ترامپ، ایران و تکرار یک دروغ تاریخی !
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا که با هدف «رژیم چنج» دستور حمله به ایران را صادر کرده بود، اکنون به دلیل عدم دستیابی به دستاوردی استراتژیک از میدان نبرد و همچنین تحلیل رفتن اعتبار آمریکا بر اثر جنگ، مدام توجیهی تکراری را برای سرپوشی بر «اشتباه استراتژیک» خود و سفیدشوییهای جنایت آمریکا در منطقه بازگویی میکند؛ «ما اجازه ندادیم ایران سلاح هستهای داشته باشد.»
این توجیه که البته در حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ نیز بیان میشد، مقصودی جز امنیتیسازی ایران که فعالیتهایش به اذعان سیستم اطلاعاتی آمریکا صلحآمیز بوده و همچنین موجهسازی جنایت علیه این کشور ندارد. امری که ریشه در اعتبارزدایی از آمریکا و زوال هژمونی آن نیز داشته است.
تهدیدنمایی از راه «امنیتیسازی»
از اوایل دهه ۱۹۹۰، رژیم صهیونیستی مکررا این دروغ را برای ایجاد فشار بر علیه ایران بیان کرده که ایران میخواهد به سلاح هستهای دست پیدا کند. به عنوان مثال، جان قزوینیان، نویسنده ایرانی-آمریکایی در کتاب «تاریخ روابط ایران و آمریکا» نوشته: «در سال 1992، نتانیاهو هشدار داده بود که ایران طی سه تا پنج سال به بمب هستهای مجهز میشود. در سال 1995 اسرائیل مدعی شد که ایران کموبیش در پنج سال آینده به سلاح هستهای دست خواهد یافت. سال بعد به سازمان ملل اعلام کرد که ایران طی هشت سال سلاح تولید خواهد کرد.»
با این حال، اکنون پس از گذشت سه دهه، نهتنها اثری از بمب اتم در ایران نیست بلکه حتی سازمانهای اطلاعاتی دنیا هم بر صلحآمیز بودن فعالیت هستهای ایران تاکید کردهاند.
در واقع، هدف این اظهارات رژیم صهیونیستی، چیزی جز تلاش برای فشار بر ایران و همچنین تبدیل کردن پروندهای سیاسی به پروندهای امنیتی نبوده است. امری که در علم روابط بینالملل آن را «امنیتیسازی» مینامند تا بتوان از طریق آن، «اقدامات نامشروعی» همانند جنگ و یا تحریم و فشار را به «مجازاتی مشروع» بدل کرد.
حال اکنون پس از جنگی که ترامپ بر علیه ایران به راه انداخته و نتیجهای جز یک شکست بزرگ هم به دنبال نداشته، رئیس جمهور آمریکا در حال استفاده از همین ابزار میباشد تا جنایتهای آمریکا در ایران را سفیدشویی کند. موضوعی که وقوع آن پیش از حمله به عراق توسط آمریکا و انگلیس هم مشاهده شده بود.
همان همیشگی!
پشت پرده نیات کشورهای غربی از ایجاد جنگ در منطقه غرب آسیا چیزی جز دستیابی به قدرت، نفت و منافع بیشتر نبوده است. اما این اهداف اقتصادی و سیاسی معمولا با یک پوشش صلحآمیزانه همراه میشد تا جنایتهای غربیها را موجه جلوه دهد.
به عنوان مثال، پیش از حمله آمریکا و انگلیس به آمریکا در سال ۲۰۰۳، رسانههای غربی مکررا از تلاش صدام برای دستیابی به بمب اتم سخنسرایی میکردند تا حمله به عراق را به عنوان مجازاتی مشروع برسازی کنند. حتی سرویس اطلاعاتی انگلیس گزارشهایی مبنی بر ورود اورانیوم از الجزایر به عراق منتشر کرده بود که واکنش البرادعی، رئیس وقت آژانس بینالمللی انرژی اتمی را به دنبال داشته و او این ادعاها را کاملا مردود دانست.
با این وجود حمله قوای ائتلاف در ۲۰ مارس سال ۲۰۰۳ با جنایتهای فراوان آغاز شد اما پس از اشغال عراق اثری از بمب اتم در این کشور مشاهده نشد و تلاشهای نخستوزیر انگلیس برای ارائه توجیه در این زمینه راه به جایی نبرد. بوش پسر نیز بعدها در خاطرات خود بر این قضیه صحه گذاشت که اثری از فعالیت برای ساخت بمب اتم در عراق نبود.
