زنان در نقش بازآفرینان گفتمان جمهوری اسلامی ایران
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، پویش برآیند ایران ذیل فصلنامه برآیند به تحلیل مسائل و ترسیم چشمانداز آینده ایران میپردازد. این پویش با انتشار یادداشتهای تحلیلی از اساتید و دانشآموختگان دانشگاه تهران به بررسی جامعه، اقتصاد و موقعیت سیاسی ایران در دوران جنگ پرداخته و در جهت ترسیم تصویری انتقادی از ایران آینده گام برمیدارد.
در ادامه یادداشت عطیه کریمی، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی سیاسی دانشگاه تهران را میخوانیم:
️این نوشتار سعی دارد تا نقش چشمگیر زنان در خیابانهای کشور بعد از جنگ رمضان را بنا بر نظریۀ گفتمان لاکلا و موف، دو نظریهپرداز جامعه شناسی سیاسی بررسی کند. از منظر لاکلا و موف واقعیت اجتماعی «داده شده» نیست بلکه از طریق گفتمان «ساخته» میشود. در گفتمان جمهوری اسلامی زن حول چند گرهگاه و مفهوم اصلی تعریف میشود؛ مادر انسانساز، عالم و تحصیل کرده، مفهوم مقاومت، ایثار و حجاب و عفاف در اینجا برای زن مفهوم مقاومت معنایی شناور است که بین موقعیتهای متفاوتی همچون ایستادگی در برابر دشمن خارجی تا ایستادگی در برابر تعریف لیبرالیسم غربی از زن و تهاجم فرهنگی سیال میماند.
در گفتمان جمهوری اسلامی زن با این عناصر زنجیره همارزی را تشکیل میدهد. در نتیجه این زنجیره، باعث میشود تا هر کنش زن در میدان، نه تنها یه کنش فردی، بلکه تایید کل گفتمان تلقی شود.
️در این میان هویت زن ایرانی در تقابل با دیگری داخلی/ خارجی (زن مورد تائید هژمونی غرب) شکل میگیرد. حال در این مجال ذکر این نکته ضروری است که؛ علیرغم اهمیت این گزاره که؛ «زنان توسط گفتمان ساختهمیشوند» باید توجه داشت که تحلیل کنش زنان تنها در گفتمان محدود نیست. به بیانی دیگر، گفتمان شرایط را فراهم میکند، اما کنشگری زنان را نمیتوان تنها در «بازتولید» گفتمان محدود کرد.
برای اثبات این مدعا کافی است به زنانی بنگریم که این شبها در گوشه و کنار شهرها و روستاهای ایران پررنگتر و چشمگیرتر از مردان پرچم ایران و جبهۀ مقاومت را به دوش کشیدهاند و در حال بازآفرینی گفتمانی هستند. این زنان پیش از این نیز حضور داشتهاند، مشق مقاومت و ایستادگی میکردند، در دانشگاه و مدرسه فعال بودند، انسانساز برای انقلاب بودهاند، همیشه بودهاند در خانه، در محله، در مسجد و در بازار.
پس این شبها آنچه رخ میدهد ساختن زن ایدهآل جبههی مقاومت نیست، بلکه آزاد شدن و بالفعل شدن ظرفیت گفتمانی برای کنشگری واقعی آنهاست. در نتیجه با ذکر این پیشفرض که گفتمان جمهوری اسلامی سالهاست که زن را حول محور مقاومت معنادهی کرده و این شبها زنان میدان را برای بروز فراهم دیدهاند؛ به سراغ این نکته کلیدی میرویم؛
• بازآرایی کل گفتمان
وقتی زن در شبهای جنگ برای دفاع از ایران برمیخیزد، او فقط یک عنصر جدید را به گفتمان اضافه نکرده، بلکه کل ساختار گفتمانی را تغییر میدهد. در تالی منطقی این مهم، زنجیره هم ارزی جدید شکل میگیرد؛ آنتاگونیسمها (تضاد و تقابل بنیادین) باز تعریف میشوند و گرهگاهها را جا به جا میکنند؛
۱. ساختن زنجیرههای جدید
زن شبهای جنگ رمضان، زین پس کنشگری را نه صرفا در خانه و تحت حمایت مرد یا پشت سر او، بلکه درمیدان مقاومت و نبرد، پیشاپیش مردان یا دوشادوش آنان میبیند. حالا حضور موثر او در اجتماع، صرفا به معنای تسری مفهوم مقاومت به نقشهای زنانه او نیست بلکه به معنای ورود او به ساحت مردانۀ نبرد است. بدن ابزار مقاومت او و حضورش در میدان نشانۀ قدرت اوست.
هر چند این دو زنجیره از یکدیگر متفاوت هستند، اما حالت جدید نه تنها حالت اول را رد نمیکند بلکه آن را گسترش میدهد. در این راستا رجوع به رژهی مسلح بانوان جانفدا در تهران و سایر شهرها خالی از لطف نیست.
