اظهارات ناصواب عبدالحمید درباره گنجینه راهبردی تنگه هرمز ؛ بدهیم برود!
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ مولوی عبدالحمید، امام جمعه مسجد جامع مکی شهر زاهدان که در باب جنایت آمریکا در مدرسه میناب سکوت پیشه کرده بود و پیشتر از پذیرش «جام زهر» سخن به میان آورده بود، اکنون باز هم سر برآورده و خواستار باز شدن تنگه ملی هرمز آن هم با ادلهای سطحی و مبهم شده است! گویی که ایشان به جای توجه به امنیت و منافع ملی ایران، التزام دارند که به منافع دیگر کشورها توجه کنند!
دنیای توهمات
در هنگامهای که رئیس جمهور املاکی آمریکا تلاش دارد تا با محاصره دریایی ایران، اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده و ارادهی خللناپذیر آن را بشکند، مولوی عبدالحمید با ژستی ریشسفیدانه که بیشتر مناسب دعواهای زن و شوهری است بیان کرده: «توصیۀ بنده آن است که طرف ایرانی و طرف آمریکایی انسداد تنگۀ هرمز و محاصرۀ دریایی را بهصورت همزمان بردارند؛ این موضوع نیازی به مذاکره ندارد.»
این در صورتی است که حتی اگر آمریکا بخواهد محاصره دریایی را هم بردارد، ایران نمیتواند از مهمترین دستاورد خود در جنگ عقب بکشد. دستاوردی که رسانه اسرائیلی یدیعوت آحارنوت هم ارزش گنجینهمانند آن را درک کرده و اهمیت آن را «به اندازه توان موشکی یا برنامه هستهای» دانسته است.
این روزنامه صهیونیستی درباره تنگه ژئواستراتژیک هرمز نوشته: «کنترل تنگه هرمز به ایران این امکان را میدهد بدون نیاز به برتری نظامی کامل، فشار اقتصادی و سیاسی گستردهای بر آمریکا و متحدانش وارد کند و معادلات جنگ را تغییر دهد.» حالا مسئله اصلی اینجاست که با وجود دستیابی به چنین گنج استراتژیکی، کدام بازیگر عاقلی است که آن را رها کرده و با ادلههای پوچ امثال عبدالحمید از آن عقب بکشد؟
ادلههای پوچ!
عبدالحمید درباره باز کردن تنگه هرمز با دیدی سطحینگرانه بیان کرده: «یک قاعدۀ شرعی و فقهی است که «القدیم یُترک علی قدمه» یعنی هر چیزی از قدیمالایام در هر وضیعتی که قرار داشته باید به همان وضعیت باقی بماند. استفاده از منافع دریاها و آبراههای دریایی در خاک هر کشوری که باشند، متعلق به عموم انسانهاست و مناسب نیست جلوی این منافع گرفته شود.»
این عبارات سادهسازانه به گونهای بیان شده که انگار هر چیزی در گذشته به یک شکل بوده پس باید تا ابد به همان شکل باشد و تغییر آن نادرست خواهد بود. مثلا اگر در گذشته مردم جهان با چهارپایان رفت و آمد میکردهاند، پس اکنون هم باید «همان وضعیت باقی بماند»؟
البته فارغ از قیاسهای معالفارق که گویی بیش از ارتباط با منافع ملی ایران، با منفعتهای شیخنشینهای خلیج فارس دارای ارتباط است، اگر به قول ایشان «استفاده از آبراههای دریایی متعلق به عموم انسانهاست» پس چرا در تنگههای مالاکا، جبلالطارق و یا حتی کانال سوئز بدینگونه نمیباشد و عوارضهایی به هر دلیل گرفته میشود؟ آیا دیگر آبراههای دنیا مستثناست و تنها تنگه هرمز مصداقی بر این مدعاست؟
ضمن آنکه باید توجه داشت از حیث حقوق بینالملل، ایران اساسا طرف قرارداد کنوانسیون حقوق دریاها(۱۹۸۲) سازمان ملل نیست. بنابراین، ملزم به رعایت مفاد مبتنی بر این معاهده نمیباشد و میتواند رژیم مطلوب خود را در تنگه هرمز پیاده کند.
پس اکنون که نه ادلههای پوچ نافی رژیم حقوقی جدید تنگه هرمز است و نه حتی حقوق بینالملل که البته در جنگل نظام بینالملل کنونی از اعتبار ساقط شده مانعی در این زمینه نیست، چه جایی برای رهایی گنجینه راهبردی تنگه هرمز وجود خواهد داشت؟ هر کسی که به جای منافع دشمنان ایران، ذرهای منافع و آینده ایران در نظم جدید منطقه را مورد توجه قرار بدهد بلاشک بر اهمیت کنترل ایران بر تنگه هرمز صحه خواهد گذاشت!
