شاهراهی که زیر آتش رفت/ حمله به یک پل یا حمله به اقتصاد؟
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، در فضای اقتصاد سیاسی کنونی، زیرساختهای حملونقل صرفا سازههای بتنی و فلزی نیستند؛ بلکه داراییهای مولد و استراتژیکی به شمار میآیند که امنیت آنها بهطور مستقیم با امنیت ملی و پایداری تجارت خارجی گره خورده است. پل آقتکهخان آققلا، به عنوان یکی از گرههای اصلی شبکه ریلی شمال کشور، دقیقا در قلب همین معادلات قرار دارد. بررسیهای میدانی و تحلیل نقش این پل در کریدورهای بینالمللی نشان میدهد که هدف قرار دادن این سازه، اقدامی فراتر از یک عملیات ایذایی بوده و تلاش برای ایجاد اختلال در چرخههایی است که ایران را به آسیای مرکزی و روسیه متصل میکند.
تثبیت جایگاه استراتژیک اینچه برون در کریدور ریلی
اهمیت پل آقتکهخان را باید در پیوند ناگسستنی آن با کریدور ریلی اینچهبرون جستوجو کرد. این مسیر ریلی نه فقط یک خط آهن ساده، بلکه دروازه ورود ایران به بازارهای نوظهور آسیای مرکزی و یکی از اصلیترین کانالهای دسترسی به روسیه است. وقتی این پل بر روی رودخانه گرگانرود آسیب میبیند، در واقع کل زنجیره تأمین که از گرگان آغاز شده و تا مرزهای شمالی امتداد مییابد، دچار وقفه میشود. از منظر سیاسی، این اتصال ریلی، یک ابزار چانهزنی در دیپلماسی اقتصادی است و حضور فعال در این کریدور، موقعیت ژئوپلیتیک ایران را تقویت میکند و هدف قرار دادن این پل تلاشی برای تضعیف این جایگاه و کاهش نفوذ لجستیکی ایران در منطقه محسوب میشود.
تابآوری اقتصادی ایران در برابر فشارهای لجستیکی
پل آقتکهخان در این محور، یک گلوگاه عملیاتی مهم به شمار میآید که تداوم جریان ترانزیت و کارآمدی شبکه ریلی را حفظ میکند. هدف از حمله به این پل، ایجاد اختلال در شبکه لجستیکی و تحمیل کندی در جابهجایی کالا بود تا با افزایش هزینههای حملونقل و کاهش سرعت چرخش کالا، مزیت رقابتی این مسیر ترانزیتی از بین برود؛ اما با بازسازی سریع و حفظ کارکرد این پل، این هدف راهبردی دشمن محقق نشده و شریان حیاتی کشور از مدار خارج نگشت. در نتیجه، برخلاف خواست عاملان این حمله، جابهجایی کالا با کندی روبهرو نشد، هزینه اضافی بر بازرگانان تحمیل نگردید و با تداوم بهرهوری زیرساختی، فشار اقتصادی مورد نظر دشمن بر فعالان این حوزه وارد نشد.
دشمن پیش از این نیز بارها کوشیده است تا با تمرکز بر محدودسازی مسیرهای تجاری، اقتصاد ایران را به زانو درآورد و فلج کند. این تلاشها شامل تمرکز بر گلوگاههای لجستیکی، چه در حوزه دریایی و چه در سایر مرزها بوده است. اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که اقتصاد ایران با تکیه بر تنوع جغرافیایی بینظیر (از مرزهای گسترده خاکی گرفته تا دسترسیهای راهبردی به مرزهای آبی و دریایی در شمال و جنوب کشور) به هیچ وجه فلجشدنی نیست. این جغرافیا ذاتا محاصرهناپذیر است و آسیب به یک نقطه، هرگز به معنای توقف شریانهای کلان اقتصادی کشور نخواهد بود. این تابآوری نه تنها ریشه در وسعت و تنوع مسیرهای ارتباطی دارد، بلکه مرهون هویت ملی و تخصص متخصصانی است که به محض بروز هرگونه آسیب، با روحیه جهادی و تخصص بالا، زیرساختها را به سرعت به مدار فعالیت بازمیگردانند.
اخلال سیستماتیک در اقتصاد توسعه محور گلستان
استان گلستان به واسطه موقعیت جغرافیایی خود، نقش مهمی در اقتصاد ترانزیتی شمال شرق کشور دارد. پل آقتکهخان بخشی از شبکه مویرگی است که توسعه منطقهای را به جریان تجارت ملی و بینالمللی وصل میکند. با آسیب دیدن این زیرساخت، بسیاری از صنایع تبدیلی، واحدهای تولیدی وابسته به مواد اولیه وارداتی و همچنین بخش خدمات در استان گلستان با مشکل عرضه مواجه میشوند. وقتی دسترسی به مواد اولیه از طریق این پل دشوار شود، هزینههای تولید در استان افزایش یافته و زنجیره ارزش منطقهای تضعیف میشود. این یعنی آسیب به اشتغالزایی و عقبگرد در برنامههای توسعه اقتصادی استانی. در واقع، هدف قرار دادن این پل، فشار مستقیمی بر معیشت و پویایی اقتصادی منطقهای وارد کرده است که سهم بسزایی در امنیت اقتصادی شمال ایران دارد.
پیامدهای حقوقی هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی
از منظر حقوق بینالملل، حمله به این پل موضوعی نیست که به سادگی از کنار آن عبور کرد. این اقدام تروریستی بر علیه زیرساختهای غیرنظامی، نقض آشکار قوانین بینالمللی و مصداق بارز جنایت جنگی است. پلهای مواصلاتی، خطوط آهن و مسیرهای ترانزیتی به عنوان زیرساختهای حیاتی برای بقای جمعیت غیرنظامی و فعالیتهای اقتصادی شناخته میشوند که تخریب آنها باید به عنوان تجاوزی سازمانیافته به حقوق بشردوستانه و امنیت اقتصادی منطقهای، مورد پیگیری و محکومیت قرار گیرد.