پازل ۲۰۲۷؛ چرا ایران در مرکز تقابل آینده آمریکا و چین قرار گرفته است؟ +فیلم
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل پولی و مالی در نشست دانشجویی "سردر انقلاب" در مقابل سردر اصلی دانشگاه تهران، از پیوند بحران انرژی، رقابت آمریکا و چین، پرونده هستهای ایران و تحولات بازار نفت سخن گفت.
مجید شاکری با اشاره به آنچه «پازل ۲۰۲۷» در راهبرد کلان آمریکا توصیف کرد، اظهار داشت: آمریکاییها معتقدند در سال ۲۰۲۷ وارد مرحلهای از تقابل با چین خواهند شد و پیش از آن باید پروندههای باز ژئوپلیتیکی خود را تعیین تکلیف کنند.
وی در تشریح این دیدگاه گفت: «در این چارچوب، چهار پرونده اصلی شامل کوبا، ونزوئلا، روسیه و ایران مطرح است. از نگاه واشنگتن، باید سطح تنش با روسیه مدیریت شود تا امکان اجماع یا همکاری علیه چین فراهم شود. درباره کوبا و ونزوئلا نیز برنامههای مشخصی دنبال شده است. اما در مورد ایران، هدف از بین بردن تواناییهای برد بلند موشکی و هوایی عنوان میشود تا تهران نتواند در صورت وقوع تقابل بزرگ با چین، در فرآیند محاصره دریایی این کشور اخلال ایجاد کند.»
به گفته شاکری، بسیاری از تحولات اخیر منطقهای را میتوان در چارچوب آمادهسازی برای چنین سناریویی تحلیل کرد.
جهان در آستانه یک بحران انرژی جدید
این کارشناس مسائل پولی و مالی در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت بازار جهانی انرژی اشاره کرد و گفت: «ایران با مشکلاتی همچون کسری گاز، برق و بنزین و همچنین رکود اقتصادی مواجه است. همزمان، آمریکا نیز با چالشهایی نظیر کاهش ذخایر استراتژیک نفت و خروج چین از بازار اوراق قرضه آمریکا روبهرو شده است.»
وی معتقد است مجموعه این عوامل میتواند جهان را وارد دورهای جدید از تنشهای اقتصادی و انرژی کند.
شاکری افزود: «در صورت تشدید این روند، بازار جهانی نفت ممکن است با کمبودهای فیزیکی مواجه شود که نتیجه آن افزایش شدید قیمتها خواهد بود. از سوی دیگر، بانکهای مرکزی جهان نیز برای مقابله با تورم ناچار به افزایش نرخ بهره شدهاند؛ موضوعی که میتواند موج تازهای از فشارهای تورمی را در اقتصاد جهانی ایجاد کند.»
نفت؛ نقطه حساس اقتصاد آمریکا
شاکری در ادامه با تأکید بر جایگاه نفت در اقتصاد جهانی گفت: «در شرایط کنونی، نفت همچنان مهمترین متغیر اثرگذار بر اقتصاد آمریکاست. برخلاف برخی کالاهای صنعتی که افزایش تعرفهها میتواند به نفع دولت آمریکا تمام شود، افزایش قیمت نفت مستقیماً بر اقتصاد این کشور فشار وارد میکند.»
وی معتقد است حساسیت دولت آمریکا نسبت به بازار نفت بسیار بیشتر از حوزههایی مانند فولاد، آلومینیوم یا پتروشیمی است و هرگونه اختلال در بازار جهانی نفت میتواند آثار مستقیمی بر شاخصهای مالی و نرخ بهره در این کشور داشته باشد.
تغییر قواعد بازی در خلیج فارس
این استاد دانشگاه با اشاره به تحولات بازار انرژی در سالهای اخیر گفت: «ساختار بازار نفت نسبت به گذشته تغییر کرده است. افزایش تولید نفت شیل در آمریکا و تغییر الگوی ذخیرهسازی و مصرف انرژی در برخی قدرتهای بزرگ موجب شده بسیاری از فرضیات گذشته درباره تأثیرگذاری تنگه هرمز نیازمند بازنگری باشد.»
وی معتقد است بازیگران بینالمللی تلاش میکنند همچنان اهمیت مؤلفه نفت را در معادلات منطقهای حفظ کنند، اما واقعیت بازار انرژی امروز با سالهای گذشته تفاوتهای قابل توجهی پیدا کرده است.
پرونده هستهای؛ مسئلهای فراتر از فناوری
شاکری در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع هستهای پرداخت و گفت: «اصرار طرفهای غربی بر دریافت تعهدات مشخص در پرونده هستهای صرفاً یک موضوع فنی نیست، بلکه دارای ابعاد سیاسی و امنیتی نیز هست.»
به گفته وی، بخشی از فشارها و مطالبات مطرحشده در این حوزه به ملاحظات داخلی و منطقهای بازیگران مختلف بازمیگردد و نمیتوان آن را صرفاً در چارچوب مباحث فنی برنامه هستهای تحلیل کرد.
نفت در برابر هستهای؛ یک معامله ژئوپلیتیکی؟
این کارشناس مسائل اقتصادی در پایان به برخی مباحث مطرحشده درباره همکاریهای احتمالی در حوزه انرژی اشاره کرد و گفت: «در برخی تحلیلها این ایده مطرح شده که توسعه ظرفیتهای جدید تولید انرژی میتواند به ابزاری برای ایجاد وابستگیهای متقابل اقتصادی و کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی تبدیل شود.»
وی با اشاره به تجربه توافق هستهای و روابط اقتصادی پس از آن افزود: «تصور اینکه صرف گسترش روابط اقتصادی بتواند به تنهایی مانع شکلگیری بحرانهای سیاسی یا امنیتی شود، با واقعیتهای روابط بینالملل سازگار نیست. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که عوامل ژئوپلیتیکی و امنیتی همچنان نقش تعیینکنندهای در رفتار بازیگران بینالمللی دارند.»
شاکری تأکید کرد که فهم تحولات آینده جهان نیازمند نگاه همزمان به اقتصاد، انرژی، امنیت و رقابت قدرتهای بزرگ است؛ حوزههایی که بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خوردهاند.