مطالبه مردم از دستگاه دیپلماسی؛ دستاورد میدان را تثبیت کنید!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۲۷۹۹۵
گزارش|

مطالبه مردم از دستگاه دیپلماسی؛ دستاورد میدان را تثبیت کنید!

اقتدار نظامی ایران در جنگ، تنها یک پیروزی میدانی نبود؛ آزمونی بود که نشان داد بازدارندگی زمانی کامل می‌شود که در دیپلماسی نیز با همان صلابت دنبال شود. ادامه مذاکره با آمریکا در سایه نقض آتش‌بس و بدعهدی‌های مکرر، نه دستاورد، بلکه تکرار تجربه‌ای پرهزینه خواهد بود.
دیپلماسی

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ شاید مهم‌ترین عاملی که اقتدار جمهوری اسلامی ایران را در جریان جنگ رمضان و همچنین در دوره پس از آن تثبیت کرد، پاسخ هوشمندانه، به‌موقع و غیرقابل پیش‌بینی نیروهای مسلح کشور بود. اقتداری که نه در بیانیه‌ها، بلکه در میدان نبرد به نمایش گذاشته شد و دشمن را با واقعیتی متفاوت از محاسبات اولیه خود مواجه کرد.

از نخستین ساعات جنگ، رسانه‌های عربی، غربی و حتی برخی رسانه‌های داخلی تصویری کم‌سابقه از معادله قدرت در منطقه ترسیم کردند. پیام روشن بود؛ در صورت گسترش جنگ، هیچ‌یک از پایگاه‌های آمریکا در منطقه از تیررس موشک‌های ایران در امان نخواهند بود. همین پیام کافی بود تا بسیاری از محاسبات راهبردی دشمن تغییر کند و هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران به شکل محسوسی افزایش یابد.

در جنگ‌های مدرن، پیروزی صرفاً به معنای تصرف سرزمین یا وارد کردن خسارت به دشمن نیست. مهم‌ترین دستاورد، ایجاد بازدارندگی و تغییر محاسبات طرف مقابل است. آنچه در جنگ رمضان رخ داد، تثبیت این واقعیت بود که جمهوری اسلامی ایران همچنان قادر است هزینه هرگونه تجاوز را برای دشمنان خود به شکل قابل توجهی افزایش دهد.

این بازدارندگی تنها به روزهای جنگ محدود نشد. پس از اعلام آتش‌بس نیز هر بار که آمریکا یا رژیم صهیونیستی تعهدات خود را نقض کردند، نیروهای مسلح ایران نشان دادند که پاسخ متقابل همچنان بخشی از معادله است.

 

 

مطالبه مردم از دستگاه دیپلماسی؛ دستاورد میدان را تثبیت کنید!

 

مطالبه مردم؛ اقتدار میدان در میز مذاکره

 

امروز یکی از اصلی‌ترین مطالبات افکار عمومی در ایران، انتقال همین اقتدار از میدان نظامی به عرصه دیپلماسی است. مردم نمی‌پذیرند که دستاوردهای میدانی با امتیازدهی‌های سیاسی از بین برود یا هزینه‌هایی که برای تثبیت قدرت بازدارندگی پرداخت شده، پشت میز مذاکره نادیده گرفته شود.

تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده است که هرگاه میان میدان و دیپلماسی فاصله ایجاد شده، طرف مقابل آن را نشانه ضعف تلقی کرده و دامنه مطالبات خود را افزایش داده است. به همین دلیل، دیپلماسی موفق زمانی شکل می‌گیرد که بر پایه قدرت واقعی استوار باشد، نه بر اساس امید به حسن نیت طرف مقابل.

 

نقض آتش‌بس؛ نشانه‌ای از بی‌اعتباری تعهدات آمریکا و رژیم اسرائیل

 

زمانی که بند نخست یادداشت تفاهم، یعنی پایان جنگ در تمامی جبهه‌ها به‌ویژه لبنان، توسط رژیم صهیونیستی نقض شد، در واقع اعتبار کل توافق زیر سؤال رفت. طرفی که به ابتدایی‌ترین تعهد خود پایبند نیست، چگونه می‌تواند در سایر موارد قابل اعتماد باشد؟

تداوم مذاکرات در چنین شرایطی بدون دریافت تضمین‌های مشخص و قابل اجرا، راه را برای نقض سایر بندهای توافق نیز باز می‌کند. این مسئله نه یک فرضیه سیاسی، بلکه تجربه‌ای است که بارها در پرونده‌های مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی تکرار شده است.

 

ترامپ؛ از ادعای قدرت تا ادبیات استیصال

 

در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب، در حالی که بسیاری تصور می‌کردند ایران تا پایان مراسم پاسخی به تجاوزات آمریکا نخواهد داد، رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر با ادبیاتی توهین‌آمیز علیه جمهوری اسلامی سخن گفت.

ترامپ در اظهاراتی که بیش از هر چیز بیانگر عصبانیت و ناکامی بود، ایران را هدف توهین قرار داد و بار دیگر سیاست تهدید را در پیش گرفت. اما واقعیت میدان نشان داد که میان تهدید و عمل فاصله زیادی وجود دارد.

