کالابرگ در آزمون معیشت ؛ حمایت مؤثر یا مسکنی در برابر تورم ؟ / یارانه الکترونیکی پایان راه نیست
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۳۷۸۸

کالابرگ در آزمون معیشت ؛ حمایت مؤثر یا مسکنی در برابر تورم ؟ / یارانه الکترونیکی پایان راه نیست

کالابرگ الکترونیک که با هدف جبران بخشی از فشار هزینه‌های زندگی بر خانوار‌ها در ادبیات اقتصاد ایران شکل گرفته است اکنون با مشکلاتی، چون رشد تورم و محدودیت منابع روبروست و به همین خاطر کارشناسان اعتقاد دارند موفقیت این سیاست تنها به میزان اعتبار پرداختی وابسته نیست و به کنترل تورم، منابع پایدار و هدفمندی دقیق حمایت‌ها نیاز دارد.
کالابرگ

به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، اجرای طرح کالابرگ در دولت چهاردهم با هدف تقویت قدرت خرید خانوار و حمایت مستقیم از اقشار کم‌درآمد، در شرایطی ادامه یافته که اقتصاد ایران همزمان با تورم بالا، محدودیت منابع بودجه‌ای و افزایش هزینه‌های زندگی مواجه است.

ارزیابی عملکرد این سیاست نشان می‌دهد کالابرگ توانسته بخشی از حمایت دولت را به‌صورت مستقیم به سبد مصرفی خانوار منتقل کند، اما حفظ اثرگذاری آن در گروی عواملی فراتر از میزان اعتبار تخصیص‌یافته است.

ایرنا نوشت: کارشناسان اقتصادی معتقدند اگر ارزش کالابرگ متناسب با تورم تعدیل نشود، قدرت خرید آن به مرور کاهش می‌یابد و اگر منابع مالی آن از مسیر‌های تورم‌زا تأمین شود، بخشی از اثر حمایتی طرح از بین خواهد رفت؛ بنابراین اصلاح نظام دهک‌بندی، تأمین منابع پایدار و کنترل قیمت کالا‌های اساسی از مهم‌ترین الزامات تبدیل کالابرگ از یک حمایت مقطعی به سیاستی پایدار برای صیانت از معیشت خانوارهاست.

کالابرگ؛ سیاستی برای رساندن حمایت به سفره مردم

کاهش قدرت خرید خانوار‌ها در سال‌های اخیر، سیاست‌گذار را به سمت روش‌هایی سوق داده است که حمایت معیشتی را به شکل مستقیم‌تری به مصرف‌کننده برساند. کالابرگ یکی از مهم‌ترین این سیاست‌هاست؛ طرحی که برخلاف پرداخت نقدی، منابع حمایتی را به سمت خرید گروهی از کالا‌های مورد نیاز خانوار هدایت می‌کند.

در شرایطی که تورم بالا، بخش قابل توجهی از درآمد خانوار‌ها را صرف هزینه‌های ضروری می‌کند، منطق استفاده از کالابرگ آن است که حداقل بخشی از سبد مصرفی اقشار آسیب‌پذیر از حمایت دولت برخوردار شود. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا اجرای این سیاست توانسته فشار معیشتی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد یا اینکه رشد قیمت‌ها، بخش مهمی از اثر آن را خنثی کرده است؟

حسین درودیان، کارشناس اقتصادی، در ارزیابی اثرگذاری کالابرگ بر معیشت خانوار‌ها تأکید دارد که سنجش این سیاست بدون در نظر گرفتن تحولات بزرگ اقتصادی و سیاسی دشوار است؛ او معتقد است برای ارزیابی دقیق‌تر باید به داده‌های مربوط به دوره پیش از وقوع جنگ مراجعه کرد، چرا که تغییرات شدید اقتصادی پس از آن، امکان تفکیک اثر کالابرگ از سایر عوامل را دشوار کرده است.

