«جبهه‌های جدیدی از جنگ» که آمریکا برای آن آماده نبود/ از یمن تا لبنان میدان قدرت نمایی رزمندگان مقاومت
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۳۷۲۹۶
گزارش|

«جبهه‌های جدیدی از جنگ» که آمریکا برای آن آماده نبود/ از یمن تا لبنان میدان قدرت نمایی رزمندگان مقاومت

جنگ رمضان ؛ نقطه آغاز تغییر هندسه قدرت در غرب آسیا بودمنطقه‌ای که سال‌ها در محاسبات واشنگتن «حیاط خلوت آمریکا» تلقی می‌شد که با شکل‌گیری جبهه‌های جدید مقاومت، به میدانی تبدیل شد که ابتکار عمل آن بیش از هر زمان دیگری در اختیار بازیگران منطقه‌ای قرار گرفت.
حزب الله
مروارید شیری

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو، درست در روز‌های آغازین جنگ رمضان بود که رهبر انقلاب در نخستین پیام خود، به نکته‌ای اشاره کردند که امروز با توجه به ادامه‌دار شدن جنگ، رمز گشایی ازآن بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است؛ ایشان با اشاره به امکان گشوده شدن میدان‌های جدید درگیری فرمودند: «در مورد گشودن جبهه‌های دیگری که دشمن در آن تجربه ناچیزی دارد و به‌شدت در آن آسیب‌پذیر خواهد بود، مطالعاتی صورت گرفته است و فعال‌سازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت.»

حالا با گذشت چند ماه از آغاز جنگ، این پرسش بیش از گذشته مطرح است که منظور از «جبهه‌های دیگری» که رهبر انقلاب از آن سخن گفتند، چیست؟

شکل گیری جبهه‌های جدید در بدو درگیری با ایران

با آغاز درگیری‌ها، یکی از نخستین تحولاتی که به تدریج خود را نشان داد، فعال شدن ظرفیت‌های جبهه مقاومت در نقاط مختلف منطقه بود؛ موضوعی که غیر قابل پیشبینی بودن آن همانطور که رهبر انقلاب هم به آن اشاره کردند موجب ضعف آمریکایی‌ها شد.

واشنگتن انتظار داشت جنگ به رویارویی مستقیم با ایران محدود بماند و دیگر بازیگران منطقه‌ای جرات مداخله را نداشته باشند و ورود به میدان خودداری کنند. اما روند تحولات برخلاف این انتظار پیش رفت وبا ادامه جنگ، متحدان و اعضای جبهه مقاومت، هر یک متناسب با ظرفیت و موقعیت خود، در حمایت از ایران نقش‌آفرینی کردند و جبهه‌های جدیدی در منطقه شکل گرفت.

این روند نشان داد که جنگ با ایران دیگر صرفاً یک درگیری دوجانبه نیست، بلکه می‌تواند به سرعت ابعاد منطقه‌ای پیدا کند و نقشه‌های آمریکا را برای نقش آفرینی در معادلات منطقه نقش بر آب سازد.

مقاومت لبنان بازوی ایران در جنگ با آمریکا

حزب‌الله لبنان به عنوان یکی از مهم‌ترین متحدان منطقه‌ای ایران، با آغاز جنگ رمضان و تحولات پس از آن، نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر موازنه نبرد ایفا کرد.

این جنبش با گشودن جبهه شمالی فلسطین اشغالی بخش زیادی از توان نظامی رژیم را تحت شعاع قرار دادو

محاسبات اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی را برهم زد.  اما موضوع فقط این نیست اهمیت این جبهه از آنجا ناشی می‌شد که رژیم صهیونیستی و ایالات متحده عملا انتظار مداخله حزب الله را در جنگ نداشتند.

