روایت معلم مدرسه شجره طیبه میناب از نجات دانشآموزان/ غمانگیزترین لحظه، دیدن چهرههای خونآلود دانشآموزانم بود + فیلم
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ معلم مدرسه شجره طیبه میناب خاطرات تلخ روز اول جنگ را اینگونه روایت میکند: با تماسی که با خانوادهها گرفته بودیم اکثریت رفته بودند؛ از کلاس من 9 نفر از 23 نفر مانده بودند که داشتند بازی میکردند.
وی افزود: من آن لحظه ایستادم بودم تا هم مراقب بچه ها باشم و هم منتظر والدین؛ اولین موشکی که اصابت کرد به پلههای حیاط مدرسه بود که فاصله خیلی کمی از کلاس پیش دبستانی داشت؛ با این اصابت من پرتاب شدم و همان لحظه که میخواستم بلند شوم دومین موشک اصابت کرد.
این معلم فداکار در ادامه گفت: اولین صدایی که شنیدم صدای دانش آموز کلاس دوم بود؛ من با صدای او بلند شدم و به سمت بچهها رفتم و آنها را بغل کردم.
او سپس بیان کرد: آن لحظه برایم غم انگیز بود که بچه های پنج ساله من صورتشان خونی بود؛ برگشتم به ساختمان نگاه کردم که دیدم ساختمان ریخته و خراب شده.