برق خورشیدی پشت سد ارز و سرمایه؛ چرا برق آفتاب هنوز سهم بزرگی از شبکه ندارد؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۶۲۹۹
گزارش|

برق خورشیدی پشت سد ارز و سرمایه؛ چرا برق آفتاب هنوز سهم بزرگی از شبکه ندارد؟

ایران یکی از کشورهای برخوردار از ظرفیت بالای تابش خورشید است، اما توسعه نیروگاه‌های خورشیدی تنها با داشتن منابع طبیعی کافی پیش نمی‌رود؛ ارزبری سنگین تجهیزات، اقتصاد سوخت فسیلی، ضعف شبکه انتقال، دشواری تأمین مالی و جذابیت بازارهای موازی، زنجیره‌ای از موانع را پیش روی سرمایه‌گذاری در این صنعت قرار داده است.
غقفسن


به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری داشنجو، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر در سال‌های اخیر به یکی از محورهای اصلی بحث درباره آینده صنعت برق ایران تبدیل شده است. افزایش مصرف برق، ناترازی تولید و مصرف و هزینه‌های اقتصادی اتکای گسترده به سوخت‌های فسیلی، اهمیت استفاده از منابعی مانند خورشید را بیشتر کرده است.

با این حال، فاصله میان ظرفیت طبیعی کشور و میزان توسعه عملی نیروگاه‌های خورشیدی نشان می‌دهد که برخورداری از تابش مناسب به‌تنهایی برای شکل‌گیری یک صنعت بزرگ کافی نیست. پشت هر نیروگاه خورشیدی، مجموعه‌ای از مسائل ارزی، مالی، زیرساختی و اقتصادی قرار دارد که می‌تواند یک پروژه را از مرحله ایده تا بهره‌برداری متوقف کند.

۹۰ درصد هزینه احداث نیروگاه خورشیدی ارزی است

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های نیروگاه‌های خورشیدی با نیروگاه‌های متعارف، ساختار هزینه احداث آنهاست. بخش قابل توجهی از هزینه سرمایه‌گذاری در نیروگاه خورشیدی به تجهیزات وابسته است و بخش عمده این تجهیزات نیز همچنان از مسیر واردات تأمین می‌شود.

حدود ۹۰ درصد هزینه تمام‌شده احداث نیروگاه خورشیدی ارزی است؛ این هزینه یا مستقیما برای واردات پنل پرداخت می‌شود یا صرف واردات سلول‌هایی می‌شود که در داخل کشور به پنل تبدیل می‌شوند.

در مقابل، بخش قابل توجهی از هزینه‌های نیروگاه‌های گازی و سیکل ترکیبی ریالی است. بنابراین توسعه گسترده نیروگاه‌های خورشیدی به منابع ارزی قابل توجهی نیاز دارد؛ موضوعی که در شرایط محدودیت منابع ارزی کشور، خود به یک مانع سیاستی تبدیل می‌شود.

هرچه سهم تجهیزات وارداتی در یک پروژه بیشتر باشد، نرخ ارز نیز اثر مستقیم‌تری بر هزینه سرمایه‌گذاری خواهد داشت و پیش‌بینی‌پذیری اقتصادی پروژه کاهش پیدا می‌کند.

وقتی سوخت فسیلی ارزان باشد، خورشید برای سرمایه‌گذار گران تمام می‌شود

سال‌ها قیمت پایین سوخت نیروگاه‌ها باعث شده هزینه تولید برق فسیلی در مقایسه با هزینه اولیه احداث نیروگاه خورشیدی مزیت داشته باشد.

در چنین شرایطی، نیروگاهی که با سرمایه‌گذاری اولیه بالا ساخته می‌شود باید بتواند در طول دوره بهره‌برداری، هزینه سرمایه‌گذاری خود را جبران کند؛ در حالی که برق تولیدشده از نیروگاه‌های فسیلی با اتکا به سوخت ارزان، هزینه عملیاتی متفاوتی دارد.

به همین دلیل، اقتصاد انرژی در ایران برای مدت طولانی سیگنال قدرتمندی برای حرکت سرمایه به سمت نیروگاه‌های خورشیدی ایجاد نکرده است. با تشدید ناترازی برق، اهمیت توسعه تجدیدپذیرها نیز بیشتر شده و این منابع از یک موضوع صرفا محیط‌زیستی به یکی از گزینه‌های تأمین برق تبدیل شده‌اند.

بهترین مناطق خورشیدی لزوما نزدیک شبکه برق نیستند

مسئله بعدی، شبکه انتقال است. نقاطی که از نظر تابش خورشید برای احداث نیروگاه مناسب‌ترند، الزاما مناطقی نیستند که زیرساخت انتقال برق در آنها به اندازه کافی توسعه یافته باشد.

