از سیاست خارجی در جنگ موسوی تا درهای باز هاشمی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۳۷۹۷
بررسی سیاست خارجی دولتها پس از انقلاب - 2

از سیاست خارجی در جنگ موسوی تا درهای باز هاشمی

درك نخبگان سياسي از سياست جهاني در 8 سال رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني بيشتر ژئوپلتيك بود تا ايدئولوژيك. به اين جهت تلاش گسترده اي با انعطاف پذيري و جهت گيريهاي مصلحت گرايانه صورت گرفت تا ايران از انزواي سياسي بيرون آمده و يك ايران اسلامي قوي مورد توجه نظام بين الملل برپا گردد!!
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ الزامات ناشي از زيستن در نظام به هم پيوستۀ بين المللي، كم كم رويكردهاي واقع گرايانه در سياست خارجي ايران نمود يافت. نظام اسلامي ايران توانست تا حدود زيادي امكانات و محدوديت هاي خود را شناسايي كند و با توجه به آنها در جهت بازسازي روابط خود با ساير كشورها گام بردارد.
 
دولت مير حسين موسوي 
 
 
جمهوري اسلامي براي سامان دادن به اوضاع داخلي و بازسازي كشور، اصلاح طلبي اقتصادي را سرلوحۀ كار خود قرار داد. عنصر محوري گفتمان حاكم در آن دوران عملگرايي در نتظيم و اجراي سياست خارجي با رعايت ارزشهاي اسلامي تشكيل مي داد.

در واقع خط مشي عملي و رفتاري ايران در صحنۀ سياست خارجي در دهۀ دوم انقلاب را ميتوان با توجه به منافع ملي و ترتيبات منطقه اي و پرهيز از تحريك ديگران در قالب سياست عادي سازي روابط مورد بررسي قرار داد. 

البته قبل از آقاي خامنه اي  در بيانات امام بالاخص از سالهاي 61 به بعد خروج از انزوا و گوشه نشيني مطرح مي شد به ابتكار و تأييد امام، آقاي خامنه اي در مرداد 62 سياست خارجي « گشايش درها » را براي ايران پي ريخت.

اين سياستي بود كه به گفتۀ آیت الله خامنه ای متضمن مناسبات عقلايي، موجه و سالم با همۀ كشورهاست و هدفش خدمت به مصالح و ايدئولوژي ايران است.

خود امام (رض) در 6 آبان 63 گفت كه نداشتن رابطه با ديگر دولتها را « هيچ عقل و هيچ انساني نمي پذيرد چون معنايش شكست خوردن و فنا و مدفون شدن است...». امروز دنيا مانند يك عائله و يك شهر است وقتي دنيا وضعش اينطور است ما نبايد منعزل باشيم.

اما بر خلاف نظر رئيس جمهور، دولت وي در سياست خارجي بدون كوچكترين انعطاف و در انزواي كامل به سر مي برد. شايد اين مسئله يكي از دلايل اختلافات جدي موسوي و آقاي خامنه اي بود.

وي كه سياست انزوا را در پيش گرفته بود با اكثر دولت هاي خارجي ايران رابطه اي نداشت و در داخل هم سياست اقتصادي كوپني و مالكيت صد درصدي را دنبال مي كرد.

نخست وزيري او هم با زعامت حضرت آيت الله خامنه اي بر ولايت فقيه پايان يافت.
 
دولت علي اكبر هاشمي رفسنجاني

با رحلت جانگداز حضرت امام خميني(رض) و سپردن مقام خطير ولايت فقيه به آيت الله خامنه اي ، آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني به رياست جمهوري رسيد و در اين دوران بر خلاف دوره قبل مقام نخست وزير حذف و كليه امور با رئيس جمهور اداره مي شد.

در اين دوران كه به تعديل در همه ابعاد شهره است، درسياست خارجي هم سياست تعديل در پيش گرفته شد اما عملا اين تعديل به كناره گيري از شعارها و اصول اوليه انقلاب منجر شد.

شرايط داخلي پس از جنگ وقبول قطع نامه598 ضرورت تحول دراولويت بندي اهداف سياست خارجي  براساس تامين نيازهاي اقتصادي و توسعه كشور راخاطر نشان مي كرد. تامين هزينه هاي بازسازي نيازمند درآمدهاي نفتي وافزايش همكاري باكشور هاي ديگر بود.

با پايان مقتدرانه ايران در جنگ با عراق گمان همه آحاد جامعه بر سياست خارجه قوي و مبتني بر اصول انقلاب بود اما بر خلاف تصور نخبگان جامعه، سياست خارجي بر اساس كوتاه آمدن در بسياري از اصول بود.
 
در واقع مجريان سياست خارجي جمهوري اسلامي در سالهاي رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني به نام توجه به ضرورياتي كه كشور از لحاظ سياسي و اقتصادي به آنها محتاج بود، براي دستيابي به اهداف مورد نظر و دستيابي نيازمندي هاي اقتصادي در پي آن برآمدند كه سياست آرمان گرايانه را با سياست مصلحت جويانه جايگزين نمايند.

خلاصه آنكه درك نخبگان سياسي از سياست جهاني در هشت سال رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني بيشتر ژئوپلتيك بود تا ايدئولوژيك. به اين جهت تلاش گسترده اي با انعطاف پذيري و جهت گيريهاي مصلحت گرايانه صورت گرفت تا ايران از انزواي سياسي بيرون آيد! و يك ايران اسلامي قوي موردتوجه نظام بين الملل برپا گردد!!

اما اين سياست تعديل منجر به قبول  تاثير گزاري ايران در بين الملل و آزاد شدن از تحريم هاي غرض ورزانه دولت هاي اروپايي و آمريكايي  نشد و حتي بر خلاف نظر دولتمردان در پايان دولت وقت هيچ كشور اروپايي در ايران سفير نداشت!
 
به طور خلاصه مي توان سياست خارجي دوران سازندگي را به شرح زير خلاصه كرد:
 
 
1.      ضرورت توجه به مسائل اقتصادي وامنيتي وتامين منافع ملي در بعد اقتصادي موجب شد تا براي دستيابي به اعتبار و قدرت، سياستي مصلحت سنج وهمزيستي با ديگران را دنبال كند.

2.      پذيرش نظم حاكم بر روابط بين الملل

3.      احترام به قواعد بين المللي
 
4.      عضويت فعال درسازمان هاي بين المللي ومنطقه اي

5.      تلاش براي بوجود آوردن فضاي همزيستي با همسايگان و كشورهاي دوست.
 
6.      سياست صدور انقلاب كه دردوران جنگ تزاصلي سياست خارجي بود به سياست اسلام دريك كشور در دوران سازندگي تبديل شد.
 
7.      اگر چه تلاش زيادي شد تاباكشورهاي اروپايي روابط دوستانه برقرار شود ولي به دليل پيش آمدن مسائلي مانند كشته شدن مخالفان نظام دراروپا باعث تنش زايي دراين رابطه نشد!

8.      فروپاشي شوروي اگرجه يك فرصت براي سياست خارجي ايران بود ولي هيچ استفاده اي از آن نشد.

9.      جنگ اول خليج فارس يك فرصت تاريخي براي سياست خارجي ايران محسوب مي شد كه مي توانست روابط خود را با اين كشور ها بهبود بخشد اما اين گونه نشد. 
پربازدیدترین آخرین اخبار