سیاستمداری که تصور می‌کرد می‌تواند با فشار نظامی و اقتصادی، ساختار جمهوری اسلامی را وادار به عقب‌نشینی کند، اکنون با واقعیتی متفاوت مواجه شده است؛ واقعیتی که در آن ایران نه تنها فرو نپاشیده، بلکه توانسته است معادلات منطقه‌ای را به نفع خود تغییر دهد.

 

پاسخ ایران؛ پایان دوران حمله بدون هزینه

 

برخلاف برخی گمانه‌زنی‌ها، نیروهای مسلح ایران بدون واهمه از تهدیدهای آمریکا، حملاتی را علیه پایگاه‌های این کشور در بحرین، امارات، کویت و قطر انجام دادند.

اهمیت این اقدام صرفاً در بعد نظامی آن نبود. پیام اصلی این بود که دوران حمله بدون هزینه به پایان رسیده است. هرگونه تجاوز با پاسخ همراه خواهد بود و هیچ قدرتی نمی‌تواند انتظار داشته باشد که ایران صرفاً نظاره‌گر اقدامات خصمانه باشد.

همین رویکرد بود که اعتماد عمومی را تقویت کرد و نشان داد میان سخن و عمل مسئولان نظامی کشور فاصله‌ای وجود ندارد.همانگونه آقای شهیدمان فرمودند: دوران بزن و در رو تمام شده است.

 

چرا مذاکره با دولت ترامپ خطای راهبردی است؟

 

توافق با دولتی که سابقه‌ای طولانی در نقض تعهدات دارد، بدون دریافت تضمین‌های عملی، بیش از آنکه یک موفقیت دیپلماتیک باشد، نوعی خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه است.

تجربه خروج آمریکا از برجام، اعمال تحریم‌های گسترده و حمایت مستقیم از اقدامات خصمانه علیه ایران نشان می‌دهد که واشنگتن در بزنگاه‌های حساس، تعهدات خود را تابع منافع لحظه‌ای می‌داند.

از همین رو، هشدار درباره بی‌اعتمادی به آمریکا صرفاً یک شعار سیاسی نیست؛ بلکه نتیجه دهه‌ها تجربه عملی در مواجهه با سیاست‌های این کشور است.

برخی تلاش می‌کنند هرگونه تأکید بر قدرت بازدارندگی را به عنوان جنگ‌طلبی معرفی کنند؛ در حالی که واقعیت کاملاً برعکس است. هدف از بازدارندگی جلوگیری از جنگ است، نه آغاز آن.

ایران در سال‌های گذشته نشان داده است که آغازگر جنگ نبوده، اما در برابر تجاوز نیز سکوت نکرده است. ایستادگی در برابر تهدید، بخشی از منطق امنیت ملی و حفظ منافع کشور است.

 

تنگه هرمز؛ مهم‌ترین اهرم راهبردی ایران

 

در جریان جنگ اخیر، بار دیگر اهمیت تنگه هرمز آشکار شد. این آبراه راهبردی نه تنها یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است، بلکه یکی از اصلی‌ترین ابزارهای بازدارندگی ایران نیز محسوب می‌شود.

کنترل و تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز، حقی قانونی و مبتنی بر منافع ملی ایران است. هرگونه تهدید علیه این منطقه می‌تواند بازار جهانی انرژی را با شوک‌های جدی مواجه کند و هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد کشورهای غربی تحمیل نماید.

 

تاب‌آوری اقتصادی؛ برگ برنده ایران در نبرد فرسایشی

 

سال‌ها تحریم و فشار اقتصادی، اگرچه هزینه‌هایی برای کشور ایجاد کرده، اما در عین حال ظرفیت قابل توجهی از تاب‌آوری را نیز شکل داده است.

در مقابل، بسیاری از کشورهای غربی وابستگی بیشتری به ثبات بازار انرژی دارند و افزایش قیمت سوخت و انرژی می‌تواند فشار قابل توجهی بر دولت‌ها و افکار عمومی آن‌ها وارد کند. همین مسئله یکی از عوامل مهم بازدارنده در برابر هرگونه ماجراجویی نظامی جدید است.

 

 

مطالبه مردم از دستگاه دیپلماسی؛ دستاورد میدان را تثبیت کنید!

 

وظیفه دیپلماسی؛ تثبیت پیروزی میدان

 

مذاکره زمانی ارزشمند است که در خدمت منافع ملی باشد، نه اینکه به هدفی مستقل تبدیل شود. امضای توافق با طرفی که سابقه بدعهدی دارد، به خودی خود دستاورد محسوب نمی‌شود.

امروز مهم‌ترین وظیفه دستگاه دیپلماسی، تثبیت دستاوردهای میدان در عرصه سیاسی است. همان‌گونه که نیروهای مسلح توانستند اقتدار ایران را در میدان نبرد به نمایش بگذارند، دیپلماسی نیز باید این اقتدار را به نتیجه‌ای ملموس در مذاکرات تبدیل کند.

اقتدار نظامی ایران در جنگ رمضان اثبات شد. اکنون زمان آن است که دیپلماسی نیز نشان دهد حاضر نیست دستاوردهای ملی را در برابر وعده‌های تکراری و تضمین‌نشده آمریکا معامله کند.

پربازدیدترین آخرین اخبار