در نتیجه، حتی اگر سرمایه‌گذار زمین مناسب و تجهیزات لازم را در اختیار داشته باشد، اتصال نیروگاه به شبکه می‌تواند هزینه جدیدی به پروژه تحمیل کند.

در نیروگاه‌های کوچک‌تر نیز این موضوع اهمیت دارد؛ زیرا توسعه خطوط انتقال برای پروژه‌های پراکنده می‌تواند بخشی از مزیت اقتصادی تولید برق خورشیدی را از بین ببرد.

از سوی دیگر، تولید خورشیدی ماهیتی متغیر دارد. پنل‌ها در طول شب برق تولید نمی‌کنند و میزان تولید آنها در طول روز نیز به شرایط تابش وابسته است. بنابراین هرچه سهم این نوع تولید در شبکه افزایش یابد، مدیریت نوسانات تولید و هماهنگ‌کردن آن با سایر منابع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

با این حال، کشور هنوز به محدوده‌ای که این موضوع به یک مانع اصلی برای توسعه تبدیل شود، نرسیده است و مسئله فعلی بیشتر به فراهم‌کردن زیرساخت لازم برای جذب ظرفیت جدید مربوط می‌شود.

سرمایه‌گذار خورشیدی با بازار ملک، ارز و طلا رقابت می‌کند

یکی از گره‌های جدی توسعه نیروگاه‌های خورشیدی، تأمین منابع مالی است. بخش قابل توجهی از پروژه‌های موجود یا در قالب تکالیف قانونی برای صنایع دنبال شده‌اند یا با استفاده از تسهیلات ارزی صندوق توسعه ملی پیش رفته‌اند.

مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که سرمایه‌گذار بخواهد پروژه را صرفا با منابع شخصی خود احداث کند. قرارداد خرید تضمینی برق قرار است بخشی از ریسک سرمایه‌گذاری را کاهش دهد، اما سابقه بدهی‌های وزارت نیرو در پرداخت مطالبات باعث شده اتکا به این قرارداد برای دریافت تسهیلات مالی با دشواری همراه باشد.

در صورتی که تمام سرمایه توسط سرمایه‌گذار تأمین شود و تسهیلاتی در کار نباشد، رقم خرید تضمینی برق برای جذب سرمایه کافی نیست؛ چرا که بازارهایی مانند ملک، ارز و طلا می‌توانند بازدهی بالاتری برای سرمایه‌گذار ایجاد کنند. به این ترتیب، پروژه خورشیدی باید بتواند با سایر فرصت‌های سرمایه‌گذاری موجود در اقتصاد نیز رقابت کند.

خرید تضمینی بدون پشتوانه مالی، اعتماد سرمایه‌گذار را فرسوده می‌کند

قرارداد خرید تضمینی زمانی می‌تواند محرک سرمایه‌گذاری باشد که سرمایه‌گذار نسبت به دریافت به‌موقع درآمد خود اطمینان داشته باشد.

اما ناترازی مالی صنعت برق، پرداخت مطالبات نیروگاه‌ها را به یکی از مسائل مهم این حوزه تبدیل کرده است. اگر جریان پرداخت‌ها با تأخیر مواجه شود، قرارداد خرید تضمینی بخشی از کارکرد خود به عنوان ابزار کاهش ریسک را از دست می‌دهد.

ناترازی مالی توانیر و بار ناشی از قراردادهای خرید تضمینی بر توانیر و ساتبا، یکی از عواملی است که تأمین مالی پروژه‌های جدید را دشوار کرده است.

در چنین شرایطی، صرف افزایش نرخ خرید تضمینی نیز لزوما مسئله را حل نمی‌کند؛ زیرا سرمایه‌گذار علاوه بر «رقم قرارداد»، به اعتبار پرداخت‌کننده و امکان تأمین مالی پروژه بر اساس درآمدهای آینده نیز توجه دارد.

پشت‌بام‌های تهران؛ یک نیروگاه و چند مالک

نیروگاه‌های پشت‌بامی مسیر دیگری برای توسعه انرژی خورشیدی هستند؛ مسیری که علاوه بر افزایش تولید برق، خانوارها را نیز به تولیدکننده انرژی تبدیل می‌کند.

اما اجرای این مدل در ساختمان‌های شهری با یک مسئله ساده و در عین حال جدی روبه‌روست: مالکیت. در یک ساختمان چندواحدی، پنل روی پشت‌بام قرار می‌گیرد اما منافع آن باید میان چند خانوار تقسیم شود. اگر حتی یکی از مالکان با اجرای پروژه مخالفت کند، فرآیند احداث می‌تواند متوقف شود.