گنجینه استراتژیک؛ نظم جدید مبتنی بر هرمز
پیش از طوفانالاقصی، کریدوری به نام هند، خاورمیانه، اروپا یا همان IMEC که اولین بار در اجلاس G7 از آن رونمایی شد، بنا بود ایران را دور زده و با محوریت کشورهای عربی و همچنین رژیم صهیونیستی، پس از پیش رفتن طرح ابراهیم یا فرایند عادیسازیهای کشورهای عربی و اسرائیل، هند را به اروپا متصل کند. امری که عملیشدن آن زمینهساز انزوای ایران و همچنین تثبیت بقای رژیم غاصب صهیونیستی میشد.
یکی از محورهای اصلی این پروژه که البته پس از عملیات طوفانالاقصی دچار تعلیق شد، تنگه هرمز بود. تنگهای که کنترل آن نه فقط امکان کسب دست برتر ایران در منطقه خلیج فارس و ظهور نظم مطلوب منطقهای آن کشور را به وجود خواهد آورد بلکه نقشههای دشمنان ایران همانند پروژه آیمک را هم زیر و رو خواهد کرد.
به واقع، همانگونه که گاردین بیان کرده، سلاح استراتژیک تنگه هرمز «سلاحی کارآمدتر از تسلیحات هستهای» است چراکه کنترل این تنگه نه فقط امکان بقا از طریق تاثیر عمیق بر اقتصاد جهانی را برای ایران ایجاد کرده، بلکه پتانسیل چانهزنی ایران نسبت به دیگر کشورها و خصوصا کشورهای خلیج فارس را افزایش خواهد داد.
اندیشکده چَتِم هاوس در اینباره نوشته: «کنترل تنگه هرمز به ایران یک مزیت نامتقارن میبخشد که از آن در برابر تهدید حملات آمریکا و اسرائیل محافظت میکند.» CNN هم درباره تنگه هرمز اظهار کرده است که «کنترل این آبراه که یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع شده جهان از آن عبور میکند، اهرم فشار عظیمی به ایران بر اقتصاد جهانی خواهد داد.»
حال سوال اینجاست که آیا حتی اگر محاصره دریایی آمریکا به دلیل هزینههایی که جنگ بر اقتصاد و جامعه آمریکایی وارد میکند برداشته شود، ایران میتواند گنجینهای استراتژیک به نام تنگه هرمز را که نشریه آتلانتیک «دستاورد غیرمنتظره برای ایران» خوانده است رها کند؟ کدام عقل سلیمی است که چنین گنجی را که آقایی ایران بر خلیج فارس را پدیدار خواهد کرد براساس موهومات سادهسازانه از دست بدهد؟
پایان ذلت پسندان
در هنگامهی جنگ که قدرت ایران در حال ظهور و بروز میباشد، عدهای ذلتپسند که میلشان در سلطه اجنبی بر ایران و منافع ملی آن است، اظهارات نابجایی را مطرح میکنند تا به مانند دست امپریالیسم آمریکایی از داخل هم مقامات کشور را تحت فشار قرار بدهند.
این جماعت که مشت نمونه خروارشان مولوی عبدالحمید است، اراده ملت ایران را که خواستار کنترل بر تنگه هرمز و کسب عایدیهای اقتصادی و سیاسی آن میباشند را نادیده گرفته و تنها به منافع دیگر کشورها از جنوب خلیج فارس تا استکبار آمریکایی ارج مینهند! چنان که گویی باید ایران به «عصر حجر» برگردد و کودکانش در میناب به دست ارتش تروریست آمریکا قتل عام شوند اما ذرهای بر منافع آمریکا و کشورهای جنوب خلیج فارس خدشه وارد نشود!
به همین دلیل، دقیقا در برههای که ایران دست برتر را از موضع قدرت پیدا میکند، با عباراتی زیبا اما سطحینگرانه که خلاصه تمام آنها «بدهیم برود» میباشد، خواستار رهاسازی هرگونه ابزار قدرت میشوند. امروز هستهای و تنگه هرمز را نشانه میگیرند و فردا دیگر توانمندیهای ملت ایران را تا از رهگذر آن استقلال و تمامیت ایران مهدورالدم بشود.
امری که البته اگرچه عدهای برای آن تقلاها کرده و میکنند اما باید به خاطر داشت دست نیرومند قوای مسلح ایران به فرماندهی مقام ولایت فقیه به مثابه حافظ بقای ایران اسلامی، اجازه جولان چنین ذلتپسندانی را به ایشان نخواهند داد.