بازخوانی نسبت شهید مطهری با جریانهای چپ و مارکسیستی در رونمایی از اثر جدید مهدی جمشیدی / از تقابل با التقاط تا صیانت از ایدئولوژی؛ چرا مطهری نخستین نشانه ترور بود؟
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، آئین رونمایی از کتاب «استاد مطهری و چپهای ایرانی» روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشتماه با حضور علی مطهری، مهدی جمشیدی (نویسنده اثر) و صادق عبداللهی در باغ کتاب تهران برگزار شد. این نشست فراتر از یک معرفی کتاب ساده، به عرصهای برای تحلیل استراتژیهای مبارزاتی یکی از تئوریسینهای اصلی انقلاب اسلامی تبدیل گشت. کتابی که به گفته منتقدان، نه یک اثر صرفاً نظری، بلکه برگزیدهای از تاریخ شفاهی و خاطرات است که چهرهای «مصلح» و «واقعگرا» از شهید مطهری ارائه میدهد.
آثار مطهری؛ نیاز همیشگی، نه میراثی منقضی
علی مطهری در ابتدای سخنان خود با استناد به پیامهای امام خمینی (ره) در سالگرد شهادت استاد، بر «آموزنده بودن تمام آثار» ایشان تاکید کرد. وی با رد این ایده که دوران آثار شهید مطهری سپری شده است، اظهار داشت:
«نظام حقوق زن در اسلام، عدل الهی و مسئله حجاب، موضوعاتی نیستند که به ۵۰ سال پیش محدود باشند. اینها نیازهای همیشگی جامعه ما هستند.» وی ویژگی برجسته کتاب جدید مهدی جمشیدی را توجه به آثار منتشر شده اخیر استاد (مانند کتاب انحطاط و ترقی تمدنها) دانست که باعث شده تحلیلی جامع و بهروز از اندیشه مطهری ارائه شود.
چرا مطهری در برههای «انقلابی» نبود؟
یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای این نشست، پاسخ به سوالی بود که ذهن بسیاری از پژوهشگران تاریخ انقلاب را به خود مشغول کرده است: «چرا شهید مطهری در برخی دورهها فعالیت سیاسی کمتری داشت؟» علی مطهری در تحلیل این موضوع تبیین کرد که شهید مطهری هرگاه احساس میکرد حرکتهای انقلابی از مسیر اصیل اسلامی منحرف شده و به سمت تفکرات مارکسیستی متمایل گشته است، اولویت خود را از «مبارزه سیاسی» به «اصلاح فرهنگی» تغییر میداد. او معتقد بود: «اگر قرار است نظام اسلامی در دست مارکسیستها باشد، همان بهتر که شاه بماند.» این جمله نشاندهنده عمق حساسیت استاد نسبت به "خلوص ایدئولوژیک" انقلاب بود.
وحدت با مجاهدین خلق؛ خط قرمز استاد
در اواخر دهه ۵۰، زمانی که گرایش به سازمان مجاهدین خلق در میان دانشجویان و حتی برخی روحانیون بالا گرفته بود، مطهری شجاعانه در برابر این موج ایستاد.
جدایی زودهنگام: در سال ۵۶، او در جلسات جامعه مدرسین محکم ایستاد تا راه روحانیت از مجاهدین خلق جدا شود؛ حتی زمانی که عدهای با شعار «وحدت برای سرنگونی شاه» با او مخالفت میکردند.
تشخیص انحراف از مبدأ: برخلاف کسانی که معتقدند مجاهدین بعداً منحرف شدند، مطهری معتقد بود این جریان از همان ابتدا (زمان حنیفنژاد) دچار انحراف بنیادین بوده است.
هزینه سنگین مخالفت: این ایستادگی باعث شد بسیاری از سخنرانیهای ایشان توسط انقلابیون جوان لغو شود و در نهایت، همین مرزبندی صریح، او را به صدر فهرست ترور گروه فرقان و جریانهای التقاطی برد.
وجه مصلحانه و تقابل با مثلث «مارکسیسم، لیبرالیسم و تحجر»
مهدی جمشیدی، نویسنده کتاب، با اشاره به اینکه در این اثر سعی کرده از وجه متفکرانه به وجه «مصلحانه» استاد پل بزند، گفت: «شهید مطهری از چهار سو محاصره شده بود: حزب توده، مجاهدین خلق، فرقان و طرفداران متعصب شریعتی. او نه اسیر جوزدگی شد و نه عوامزدگی.»