از شکست عملیات پنجه عقاب در طبس۱ تا طبس ۲؛ روایت ناکامیهای آمریکا در عمق ایران
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران و قطع روابط سیاسی دوکشور، امریکا در تلاش برای آزادی گروگانهای خود، طرح عملیات نجات را برنامهریزی کرد. موفقیت این طرح و تبلیغات گستردۀ آن، میتوانست برگ برندهای در انتخابات ریاستجمهوری امریکا باشد.
گروه ویژه حملهکننده به ایران «دلتا» نام داشت و نام عملیات «پنجه عقاب» بود. چهارم اردیبهشت ۱۳۵۹ ششفروند هواپیمای سی۱۳۰ از نقاط کور راداری وارد ایران شد و در صحرای طبس فرود آمد. با وجود پیشبینی وضع مساعد هوا، طوفان ناگهانی شن عملیات را با شکست مواجه کرد. این شکست بازتاب وسیعی در جهان یافت. کارتر شکست عملیات نجات را تلخترین شکست خود دانست.
نیمهشب چهارم اردیبهشت ۱۳۵۹، دکترین نظامی آمریکا برای نخستین بار طعم تلخ ناتمامماندن یک عملیات ویژه را چشید. طرحی که قرار بود گرهگاه ۵۳ گروگان آمریکایی در تهران را با زور باز کند، پیش از آنکه به خطوط هوایی پایتخت برسد، در دل صحرای طبس نقش بر آب شد.
عملیات موسوم به «پنجه عقاب» که نخستین میدانآزمایی یگان افسانهای دلتا فورس محسوب میشد، از همان ابتدا با طلسمی از نقص فنی و طوفانهای شن دستوپنجه نرم کرد. از میان ۸ بالگرد اعزامی، سه فروند یکییکی از مدار خارج شدند و ناوگان پروازی را به مرز بحران رساندند. اما نقطه پایان، تصادف مرگبار یک سی-۱۳۰ با بالگردی بود که در دل غبار آلود کویر، دید افقی را به صفر رسانده بود. انفجار مهیب، جان ۸ نظامی آمریکایی را گرفت و در همان لحظه، فرمان عقبنشینی به صدا درآمد.
در آن شب تاریخی، ۵ بالگرد گرانقیمت رها شدند و بقایای تجهیزات پیشرفته، سوغاتی از یک مأموریت نافرجام برای خاطره کویر باقی ماند. این فاجعه که در رسانههای جهان با تیتر «شکستِ بیسابقهِ سیا و پنتاگون» بازتاب یافت، ضربهای مهلم به حیثیت نظامی و سیاسی کاخ سفید وارد کرد و یکی از عوامل سقوط جیمی کارتر از قله قدرت بود.
پیامدها و بازتابهای جهانی شکست مفتضحانه آمریکا در طبس
خبر شکست این عملیات تجاوزکارانه همچون صاعقهای بر کاخ سفید و پنتاگون و سیا فرود آمد و رسوایی ماندگاری را بر حیثیت آمریکا ثبت کرد. ناکامی و اندوه عمیق و احساس سرافکندگی از ساعت شکست عملیات در روحیه خلبانان آمریکایی خود را نشان داد. کارتر شکست عملیات نجات را تلخترین شکست خود در مدت چهار سال خدمت در کاخ سفید خواند. سایروس ونس برای گریز از بدنامی، بیدرنگ پس از واقعه استعفا کرد. برژینسکی که مصرّانه از حمله به ایران و نجات گروگانها داد سخن میداد، این ناکامی را تلخترین سرخوردگی خود در طی چهار سال خدمت در کاخ سفید خواند. وزیر دفاع وقت آمریکا در پاسخ پرسش از چگونگی شکست عملیات نجات گفت «آیتاللّه خمینی در بالکن خانه خویش ایستاده بود و با هر حرکت دست او، یک هواپیما به زمین میافتاد».
شکست نظامی آمریکا در طبس پیامدهایی، چون ناامیدی ملی، تحقیر ملی و تضعیف موقعیت بینالمللی آمریکا را به دنبال داشت. این حادثه ابهت آمریکا را در میان ملتهای مسلمان و جهان سوم شکست و واکنشهای آزادیخواهانه و ضد امپریالیستی جریانها و کشورهای مختلف خارجی را در پی داشت. تجاوز ناموفق آمریکا به ایران موجی از مخالفتهای جهانی علیه آمریکا را به همراه آورد. بیشتر کشورها و شخصیتهای مطرح جهانی این حرکت را محکوم کردند. سفیران کشورهای کوبا، هند، لیبی و سازمان آزادیبخش فلسطین در تهران اقدام آمریکا در حمله به طبس را محکوم کردند. این حمله موجی از ناباوری و خشم را در کشورهای غربی متحد آمریکا ایجاد کرد. انگلیس، آلمان، فرانسه و ایتالیا به تلخی از تصمیم کارتر در زمینه حمله نظامی به ایران یاد کردند و برای مصونماندن از خشم امامخمینی اعلام کردند که کارتر بر خلاف تعهد قبلی، در فرستادن نیروهای نجات به ایران با آنان مشورت نکردهاست. وزیر خارجه دانمارک معتقد بود که این اقدام کارتر اوضاع موجود را پیچیدهتر کرد و شرایطی را به وجود آورد که موضوع باید در کمیسیون کشورهای بازار مشترک بحث شود.