تبیین  راهبرد لبنان در چند مرحله :

با شروع جنگ رمضان حزب الله لبنان با قرار دادن چند راهبرد توانست رژیم صهیونیستی را در میدان جنگ زمین گیر کند و خسارات سنگینی به آنها وارد کند که این مراحل به شرح ذیل است:

  مرحله ۱ غافلگیری:

آمریکا از همان ابتدا بخش مهمی از محاسبات خود را بر توان و نقش‌آفرینی رژیم صهیونیستی به عنوان بازوی نظامی و منطقه‌ای خود بنا کرده بود. در واقع، واشنگتن با تشویق و حمایت از تل‌آویو برای ورود به جنگ، تا حد زیادی روی ظرفیت نظامی رژیم صهیونیستی برای پیشبرد اهداف این درگیری حساب باز کرده بود و تصور می‌کرد صهیونیست‌ها می‌توانند با تمرکز بر جبهه ایران، تاحد زیادی بار  جنگ را بر دوش بکشند.

بعد از وارد شدن این شوک راهبردی حزب‌الله لبنان،  با اجرای عملیات‌های  چند گانه، کار خود را آغاز کرد.

 مرحله ۲ ناامن سازی محور شمالی:

صرف ورود لبنان به جنگ، تبعات قابل توجهی برای رژیم صهیونیستی به همراه داشت. این اتفاق در شرایطی رخ داد که نتانیاهو طی ماه‌های گذشته تلاش کرده بود با عملیات‌های تبلیغاتی، ساکنان شمال سرزمین‌های اشغالی را برای بازگشت به خانه‌هایشان متقاعد کند و بار‌ها بر تأمین امنیت این مناطق تأکید کرده بود. اما ورود مستقیم حزب‌الله به نبرد، این روایت را با چالش جدی مواجه کرد و بار دیگر ناامنی در جبهه شمال را به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل کرد.

هم‌زمانی حملات حزب‌الله از شمال با عملیات‌های موشکی ایران، فشار مضاعفی بر رژیم صهیونیستی وارد کرد؛ به‌گونه‌ای که اعتراضات داخلی و انتقادات از عملکرد دولت نتانیاهو افزایش یافت و بخشی از توان سیاسی، امنیتی و عملیاتی رژیم را درگیر مدیریت این بحران کرد. در مرحله بعدی حملات مستقیم حزب الله بود که  رژیم صهیونیستی را غافلگیر کرد

«جبهه‌های جدیدی از جنگ» که آمریکا برای آن آماده نبود/ از یمن تا جنوب لبنان زیر ضرب قدرت رزمندگان مقاومت

مرحله ۳ کشاندن رژیم به جنگ دو جبهه‌ای :

پیش از آغاز جنگ رژیم صهیونیستی تمام تمرکز خود را بر عملیات‌های هوایی علیه ایران گذاشته بود، در چنین شرایطی لبنان به عنوان یکی از همسایگان اراضی اشغالی می توانست نقش موثری ایفا کند یکی از جهت اشراف عملیاتی بر تحرکات دشمن و دیگری به دلیل سهولت در شناسایی و هدقف قرار دادن پایگاه ها و منابع نیروی هوایی دشمندر چنین شرایطی لبنان از یک راهبرد هوشمندانه برای کاهش توان و عملا از کار انداختن توان دفاعی دنبال کردد اولاهر اقدامی از جانب لبنان جنگ را به جبهه دومیمیکشاند که رزیم صهیونیستی را   ناچار کرد بخشی از ظرفیت فرماندهی، اطلاعاتی و عملیاتی خود را به مرز‌های شمالی منتقل کند. دوما هدف قراردادن 

حزب‌الله با اجرای عملیات‌های موشکی و پهپادی علیه پایگاه‌های هوایی و سایت‌های راداری رژیم صهیونیستی، شبکه شناسایی و پدافندی آن را تحت فشار قرار داد. هدف قرار گرفتن این مراکز که نقش چشم پدافند رژیم را ایفا می‌کنند، توان رهگیری را کاهش داد و با اجرای عملیات‌های هماهنگ موشکی میان حزب‌الله و ایران، سامانه‌های دفاعی رژیم پیش از رسیدن موشک‌های ایرانی درگیر می‌شدند. روندی که خیلی زود عملا توان رزمی و دفاعی رژیم صهیونیستی را فلج کرد.

