استاد از نگاه استاد: تأملی بر مقام استاد با تأکید بر سلوک شهید مصباحالهدی باقری

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، آئین تکریم از مقام استاد با تأکید بر شخصیت و سیره استاد شهید مصباحالهدی باقری، با حضور رئیس، جمعی از معاونین، اعضای هیئت علمی، کارکنان و تعدادی از شاگردان و علاقهمندان آن استاد شهید در سالن شهید مطهری دانشگاه امام صادق علیهالسلام به همت مرکز رشد دانشگاه برگزار شد.
رئیس دانشگاه امام صادق علیهالسلام در ابتدای کلام خود در این نشست، با توجه به همزمانی جلسه با چند مناسبت مهم، از جمله آغاز سال جدید دانشگاهی، روز استاد و شرایط جاری جبهه مقاومت، بر ضرورت شکرگزاری و گرامیداشت این ایام تأکید نمود. وی در ادامه، محور اصلی ارائه خود را به تبیین یک مبنای اساسی در الگوی اسلامی تعلیم و تربیت اختصاص داد و با استناد به آیهای از سوره مبارکه جمعه، بر این نکته تأکید نمود: «در بیان قرآنی، «تزکیه» مقدم بر «تعلیم کتاب و حکمت» قرار گرفته است. این تقدم نشان میدهد که در نگاه اسلام، هر نظام آموزشی اصیل باید پیش از آنکه به انتقال دانش و مهارت بپردازد، به تربیت و خودسازی انسان توجه کند. تعلیم و پژوهش، هرچند ضروری و ارزشمند، زمانی اثرات ماندگار خواهند داشت که بر پایه تزکیه و اصلاح درونی استوار باشند». دکتر افتخاری در همین چارچوب، بر این نکته تأکید کرد که دانشگاه امام صادق (ع) از آغاز تأسیس، این رویکرد تربیتمحور را مبنای حرکت خود قرار داده است.
افتخاری در ادامه با اشاره به تفسیر امام خمینی (ره) از مفهوم بعثت، به تبیین جایگاه معلمان را در امتداد رسالت پیامبران پرداخت و افزود: «بر اساس این نگاه، مأموریت تزکیه و تعلیم که در آیات قرآن برای پیامبران بیان شده، در امتهای بعدی از طریق معلمان استمرار مییابد. از اینرو، معلمی صرفاً یک شغل نیست، بلکه رسالتی الهی است که اگر با نیت و رویکرد صحیح پذیرفته شود، در امتداد مسیر انبیا قرار میگیرد. روز استاد نیز فرصتی است برای توجه دوباره به همین مسئولیت خطیر»
رئیس دانشگاه امام صادق علیهالسلام در بخش دیگری از ارائه خود به دو شاخصه اساسی برای استاد در الگوی اسلامی تعلیم و تربیت اشاره کرد و بیان نمود:» نخست آنکه استاد باید اصلاح و تزکیه را از خود آغاز کند. کسی که داعیه تربیت دیگران را دارد، باید پیشگام در خودسازی باشد و دانشجویان در رفتار، گفتار و سلوک او نشانههای رشد اخلاقی و تقوای عملی را مشاهده کنند». وی ادامه داد: «اثرگذاری تربیتی زمانی تحقق مییابد که میان گفتار و کردار استاد هماهنگی وجود داشته باشد و او در مسیر کمال، توقف نکند، بلکه هر سال نسبت به گذشته رشد بیشتری نشان دهد». او در ادامه دومین ویژگی معلمی را «معلم میسّر» بودن دانست و با استناد به حدیث «بُعثتُ مُیَسِّرا»، بیان نمود: «استاد باید مسیر رشد و یادگیری را برای دانشجویان تسهیل کند؛ به این معنا که با تدبیر صحیح، موانع غیرضروری را کاهش دهد و زمینه پیشرفت را فراهم سازد، نه آنکه با پیچیدهسازی یا سختگیریهای بیمبنا، انرژی و توان دانشجو را در مسیرهای فرعی مستهلک کند. تسهیلگری در اینجا به معنای سهلانگاری نیست، بلکه نوعی هدایت حکیمانه برای رسیدن مؤثر به هدف است».