30سال ادعاهای تکراری نتانیاهو در خصوص ساخت بمب اتم توسط ایران
این ماجرا عیان ساخت که «سلاح هستهای» تنها دروغ و بهانهای همیشگی برای حمله به کشورهای منطقه بوده، همانگونه که اکنون هم ترامپ به شکلی ناشیانه از آن استفاده میکند. جان کیگان، نویسند کتاب «جنگ عراق» نوشته: «حتی پس از شکست صدام در جنگ و فراهم آمدن امکان تفتیش تمام خاک عراق، باز هم اثری از جنگافزار ممنوعه به دست نیامد.»
این سرگذشت عیان میسازد که برای آمریکایی که تنها کشور استفادهکننده از بمب اتم در جهان میباشد، جلوگیری از ساخت بمب اتم فقط بهانهای برای تجاوز و جنایتهاست. چیزی که در موقعیت کنونی، تلاش برای اعتبارزایی نسبت به حمله علیه ایران نیز میباشد.
اعتبار آمریکا در تنگنای فروپاشی
سالهای سال، اعتبار آمریکا مولفهای مهم در سیاست خارجی این کشور بوده و حتی یکی از توجیهات ایالات متحده برای تداوم جنگ ویتنام هم بود.
با این وجود، حمله به ایران و عدم دستیابی آمریکا به اهداف خود همانند تغییر رژیم، نابودی توان موشکی، توان هستهای و متحدین منطقهای ایران، عملا این کشور را در معرض فروپاشی اعتبار آن قرار داده است.
فارن پالیسی در اینباره بیان کرده: «برخلاف انتظارِ ترامپ که فکر میکرد قدرتنمایی نظامی باعث عقبنشینی ایران میشود، ایران با ایستادگی خود، «هیبت نظامی آمریکا» را زیر سوال برده است. این موضوع باعث شده تا متحدان و رقبای آمریکا به این نتیجه برسند که قدرت نظامی آمریکا محدودیتهای جدی دارد.»
در واقع جنگ رمضان تاکنون، نهتنها تصور خاماندیشانه ترامپ مبنی بر کسب یک پیروزی بزرگ را محقق نکرده بلکه به قول جان آلترمن از اندیشکده CSIS، ایران «از قبل از جنگ هم قویتر شده است.»
حال ترامپ مجبور شده تا برای موجهسازی «اشتباه استراتژیک» خود یعنی حمله به ایران، مدام دست به دستاوردسازیهای دروغین و توجیهتراشیهای ناموجه همانند بیان جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بزند. اشتباهی که به تعبیر نیویورک تایمز، «نه فقط یک تصمیم بد، بلکه نقطه عطفی در روند زوال امپراتوری آمریکا محسوب میشود.»
فراموشکاری دروغگو
از قدیمالایام گفتهاند که «دروغگو فراموشکار میشود.» این ضربالمثل حکایت دونالد ترامپ است که پس از جنگ ۱۲ روزه مکررا بیان میکرد «برنامه هستهای ایران را کاملا نابود کردیم.» حال اکنون دوباره میگوید که جنگی به راه انداخته تا مانع از دستیابی ایران به سلاح هستهای بشود!
اما فارغ از این موضوع، اگر ایران قصدی هم برای ساخت بمب اتم داشت میتوانست آن را سالها قبل عملی کند اما اراده ایران تاکنون بر فعالیت صلحآمیز هستهای بوده است. این ماجرا حتی توسط سازمانهای اطلاعاتی آمریکا هم مورد تایید قرار گرفته بود.
در حقیقت همانگونه که پیشتر بیان شد، دروغهای ترامپ مبنی آغاز جنگ در راستای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، نه یک دلیل بلکه توجیهی برای سرپوشگذاری بر اشتباه استراتژیک او و همچنین موجهسازی جنایتهای آمریکا در ایران بوده است.
البته اگرچه توجیه بودن این ادعا پیشاپیش عیان بوده، اما اقدامات آمریکا همانند ترور و تخریب زیرساختهای ایران خود اثباتی دیگر بر دروغ بودن آن خواهد بود. دروغی که با توجه به خزعبلگوییهای مکرر ترامپ، حتی در خود آمریکا هم اکنون از پذیرش و مقبولیت چندانی برخوردار نمیباشد.