پیشتازی جهان در تولید برق خورشیدی از پشتبامها؛ سهم ایران همچنان ناچیز
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی ممتاز، پهنه وسیع و میانگین تابش خورشیدی روزانه بین ۴.۵ تا ۵.۵ کیلوواتساعت بر مترمربع، یکی از مستعدترین کشورهای جهان برای بهرهگیری از انرژی خورشیدی است. با وجود این ظرفیت، سهم نیروگاههای خورشیدی پشتبامی در سبد انرژی ایران، در قیاس با استانداردهای جهانی، همچنان ناچیز باقی مانده است.
این عقبماندگی در شرایطی رخ میدهد که خورشیدی در حال تبدیل شدن به یکی از اصلیترین موتورهای توسعه برق جهان است. آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده که در سال ۲۰۲۵، ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر جهان حدود ۸۰۰ گیگاوات افزایش یافته که حدود ۷۵ درصد آن مربوط به انرژی خورشیدی بوده است. همچنین پیشبینی میشود در فاصله ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰، نزدیک به ۸۰ درصد افزایش ظرفیت تجدیدپذیر جهان از محل خورشیدی، بهویژه نیروگاههای خورشیدی متمرکز و توزیعشده، تأمین شود.
اهمیت این روند برای ایران زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم در اتحادیه اروپا، سهم مجموع برق تولیدشده از باد و خورشید در سال ۲۰۲۵ به ۳۰ درصد رسیده و برای نخستینبار از سهم سوختهای فسیلی عبور کرده است. کشورهای اروپایی در کنار توسعه نیروگاههای بزرگ، به سمت تولید پراکنده و استفاده از ظرفیت ساختمانها نیز حرکت کردهاند؛ مدلی که میتواند فشار بر شبکه انتقال و توزیع را کاهش دهد و بخشی از تولید برق را به محل مصرف نزدیک کند.
جایگاه انرژی خورشیدی در ایران
بر اساس آمار ارائهشده در گزارش، ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر و پاک کشور از مرز ۵.۴ گیگاوات عبور کرده است. از مجموع ۵۴۰۸ مگاوات ظرفیت نصبشده، سهم نیروگاههای خورشیدی ۴۸۷۵.۲ مگاوات است که از این میزان، ۳۸۴۵.۲ مگاوات مربوط به نیروگاههای متوسط و بزرگمقیاس و ۱۰۳۰ مگاوات مربوط به نیروگاههای انشعابی است.
این در حالی است که برنامه هفتم توسعه، هدف ۳۰ گیگاوات انرژی تجدیدپذیر شامل ۲۵ گیگاوات خورشیدی را برای افق ۱۴۱۴ تعیین کرده است. به این ترتیب، مسئله اصلی صرفاً افزایش ظرفیت نیروگاههای خورشیدی نیست؛ بلکه نوع توسعه نیز اهمیت دارد. توسعه سامانههای انشعابی و پشتبامی میتواند بخشی از تولید برق را به محل مصرف منتقل کند و از فشار بر شبکه سراسری بکاهد.
این موضوع از نگاه مسئولان ساتبا نیز مورد تأکید قرار گرفته است. جعفر محمدنژاد سیگارودی، معاون سرمایهگذاری و توسعه ساتبا، توسعه نیروگاههای خورشیدی انشعابی در ساختمانها، صنعت و کشاورزی را از راهبردهای مهم برای افزایش تولید برق، کاهش هزینه توسعه شبکه و رفع ناترازی برق دانسته است.
از سوی دیگر، زهره اولیا، مدیرکل دفتر بررسیهای اقتصادی و تأمین منابع مالی ساتبا، اخیراً اعلام کرده است که هزینه احداث یک نیروگاه خورشیدی ۵ کیلوواتی حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان است و دوره بازگشت سرمایه آن حدود ۴.۵ تا حداکثر پنج سال برآورد میشود. این ارقام نشان میدهد که در صورت فراهم شدن سازوکارهای مناسب تأمین مالی، سرمایهگذاری در مقیاس خانگی نیز میتواند به یک گزینه اقتصادی تبدیل شود.