وی در بخش پایانی سخنان، با اشاره به تجربه تعامل با شهید مصباح الهدی باقری، از «استاد شهید» به عنوان نمونهای از «استاد تربیتمحور» یاد نمود. وی در این روایت، بر رشد مستمر اخلاقی، توجه جدی ایشان به خودسازی و نیز دغدغهمندی برای پیشبرد امور دیگران تأکید کرد و افزود: «ایشان در عین مواجهه با مسائل و مسئولیتهای شخصی، همواره در پی تسهیل مسیر فعالیت و پیشرفت دیگران بود و این ویژگی، جلوهای عینی از همان مفهوم «معلم میسّر» به شمار میآمد. چنین شخصیتی میتواند به عنوان الگوی استاد تراز در گفتمان اسلامی دانشگاه معرفی شود و امید میرود آثار تربیتی و فکری او در آینده دانشگاه بیش از پیش استمرار یابد».
در ادامه آقای علی جعفری از شاگردان استاد شهید در مرکز رشد دانشگاه امام صادقعلیهالسلام، به بیان به برخی ویژگیهای ظاهراً متناقض در رفتار مدیریتی و تربیتی استاد شهید اشاره کرد و افزود: «ایشان با اینکه استاد مدیریت بود؛ اما در عمل کمتر به شیوههای مدیریتی عمل میکردند، استاد بهگونهای عمل میکرد که گویی تلاش دارد مجموعه مرکز رشد را «اداره» نکند. همچنین با وجود آنکه در حوزه بازاریابی استاد بود، اما برای خودش بازاریابی نمیکرد. هیچ گاه با نگاه معاملهگرانه با مرکز تعامل نداشند و با اینکه در حوزه بازاریابی فعالیت علمی داشت، هیچگاه در پی بازاریابی برای خود و کسب موقعیت شخصی نبود».
وی با اشاره به نگاه انسانمحور استاد شهید در اداره مرکز رشد افزود: «استاد شهید در جلسات مختلف بارها درباره طراحی قواعد و سازوکارهای اجرایی برای اداره مرکز گفتوگو میکردند و حتی این قواعد با مشارکت خود ایشان تدوین میگردید، اما هنگامی که این قواعد در عمل با شرایط و مسائل افراد مواجه میشد، استاد در بسیاری از موارد قواعد را به نفع افراد تغییر میداد. جملهای که از ایشان بارها نقل میشد این بود که «آدمها مهماند» و همین نگاه باعث میشد در مواجهه با افراد، حتی اگر در چارچوبهای طراحیشده نمیگنجیدند، همچنان تلاش کند فرصت رشد و ماندن برای آنان فراهم شود. این رویکرد گاهی برای اعضای مجموعه که در حال طراحی ساختارها و فرآیندها بودند چالش ایجاد میکرد، اما در عین حال نشاندهنده اولویت انسان بر ساختار در نگاه ایشان بود».
وی با اشاره به شیوه خاص شهید باقری در هدایت مجموعه افزود: «یکی از نقدهای جدی او در سالهای فعالیت در مرکز رشد این بود که مجموعه به رهبری صریح و ترسیم افق نیاز دارد، در حالی که دکتر باقری کمتر چنین نقشی را به شکل متعارف ایفا میکرد. با این حال، بعدتربرای او روشن شد که رفتارهای ایشان بیش از آنکه به الگوی رایج رهبری شباهت داشته باشد، به الگوی «مربیگری» نزدیک است. در این الگو، به جای آنکه رهبر بهطور مستقیم افق و مسیر را تعیین کند، تلاش میکند زمینهای فراهم شود تا اعضای مجموعه خود در فرآیند گفتوگو و تعامل به طراحی مسیر و افق دست یابند».
جعفری با بیان شیوه خاص ارتباط و همراهی شهید دکتر باقری با افراد ادامه داد: «او در تعامل با دیگران چنان صمیمانه و همدلانه رفتار میکرد که گاهی مرز میان استاد و شاگرد یا مدیر و همکار از میان برداشته میشد و افراد احساس میکردند در یک رابطه دوستانه و برابر قرار دارند. همین رفاقت و همراهی سبب میشد بسیاری از افراد بدون آنکه متوجه باشند، بهتدریج از سبک فکری و رفتاری او تأثیر بپذیرند».
وی در ادامه به گستره ارتباطات انسانی شهید باقری اشاره نمود و افزود: «همراهی و رفاقت او محدود به محیط دانشگاه یا روابط رسمی نبود و در موارد بسیاری با افرادی که حتی ارتباط سازمانی با دانشگاه نداشتند نیز وارد تعامل و پیگیری میشد؛ گاه برای حل یک مسئله خانوادگی، گاه برای پیگیری یک مشکل حقوقی یا اجتماعی. این همراهیها گاه زمان و انرژی قابل توجهی از او میگرفت، بهگونهای که برخی همکاران از اینکه چرا چنین مسائلی را در اولویت قرار میدهد متعجب میشدند، اما برای او تقاطعهای انسانی و موقعیتهایی که فردی در آن نیازمند همراهی بود اهمیت ویژهای داشت».