۲. شکستن گرهگاههای قدیمی
در نتیجۀ تغییر شکل زنجیر همارزی از حالت خطی (مادر، عفیف، انسانپرور، عالم، مدیر خانه، حامی مقاومت) به شکل غیر خطی آن (مادر، انسانپرور، عالم، رهبری میدان، کنشگری خیابان) گرهگاههای قدیمی دچار جابهجایی میشوند. در گفتمان جمهوری اسلامی همواره اولویت با زن در خانه است و سایر دالها، مانند فعال اجتماعی و تحصیلکرده و... حول این دال مرکزی مفصلبندی میشوند، اما این شبها زنی که قریب به سه ماه در میدان میایستد، با صدای بلند شعار میدهد و خیل مردان پشت سر او این شعارها را تکرار میکنند، تاکید دارد که اولویت برای او خیابان است. زن اینجا با آوردن بدن به زیر آتش، گفتمان را به جایی میبرد که تا قبل از آن معنایی نداشت.
۳. پرکردن شناورهای معنایی
برای زنهای جنگ رمضان، مشارکت در جنگ، دیگر فقط به خدمت رسانی پشت جبهه و بافندگی لباس برای رزمندگان و امثالهم محدود نمیشود. او درست کنار یک سرباز مسلح، جایی که خیابان خط مقدم جنگ است، میایستد و یا مرگ یا وطن سر میدهد. در اینجا مرد و زن محافظ یکدیگرند، نه آنکه جانب احتیاط به نفع زنان متمایل شده باشد. موف معتقد است که دموکراسی یعنی گسترش همیشگی فضای سیاسی و برای این نظر چه مثالی بهتر از این شبهای ایران که کسانی به خیابان آمدهاند که پیش از این دیده نمیشدند. کسانی که با ایستادگی خود تاثیر مستقیم بر روند تصمیمگیریهای کلان دارند و معادلات دشمن را دستخوش تغییر میکنند.
• ️آیا این زنان پس از اتمام جنگ به خانه باز میگردند؟
اینجا بازگشت به خانه را به معنایی استعاری به کار میبریم که با بازتولید گفتمانی این همانی میکند، اما در شرایط بازآفرینی گفتمانی باید گفت؛ گفتمان تغییر کرده و انتظار بازگشت به شرایط قبل انتظار درستی نیست. این بازآرایی گفتمانی هر چند بر شانههای گفتمان قبلی سوار شده و شامل همان مواد اولیه میشود، اما ترکیب جدیدی را به خود گرفتهاست.
• چرا این گفتمان باز نمیگردد؟
۱. چون امکان تغییر گفتمان فعال شده. زنان نشان دادند که توانایی رهبری میدان را دارند، حالا دیگر، خاطرۀ این رهبری وجود دارد و در گفتمان این خاطره با قدرت برابری میکند.
۲. هویتها تغییر کرده، زنی که قریب به سه ماه هر شب زندگی خود را بسان یک منسک واجب، وقف حضور در خیابان کرده، یعنی به اهداف و معانی جدیدی در چشمانداز پیش رویش چنگ انداخته است. قابل تامل است که پایبندی به این منسک و استمرار آن تغییر هویتی برجستهای را در زنان ایجاد کرده است.
۳. چون نسل بعد آگاه است؛ فرزندانی که این شبها مادران خود را در میدان دیدهاند، چیزی را یاد میگیرند که قبلیها یاد نگرفته بودند. این حافظۀ جمعی جدید گفتمان را به عقب بازنمیگرداند.
۴. چون دیگران مجبور به واکنش شدند؛ گفتمانهای رقیب که زن جمهوری اسلامی را قربانی یک نظام پدرسالار سنتی میدیدند، حالا مجبورند پردۀ انکار را کنار زده و زنی را ببینید که رهبری میدان را برعهده دارد. شاید این برجستهترین تاثیرگذاری گفتمان روی دشمنان خود بود. مطالبۀ اصلی زن ایرانی نه کشف حجاب و رهایی از قید و بندهای شریعت که از قضا حفظ مام وطن و کوتاه شدن دست بیگانگان از خاک این کشور حتی به قیمت جان است. این تاثیرگذاری بنا به نظر لاکلا و موف بازگشت گفتمان به قبل را ناممکن میکند.
️نتیجه آن که زن در گفتمان همواره نقش بازتولیدی را داشت و گاهی به مذاکره با گفتمان برمیخاست. یعنی تمامی انتظارات گفتمان را بیکم و کاست برآورده میکرد. اما در جنگ رمضان زن قدمی فراتر نهاد. او دیگر به نقش حمایتگر خود از جبهه مقاومت یا مدیر خانه بسنده نکرد. بلکه پا را فراتر گذاشته و به رهبری میدان رسید. این نقش جدید به بازآفرینی گفتمان جمهوری اسلامی منجر خواهد شد، از آن رو که زنان به همان اندازه در میدان تصمیمگیری و راهبری عرصۀ عمومی کنشگری خواهند داشت که در خانه و در امر مهم تربیت نسل.