده کرد و با همراهی نیروهای حزب‌الله و حشدالشعبی، ضربات سنگینی به این گروه‌ها وارد شد.
 
این اقدامات باعث شد توان عملیاتی این گروه‌ها به‌شدت کاهش یافته و امکان برنامه‌ریزی و اجرای عملیات علیه ایران که بعضاً با حمایت آمریکا دنبال می‌شد، از آن‌ها سلب شود.
 
همان‌گونه که اشاره شد، نیروهای کُردی در اقلیم کردستان، سوریه، ترکیه و حتی در مواردی در داخل ایران، تحت تأثیر تبلیغات و حمایت‌های فریبنده و بعضاً پوچ، به‌ویژه از سوی ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و برخی دیگر از دولت‌ها، دچار این تصور شده‌اند که می‌توانند به تشکیل یک کشور مستقل کُردی در منطقه دست یابند.
 
این پندار، آن‌ها را به مسیری سوق داده که عملاً به ابزاری در خدمت سیاست‌های مداخله‌گرایانه قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه آمریکا، تبدیل شده‌اند.
 
تجربه‌های موجود در ترکیه، سوریه و اقلیم کردستان نشان می‌دهد که گروه‌ها و رهبران این جریان از جمله افرادی مانند «مهتدی» و «مصطفی هجری» که عمدتاً در اروپا و آمریکا حضور دارند، بیش از آنکه در راستای منافع مردم خود حرکت کنند، در عمل در چارچوب اهداف مداخله‌جویانه ایفای نقش کرده‌اند.
 
در سوریه به‌روشنی مشاهده شد که نیروهای آمریکایی پس از بهره‌برداری‌های لازم، از جمله تسلط بر منابع نفتی و استقرار در مناطق شرقی این کشور، در مقاطع حساس هیچ‌گونه حمایت مؤثری از نیروهای کُردی به عمل نیاوردند و آن‌ها را در معرض خسارات و تلفات جدی قرار دادند. این نیروها در نهایت بدون پشتوانه رها شده و در برابر جریان‌هایی مانند نیروهای وابسته به جولانی آسیب‌های سنگینی متحمل شدند و امروز با نوعی سرخوردگی در صحنه سوریه مواجه‌اند.
 
در اقلیم کردستان نیز، با وجود سوابق گروه‌هایی همچون بارزانی‌ها، طالبانی‌ها و همچنین گروه‌هایی مانند دموکرات، کومله، خبات و سایر نیروهایی که از ایران به آن منطقه منتقل شده‌اند، همچنان شاهد بهره‌برداری سیاسی و امنیتی از آن‌ها توسط آمریکا و برخی دیگر از کشورها هستیم.
 
این حمایت‌ها که در حوزه‌های تسلیحاتی، آموزشی و اطلاعاتی صورت می‌گیرد، موجب ایجاد امیدهای غیرواقعی در میان آن‌ها شده است؛ در حالی که این تصور، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، نوعی توهم سیاسی است و در عمل برنامه مشخصی برای تأمین منافع آن‌ها از سوی حامیانشان وجود ندارد.
متأسفانه این جریان‌ها طی سه تا چهار دهه گذشته نتوانسته‌اند از تجربیات تلخ خود درس بگیرند و همچنان به‌عنوان ابزار در اختیار نیروهای مداخله‌گر باقی مانده‌اند. نتیجه این روند، تحمیل خسارات گسترده انسانی و مادی به خود آن‌ها و تبدیل شدن به جریانی سرگردان و بدون پشتوانه در منطقه بوده است.
در جریان جنگ اخیر نیز، این نیروها بیشترین آسیب را متحمل شدند؛ چه از سوی ایران و نیروهای مسلح آن و چه از طریق نیروهای مقاومت در عراق.
 
در مقابل، نیروهای آمریکایی همانند حضورشان در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس تمرکز خود را صرفاً بر حفظ پایگاه‌ها و نیروهای خود، از جمله در «پایگاه الحریر اربیل»، قرار دادند و حمایت مؤثری از متحدان محلی خود انجام ندادند.
 
بر این اساس، به نظر می‌رسد دولت عراق و جمهوری اسلامی ایران می‌توانند در شرایط پس از این تحولات، با بهره‌گیری از ظرفیت‌های حقوقی و بین‌المللی، از جمله معاهدات استرداد مجرمین و توافق‌نامه‌ امنیتی دوجانبه و با استناد به منشور ملل متحد به‌ویژه ماده ۲ و مفاد فصل هفتم آن که بر صلح، امنیت و حق دفاع مشروع کشورها تأکید دارد اقدامات لازم را برای پیگیری و استرداد رهبران و عناصر تحت تعقیب این گروه‌ها از جمله افراد یادشده از دولت عراق و سایر کشورها دنبال کنند.
 
این روند می‌تواند در نهایت به مهار جریانی که به ابزاری در اختیار قدرت‌های خارجی تبدیل شده و موجب ناامنی و بی‌ثباتی در کشورهای منطقه از جمله ایران، عراق، ترکیه و بخش‌هایی از سوریه شده است، کمک کرده و زمینه پایان این وضعیت را فراهم آورد.
منبع : هرمز نیوز 
پربازدیدترین آخرین اخبار