جعفری با اشاره به روحیه پرهیز از رقابت ناسالم در رفتار استاد شهید بیان داشت: «در مواردی که احساس میکردند فعالیت یک مجموعه ممکن است به رقابت نادرست با دیگران بینجامد، حتی اگر برنامهریزیهای مفصلی برای آن انجام شده بود، مسیر کار را تغییر میداد. در نگاه او، مهم آن بود که کارها پیش برود و نیروها رشد کنند، نه اینکه موفقیتها به نام شخص یا یک مجموعه خاص ثبت شود. به همین دلیل نیز در بسیاری از موفقیتهای مرکز رشد، او ترجیح میداد اعضای مجموعه در معرض دیدهشدن قرار گیرند و خود در حاشیه باقی بماند».
وی در پایان در بیانی احساسی و قرین عاطفه و احساس نسبت به آن استاد شهید افزود: «بسیاری از این ویژگیها در زمان حیات استاد برای برخی شاگردان محل پرسش یا حتی نقد بود، اما با گذشت زمان روشنتر شده است که این رفتارها ریشه در نوعی نگاه تربیتی و انسانمحور داشته است. هرچند هیچگاه در کلاس درسی شاگرد مستقیم دکتر باقری نبوده و حتی کمتر از عنوان «استاد» برای او استفاده کردهام، اما امروز با مرور سالهای تعامل با ایشان درمییابم که شهید باقری حقیقتا استادی میکردند».
در ادامه این نشست که با هدف گرامیداشت یاد و سیره شهید دکتر مصباح باقری برگزار شد، پورعزت استاد مدیریت دانشگاه تهران در آغاز با لحنی عاطفی و صمیمی از نسبت شخصی و ذهنی خود با ایشان سخن گفت و بیان نمود: «هرگز تصور نمیکردم روزی در جایگاهی قرار بگیرم که درباره او سخن بگویم؛ بلکه همواره گمان میکردم اگر قرار بر چنین موقعیتی باشد، شاید این شهید دکتر باقری است که درباره بنده سخن خواهد گفت».
عضو هیئت علمی دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران با اشاره به خوابی که پس از شهادت ایشان دیده بود و در آن شهید را زنده و در حال گفتوگو مشاهده کرده بود، این تجربه را نشانهای از حیات معنوی و استمرار حضور اثرگذار او دانست و از همین منظر، به جایگاه ویژه ایشان به عنوان نخستین شهید در میان استادان مدیریت اشاره کرد و افزود: «تأمل بر نام آن استاد شهید، یعنی «مصباح الهدی» و «باقری»، متناسب با شخصیت و منش او است؛ شخصیتی که هم روشنگر و هدایتگر بود و هم در شکافتن مسائل و فهم دقیق دانش، سیمایی ممتاز و متمایز از خود نشان داده بود».
پورعزت در بخش اصلی سخنان خود، به جای تمرکز بر یک عنوان محدود، کوشید شبکهای از واژگان و مفاهیم را برای توصیف شخصیت شهید دکتر باقری ترسیم کند؛ واژگانی که به زعم او، هر یک بخشی از حقیقت این شخصیت را بازتاب میدهند و در کنار هم، تصویری نزدیکتر از سیره علمی، اخلاقی و انسانی او ارائه میکنند. وی نخستین و مهمترین این مفاهیم، را «اخلاص» دانست و افزود: «اخلاص از مفاهیمی است که فهم آن دشوار و تجلی عملی آن دشوارتر است. شهید دکتر باقری در طول سالیان طولانی معاشرت، نمونهای بیادعا و عینی از اخلاص را در رفتار و عمل خود آشکار کرده بود. در طول بیستوشش سال آشنایی و ارتباط با ایشان، نهتنها انحرافی از مسیر حق، عدالت و اخلاق در رفتار او مشاهده نکردم، بلکه حتی در سطح رفتارهای روزمره نیز نشانی از عمل مکروه در سلوک او دیده نمیشد. این مرتبه از مراقبت اخلاقی در دل زندگی اجتماعی و در متن مسئولیتها، نشانهای کمنظیر از خلوص، تقوا و خودمراقبتی اخلاقی بود».
رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران یکی از مهمترین وجوه شخصیت علمی شهید دکتر باقری، تأکید او بر سودمندی دانش و جهتگیری مسئلهمحور در فعالیتهای علمی دانست و افزود: «دکتر باقری هیچگاه درگیر فعالیت علمیای نمیشد که برای جامعه، گرهگشایی و فایدهای واقعی نداشته باشد و از همین رو، کار علمی را نه عرصهای برای تولید انبوه آثار کماثر و تقلیدی، بلکه میدان پاسخگویی به مسائل عینی جامعه میدانست. در این چارچوب، از نسل جوانتر دانشگاه نیز خواسته شد که مسیر رشد علمی را از صورتگرایی و تولید آثار بیارتباط با نیازهای جامعه خارج کنند و حل مسئله را در مرکز توجه علمی خود قرار دهند. یکی از برجستهترین ویژگیهای شهید باقری این بود که به محض درک یک مسئله، با تمام وجود در آن درگیر میشد و برای فهم، پیگیری و حل آن از دیگران نیز کمک میخواست و شبکهای از ظرفیتها را برای پاسخگویی به آن بسیج میکرد».
وی در ادامه بر ویژگی کمنظیر شهید دکتر باقری در «شنیدن مسئولانه» و «ادراک شخص مخاطب» تأکید نمود و افزود: «بسیاری از مدیران و مسئولان در سطوح مختلف، مهارت گوشدادن واقعی و درگیرشدن با مسئله مخاطب را ندارند. دکتر باقری در مواجهه با افراد چنان با دقت و توجه گوش میداد که ناظر بیرونی گمان میکرد او مسئول و موظف به حل همان مشکل است. این شنیدن، صرفاً از سر ادب یا برای اقناع طرف مقابل نبود، بلکه نوعی مواجهه حقیقی و درگیرانه با مسئله محسوب میشد. او نهتنها به سخن افراد گوش میداد، بلکه چنان با مسئله آنان درگیر میشد که درد و نگرانی آن را در سطحی عمیق احساس میکرد». وی در ادامه برای بیان شدت این درگیری، به خاطرهای اشاره کرد که در آن، دکتر باقری در میانه شنیدن یک مشکل، از شدت تأثر و درگیری درونی گفته بود: «وایستا، قلب من دارد میایستد؛ موضوع چیست و چرا چنین اتفاقی افتاده است؟» این نوع حساسیت، به گفته وی نشان میداد که او مسئله را صرفاً نمیشنود، بلکه آن را با همه وجود لمس میکند.
استاد مدیریت دانشگاه تهران در ادامه، به دقت نظری و مهارت شهید دکتر باقری در «طراحی مسئله» پرداخت و ادامه داد: «بخش مهمی از ناکارآمدی علمی و اجرایی در محیطهای دانشگاهی و مدیریتی، ناشی از ضعف در فهم درست مسئله و طراحی نادرست آن است. دکتر باقری در این زمینه از دقتی مثالزدنی برخوردار بود. او به مرزهای واژگان توجه میکرد، در واژهسازی علمی و مفهومی مهارت داشت و میکوشید مفاهیمی را بهکار گیرد که بهدرستی دلالت بر واقعیت مسئله داشته باشند. این حساسیت زبانی، از شوخیها و تعبیرهای روزمره تا ساخت مفاهیم علمی، نشانهای از خردمندی و هوشمندی او در درک موقعیتها و روایت درست مسائل بود. بسیاری از آنچه دکتر باقری درک میکرد، فراتر از سطح متعارف فهم در محیطهای اداری و علمی بود و همین ویژگی، او را در تحلیل و روایت مسائل، چهرهای ممتاز ساخته بود».
پورعزت «خدمتگزاری صادقانه و چابک» و نیز «شبکهسازی» در سلوک شهید دکتر باقری برجسته دانست و بیان داشت: هرگاه او تشخیص میداد کاری باید انجام شود و مشکلی نیازمند پیگیری است، همه ظرفیت عقلانی، ارتباطی و انسانی خود را برای پیشبرد آن به میدان میآورد. او نهتنها خود وارد عمل میشد، بلکه کسانی را که میشناخت نیز برای حل مسئله همراه و درگیر میکرد تا مجموعهای از نیروها بهصورت همافزا در خدمت رفع آن مشکل قرار گیرند. این ویژگی با حس مسئولیتپذیری شگرف او پیوند خورده بود؛ مسئولیتپذیریای که باعث میشد در برابر مشکلاتی که بسیاری از افراد و مسئولان از شنیدن یا پذیرفتن آن طفره میروند، خود را متعهد به پیگیری بداند. این روحیه از ایمانی عمیق و نزدیک به یقین سرچشمه میگرفت؛ ایمانی که بر اساس آن، اگر خداوند امری را مطلوب و ممکن دانسته است، مؤمن حق ندارد آن را غیرقابل تحقق فرض کند.