ظرفیت خورشیدی ایران؛ سهم اندک پشتبامی در برابر پتانسیل عظیم
مرور تجربه کشورهای موفق در این حوزه، سه راهبرد کلیدی را نمایان میسازد: سادهسازی رویههای اداری، اعمال مشوقهای مالی هدفمند، و تدوین الزامات قانونی هوشمند.
آلمان و هلند با کاهش موانع اداری برای سامانههای کوچکمقیاس، هزینه و زمان سرمایهگذاری را کاهش داده و مشارکت عمومی را افزایش دادهاند. در حوزه مالی نیز مدلهای تأمین مالی کمهزینه و پرداخت اقساطی، امکان ورود خانوارها و کسبوکارهای کوچک به بازار خورشیدی را افزایش داده است. در سطح جهانی نیز آژانس بینالمللی انرژی تأکید میکند که کاهش هزینه پنلها، فرآیندهای کارآمد صدور مجوز و پذیرش اجتماعی گسترده، از عوامل اصلی شتاب گرفتن توسعه خورشیدی هستند.
در ایران اما بخشی از موانع همچنان در سطح مقررات و فرآیندهای اجرایی قرار دارد. برای نمونه، امید علوی، مدیرعامل یک مجموعه فعال در حوزه نیروگاههای خورشیدی، در یکی از رویدادهای تخصصی انرژیهای تجدیدپذیر از الزام دریافت رضایت محضری همه مالکان یک ساختمان در برخی استانها انتقاد کرده و آن را مانعی برای اجرای پروژههای پشتبامی دانسته است؛ به گفته او، ساختار موجود بیشتر برای نیروگاههای بزرگ طراحی شده و با توسعه مردمی و خرد سازگار نیست.
برای ایران، بهرهگیری از این تجربهها میتواند افق تازهای برای جبران شکاف بگشاید. حذف مجوزهای زائد و کوتاهسازی زمان پاسخدهی دستگاههای اجرایی، نخستین گام در تسهیل نصب سامانههای کوچکمقیاس است. جایگزینی مدلهای محدود خرید تضمینی با مدلهای متنوع خودمصرفی و فروش مازاد، میتواند بازگشت سرمایه را برای مالکان تسریع کند.
طراحی بستههای تأمین مالی با پیشپرداخت پایین و اقساط بلندمدت نیز میتواند مانع هزینه اولیه بالا را از سر راه بردارد. در همین راستا، استفاده از منابع مالی و مشارکت نهادهای توسعهای برای پروژههای خورشیدی انشعابی میتواند امکان توسعه سریعتر این بازار را فراهم کند.
از سوی دیگر، اصلاح مقررات ملی ساختمان و الزام یا مشوق برای نصب پنل خورشیدی روی ساختمانهای جدید، میتواند بازار پایدارتری برای تجهیزات خورشیدی ایجاد کند. ایران حتی در سالهای اخیر به سمت استفاده از ظرفیت ساختمانها حرکت کرده و برای برخی متقاضیان انشعاب برق، نصب سامانه خورشیدی پشتبامی به عنوان یکی از الزامات جدید مطرح شده است.
در نهایت، تجربه جهانی نشان میدهد که توسعه خورشیدی دیگر صرفاً یک انتخاب زیستمحیطی نیست؛ بلکه به بخشی از راهبرد امنیت انرژی و مدیریت شبکه تبدیل شده است. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند انرژیهای تجدیدپذیر تا سال ۲۰۳۰ نزدیک به ۴۳ درصد برق جهان را تأمین کنند و خورشیدی بهتنهایی بیش از نیمی از افزایش تولید برق تجدیدپذیر در این دوره را به خود اختصاص دهد.
در چنین شرایطی، برخورداری ایران از تابش خورشیدی بالا، پهنه گسترده و ظرفیت قابلتوجه ساختمانهای شهری، یک مزیت بالقوه بزرگ است؛ اما تبدیل این مزیت به ظرفیت واقعی، به سیاستگذاری، تأمین مالی و حذف موانع اجرایی وابسته است. اگر پشتبامهای ایران به بخشی از شبکه تولید برق تبدیل شوند، میتوانند علاوه بر ایجاد درآمد برای خانوارها و کسبوکارها، بخشی از فشار ناشی از ناترازی برق را نیز از دوش شبکه سراسری بردارند.