بنابراین توسعه خورشیدی پشت‌بامی صرفا مسئله خرید پنل نیست؛ باید برای مالکیت تجهیزات، نحوه تقسیم هزینه، سهم هر خانوار از درآمد و مسئولیت نگهداری نیز سازوکار مشخصی وجود داشته باشد.

خانوارها نه بانکدارند، نه نیروگاه‌دار حرفه‌ای

مشکل دیگر به پیچیدگی فرآیند سرمایه‌گذاری بازمی‌گردد. یک خانوار معمولی نه مانند یک شرکت بزرگ توان مذاکره با بانک‌ها و صندوق‌ها را دارد و نه می‌تواند به تنهایی تمام فرآیندهای دریافت تسهیلات، احداث نیروگاه و انعقاد قرارداد فروش برق را مدیریت کند.

اینجاست که جای خالی شرکت‌های واسط پررنگ می‌شود؛ مجموعه‌هایی که بتوانند سرمایه‌های خرد خانوارها را تجمیع کنند، تأمین مالی را انجام دهند و ارتباط میان مردم، شبکه برق و بازار انرژی را برقرار کنند.

چنین مدلی می‌تواند بخشی از پیچیدگی ورود خانوارها به صنعت برق را کاهش دهد و نیروگاه‌های پشت‌بامی را از یک پروژه انفرادی به یک مدل سرمایه‌گذاری سازمان‌یافته تبدیل کند.

برق خورشیدی برای خانوار هنوز با یک تناقض اقتصادی روبه‌روست

یک تناقض مهم در توسعه پنل‌های پشت‌بامی این است که برق شبکه برای مصرف‌کننده نهایی با قیمتی عرضه می‌شود که در بسیاری از موارد بسیار پایین‌تر از هزینه تمام‌شده تولید برق خورشیدی توسط خانوار است.

در نتیجه، اگر یک خانوار بخواهد پنل نصب کند و صرفا برای مصرف شخصی برق تولید کند، ممکن است هزینه سرمایه‌گذاری آن با صرفه‌جویی حاصل از کاهش خرید برق از شبکه به اندازه کافی جبران نشود.

بنابراین برای توسعه واقعی خورشیدی پشت‌بامی، صرف ارائه تسهیلات یا تشویق مردم به نصب پنل کافی نیست؛ مدل اقتصادی مصرف، فروش مازاد تولید و بازگشت سرمایه نیز باید همزمان اصلاح شود.

ساتبا؛ مجری ساخت نیروگاه یا تنظیم‌کننده بازار؟

در این میان، نقش ساتبا نیز محل بحث است. مسیری که صنعت برق طی دهه‌های گذشته پیموده، از ساخت و بهره‌برداری گسترده نیروگاه‌های دولتی به سمت حضور بیشتر بخش خصوصی حرکت کرده است.

با تغییر این ساختار، نقش دولت نیز باید از نیروگاه‌داری به تنظیم‌گری و فراهم‌کردن زیرساخت نزدیک‌تر شود. از این منظر، ساتبا می‌تواند به جای تمرکز بر مجری‌گری مستقیم، زمینه ورود سرمایه‌های خصوصی و عمومی به صنعت تجدیدپذیر را فراهم کند؛ از تنظیم قراردادها و کاهش ریسک سرمایه‌گذاری گرفته تا ایجاد سازوکارهای مالی و کمک به توسعه زیرساخت شبکه.

توسعه خورشیدی با تصمیم‌های کوتاه‌مدت به مقصد نمی‌رسد

یکی از مسائل مهم صنعت برق، فاصله میان افق سرمایه‌گذاری پروژه‌های زیرساختی و دوره مدیریت مدیران است. نیروگاه خورشیدی پروژه‌ای نیست که همه نتایج آن در کوتاه‌مدت ظاهر شود.

بخشی از سیاست‌های اجرایی در سال‌های گذشته تحت تأثیر انتظار برای ارائه خروجی‌های سریع قرار داشته است؛ در حالی که تغییر رویکرد در ساختار صنعت برق ممکن است چند سال زمان ببرد.

در نهایت، مسئله انرژی خورشیدی در ایران فقط کمبود پنل یا نبود سرمایه‌گذار نیست. تا زمانی که هزینه ارزی تجهیزات، زیرساخت انتقال، اعتبار قراردادهای خرید تضمینی، تأمین مالی و اقتصاد مصرف برق در کنار یکدیگر دیده نشوند، افزایش ظرفیت اسمی نیروگاه‌های خورشیدی به تنهایی نمی‌تواند قفل توسعه این صنعت را باز کند.

ایران از نظر منبع خورشیدی با محدودیت جدی مواجه نیست؛ چالش اصلی، تبدیل این ظرفیت طبیعی به یک فرصت اقتصادی پایدار برای سرمایه‌گذار، صنعت و خانوار است.

پربازدیدترین آخرین اخبار