از سوی دیگر، خبرگزاری تاس شوروی کارتر را به سبب خصلت خودخواهانهاش در آرزوی تداوم ریاست جمهوری، سزاوار شکست شمرد. آندره گرومیکو وزیر امور خارجه وقت شوروی این واقعه را محکوم کرد و دولت سوریه آن را راهزنی خواند. مجله تایم لندن در ۵ می ۱۹۸۰م این ماجرا را شکست نظامی، دیپلماتیک و سیاسی برای ارتش آمریکا پس از شکست ویتنام شمرد که با نبود دشمن و تمرین چهارماهه نتوانستند هواپیماها را از برخورد با یکدیگر حفظ کنند و به تعبیر یکی از استادان دانشگاهِ «ویلیام و مری» از مراکز آموزشی معتبر آمریکا، با افول ابرقدرتی آمریکا در مواجهه با ایران، پنجههای خردشده عقاب آمریکا در کویرهای ایران جا ماند و مدفون شد.
طبس ۲: تکرار شکست در جنوب اصفهان
اگر تصور میشد ماجرای طبس، یک حادثه تاریخی و منحصربهفرد باقی خواهد ماند، چهار دهه بعد بار دیگر تاریخ در منطقه مرکزی ایران دست به تکرار زد. این بار، هدف حساستر بود: یکی از تأسیسات هستهای نزدیک اصفهان.
بر اساس شواهد بهدستآمده، ساعت صفر عملیات موسوم به «طبس ۲» در اتاق وضعیت کاخ سفید و با نظارت مستقیم رئیسجمهور وقت آمریکا تعیین شد. برنامهریزان که مغرور به ضعف پنداری پدافند ایران بودند، در محاسبات خود اشتباه فاحشی مرتکب شدند. هشدارهای چند ژنرال بلندپایه ارتش آمریکا درباره ریسکهای فاجعهبار عملیات، نهتنها جدی گرفته نشد، بلکه موجب برکناری آنها تنها چند روز پیش از اجرای مأموریت شد.
آمریکاییها با تصور یک فرودگاه متروکه در نزدیکی تاسیسات هستهای اصفهان، دو فروند سی-۱۳۰ را به سمت منطقه گسیل داشتند. اما آنچه در انتظارشان بود، یک کمین هوشمندانه و چندلایه از سوی نیروهای مسلح ایران - از ارتش و سپاه تا فراجا و نیروهای مردمی محلی - بود.
لحظه صفر: از عملیات اصلی تا عملیات نجات
هواپیمای اول که دهها کماندو را حمل میکرد، با اندکی انحراف از باند خاکی فرود آمد. اما هواپیمای دوم - حامل تجهیزات کلیدی از جمله خودروهای ویژه و بالگردهای تهاجمی - پیش از نشستن بر زمین، هدف آتش نیروهای ایرانی قرار گرفت و به فرود اضطراری وادار شد.
در همین لحظه، دو بالگرد بلک هاوک نیز از راه رسیدند و صحنه را تبدیل به تلهای تمامعیار کردند. کماندوهای آمریکایی که خود را زیر آتش سنگین و در محاصره کامل میدیدند، درمانده از اتاق وضعیت کاخ سفید درخواست کمک کردند. فرمان فوری صادر شد: «عملیات اصلی لغو، اولویت نجات نیروهاست.»
ساعات بعدی، صحنهای از عقبنشینی شتابزده و آشفته بود. چند فروند هواپیمای کوچک برای تخلیه سریع کماندوها اعزام شدند؛ آنقدر عجله که برخی افسران مدارک شناسایی خود را در منطقه رها کردند. جنگندههای آمریکایی برای پوشش عقبنشینی، دایره آتشی به شعاع ۵ کیلومتر ایجاد کردند و سپس تجهیزات رها شده - از بالگردهای لیتلبرد گرفته تا محموله داخل سی-۱۳۰ - را با بمباران سنگین نابود کردند تا به غنیمت نیروهای ایرانی درنیاید. اما حضور افراد نجاتیافته در مهلکه و رها شدن مدارک هویتی افسران، خود سند زنده این فاجعه بود.
برتری اراده آسمانی بر زرادخانه زمینی
در هر دو مقطع - طبس ۱ و طبس ۲ - آنچه صحنه نبرد را رقم زد، نه برتری تسلیحاتی و نه هوشمندی تاکتیکی صرف، بلکه تجلی آشکار قدرتی بود که از محاسبات مادی فراتر میرود. همان نیرویی که در شب عملیات «پنجه عقاب» طوفانی از شن بر سر راه پیشرفتهترین یگان ویژه جهان گستراند و در جنوب اصفهان، نقشههای دقیق پنتاگون و کاخ سفید را در تلهای از آتش و غافلگیریِ هوشمندانه دفاع هوایی ایران، نقش بر آب کرد. خداوند بار دیگر نشان داد که هرچند آمریکا زرادخانهای از ادوات و مشاورانی از خبرهترین استراتژیستها را در اختیار دارد، اما اراده الهی بر هر محاسبه مادی پیروز است و کویر ایران، گواه سربلند این حقیقت ماندگار باقی خواهد ماند.