گروه های مقاومت عراق وفادار به ایران علیه متجاوز

در هر جنگی، مرز‌های جغرافیایی کشور هدف و نقش کشور‌های همسایه، از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر سرنوشت نبرد به شمار می‌رود.

گروه‌های مقاومت عراق به‌عنوان همسایه غربی ایران، یکی از مهم‌ترین نقاط راهبردی در این معادله بودند. برخلاف برخی کشور‌های حاشیه خلیج فارس که یا میزبان نیرو‌های آمریکایی در منطقه بودند یا در بهترین حالت موضعی بی‌طرفانه اتخاذ کردند، عراق در مقاطع مختلف موضع خود را در قبال تحولات جنگ نشان داد.

 یکی از نخستین اقدامات بغداد، اعلام مخالفت با استفاده از خاک و حریم هوایی عراق برای حمله علیه ایران بود؛ اقدامی که مانع از تبدیل شدن بخشی از سرزمین عراق به مسیر عملیات نظامی علیه ایران شد.

به‌عنوان نمونه، در میانه جنگ یک فروند هواپیمای سوخت‌رسان KC-۱۳۵ ارتش آمریکا بر فراز عراق آسیب دید. هرچند ارتش آمریکا علت این حادثه را برخورد دو هواپیما اعلام کرد، اما برخی رسانه‌های عراقی آن را به عملیات نیرو‌های مقاومت عراق نسبت دادند.

«جبهه‌های جدیدی از جنگ» که آمریکا برای آن آماده نبود/ از یمن تا جنوب لبنان زیر ضرب قدرت رزمندگان مقاومت

هم‌زمان، گروه‌های مقاومت عراق که نشریه تلگراف از آنها به‌عنوان «میراث فرمانده سلیمانی» یاد کرده است، حملات خود را بر سه محور متمرکز کردند؛ هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در عراق از جمله پایگاه ویکتوریا در بغداد و پایگاه‌های آمریکا در اربیل، حمله به پایگاه‌های آمریکا در کشور‌های حاشیه خلیج فارس و همکاری با ایران در هدف قرار دادن مواضع گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب در اقلیم کردستان.

همچنین تداوم این عملیات‌ها، علاوه بر افزایش هزینه حضور آمریکا در منطقه شد وبدین‌ترتیب، عراق در کنار دیگر جبهه‌های مقاومت، به یکی از اضلاع مهم میدان چندجبهه‌ای علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شد.

آبراه های حیاتی غرب آسیا جبهه ای برای جنگ

اما شکل‌گیری جبهه‌های جدید علیه آمریکا تنها به مرز‌های زمینی و حملات مستقیم محدود نماند. یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی که در جریان جنگ وارد معادلات شد، آبراه‌های راهبردی منطقه بود؛ جایی که موقعیت جغرافیایی غرب آسیا به یک عامل تعیین‌کننده در روند نبرد تبدیل شد.

آمریکا طی دهه‌های گذشته همواره نگاه ویژه‌ای به خاورمیانه داشته است؛ منطقه‌ای که به دلیل برخورداری از منابع عظیم انرژی، موقعیت ژئوپلیتیک و قرار گرفتن در مسیر‌های مهم تجارت جهانی، همواره برای واشنگتن از اهمیت اقتصادی و راهبردی برخوردار بوده است.

تجربه جنگ‌های گذشته در عراق، افغانستان و دیگر نقاط منطقه نیز این تصور را در میان سیاستمداران آمریکایی تقویت کرده بود که غرب آسیا عرصه‌ای است که آنها می‌توانند با تکیه بر قدرت نظامی خود، قواعد آن را تعیین و مسیر تحولات را مدیریت کنند.

اما جنگ با ایران و ورود متحدان منطقه‌ای آن به میدان، این تصور را با چالش جدی مواجه کرد. این جنگ نشان داد که مردم و بازیگران منطقه‌ای تنها ناظران تحولات خاورمیانه نیستند و ظرفیت‌ها و موقعیت‌های راهبردی این منطقه، پیش از هر چیز در اختیار کسانی است که در آن زندگی می‌کنند. دوران جولان قدرت‌های فرامنطقه‌ای و تصور کنترل یک‌جانبه معادلات منطقه، به پایان رسیده است.

«جبهه‌های جدیدی از جنگ» که آمریکا برای آن آماده نبود/ از یمن تا جنوب لبنان زیر ضرب قدرت رزمندگان مقاومت

جنگ آبراه‌ها؛ راهبردی که یمن آن را تکمیل کرد

اما راهبرد ایران به تنگه هرمز محدود نماند. آمریکایی‌ها پس از آنکه نتوانستند اثرگذاری این جبهه را خنثی کنند، به دنبال استفاده از مسیر‌های جایگزین رفتند. در این میان، باب‌المندب به دلیل نقش آن در تجارت جهانی و انتقال انرژی، یکی از مهم‌ترین گزینه‌های واشنگتن بود؛ اما درست در همین نقطه، یمن به عنوان یکی از متحدان ایران، این راهبرد را تکمیل کرد.

انصارالله با ایجاد محدودیت برای تردد کشتی‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی و طرف‌های حامی آن، باب‌المندب را از یک مسیر جایگزین به جبهه‌ای تازه علیه آمریکا تبدیل کرد. اما اقدامات یمن تنها به جنگ آبراه‌ها محدود نماند.

«جبهه‌های جدیدی از جنگ» که آمریکا برای آن آماده نبود/ از یمن تا جنوب لبنان زیر ضرب قدرت رزمندگان مقاومت

 همزمان با حملات ایران و حزب‌الله، انصارالله نیز با عملیات‌های موشکی و پهپادی علیه اهداف نظامی رژیم صهیونیستی، ورود رسمی خود به جنگ را اعلام کرد و تأکید داشت این عملیات‌ها تا پایان تجاوز به جبهه‌های مقاومت ادامه خواهد داشت. هشدار به کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس درباره هرگونه همراهی با آمریکا و تهدید زیرساخت‌های نفتی آنها نیز نشان داد دامنه این جبهه فراتر از باب‌المندب است.

به این ترتیب، هرمز و باب‌المندب دو جبهه جداگانه نبودند، بلکه دو ضلع یک راهبرد واحد را شکل دادند؛ راهبردی که ایران آن را آغاز کرد و مقاومت یمن آن را تکمیل کرد؛ جبهه‌ای که شاید بیش از هر نقطه دیگری، مصداق همان عرصه‌ای بود که رهبر انقلاب از آن با عنوان میدانی یاد کردند که دشمن «در آن تجربه ناچیزی دارد و به‌شدت در آن آسیب‌پذیر خواهد بود».

غرب آسیا حیات خلوت آمریکا نیست !

آمریکا با این پیش‌فرض وارد جنگ با ایران شد که خود را قدرت اول نظامی جهان میدانست؛ کشوری که با اتکا به بزرگ‌ترین بودجه دفاعی دنیا، صد‌ها پایگاه نظامی در سراسر جهان، ناوگان‌های دریایی و برتری هوایی، خود را قادر می‌دید در هر نقطه‌ای که اراده کند، قواعدآن طور که مایل است تعریف کند.

«جبهه‌های جدیدی از جنگ» که آمریکا برای آن آماده نبود/ از یمن تا جنوب لبنان زیر ضرب قدرت رزمندگان مقاومت

البته تجربه دهه‌های گذشته آمریکا در مواجهه باافغانستان، عراق، سوریه و دیگر کشور‌های منطقه نیز این ذهنیت را در میان سیاستمداران و فرماندهان آمریکایی تقویت کرده بود که خاورمیانه حیاط خلوت آمریکااست و هرزمان که لازم باشد با توسل به زور، می‌تواند اوضاع منطقه را کنترل کند، دولت‌ها را وادار به عقب‌نشینی کند، معادلات سیاسی را تغییر دهد و نتیجه هر جنگی را مطابق خواست خود رقم بزند.

اما مواجهه با ایران، آمریکا را وادار کرد در محاسبات پیشین خود نه‌تنها درباره ایران، بلکه درباره موازنه قدرت در سراسر غرب آسیا بازنگری اساسی کند

پربازدیدترین آخرین اخبار