با این حال، درودیان معتقد است برخی شاخص‌های توزیع درآمد می‌تواند نشانه‌ای از بهبود وضعیت گروه‌های ضعیف‌تر ارائه کند؛ داده‌هایی مانند ضریب جینی یا نسبت دهک دهم به دهک اول می‌تواند معیار مناسبی باشد و «به نظر می‌رسد با اجرای طرح کالابرگ وضعیت ضعیف‌ترین گروه‌ها در نتیجه اجرای کالابرگ بهتر شده باشد.»

این نگاه نشان می‌دهد که ارزیابی عملکرد دولت را نمی‌توان صرفاً براساس میزان پرداخت یا تعداد مشمولان انجام داد؛ بلکه باید دید این سیاست تا چه اندازه توانسته در حفظ قدرت خرید دهک‌های پایین اثرگذار باشد.

مشکل اصلی؛ تورمی که ارزش حمایت را کاهش می‌دهد

در سوی دیگر، مهم‌ترین نقد کارشناسان به کالابرگ، نه اصل حمایت از خانوار، بلکه مسئله تورم و کاهش ارزش واقعی اعتبار آن است. شاهین شایان‌آرانی، کارشناس اقتصادی، کالابرگ را در اصل نوعی کمک یا سوبسید به سبد مصرفی خانوار می‌داند و معتقد است این سیاست، به‌ویژه برای گروه‌هایی که نیازمند حمایت هستند، می‌تواند قابل دفاع باشد؛ اما یک شرط اساسی دارد: تورم باید مهار شود.

به گفته شایان‌آرانی، اگر تورم پایین باشد، پرداخت یک میلیون تومان کالابرگ می‌تواند واقعاً قدرت خرید خانوار را افزایش دهد؛ اما در شرایط تورمی، ارزش واقعی این مبلغ به سرعت کاهش پیدا می‌کند. او توضیح می‌دهد که اگر تورم در سطح ۶۰ درصد باشد، مبلغ یک میلیون تومان در ابتدای سال، طی ماه‌های بعد بخش قابل توجهی از ارزش واقعی خود را از دست می‌دهد. این کارشناس اقتصادی صراحتاً تأکید می‌کند: «تنها راه حفظ کارایی این طرح آن است که مبلغ کالابرگ متناسب با نرخ تورم افزایش یابد.»

از این منظر، یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی دولت این است که کالابرگ را یک مبلغ ثابت و ایستا نبیند. اگر قیمت کالا‌های مشمول در طول سال افزایش یابد، اما اعتبار کالابرگ ثابت بماند، حمایت اسمی دولت برقرار خواهد بود، اما حمایت واقعی و قدرت خرید خانوار کاهش پیدا می‌کند.

بنابراین، عملکرد دولت در حوزه کالابرگ را باید در دو سطح ارزیابی کرد؛ سطح نخست، اجرای طرح و پرداخت اعتبار است و سطح دوم، حفظ قدرت خرید اعتبار پرداخت‌شده. موفقیت در سطح نخست بدون توجه به سطح دوم نمی‌تواند به معنای موفقیت کامل سیاست حمایتی باشد.

منابع پایدار؛ حلقه مفقوده حمایت معیشتی

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که تقریباً در ارزیابی همه سیاست‌های حمایتی دولت مطرح می‌شود، نحوه تأمین منابع مالی است. درودیان معتقد است مسئله اصلی دولت در شرایط فعلی، انتخاب الگوی حمایتی نیست، بلکه کمبود منابع برای تقویت این حمایت‌هاست.

وی با اشاره به کاهش فروش نفت، محدودیت واردات و آسیب‌های اقتصادی، هشدار می‌دهد که فشار بر منابع بودجه می‌تواند توان دولت برای گسترش حمایت‌های معیشتی را در آینده محدود کند. به گفته این کارشناس اقتصادی، «مشکل اصلی دولت در حال حاضر انتخاب الگوی حمایتی نیست، بلکه مسئله اصلی کمبود منابع برای تقویت این حمایت‌هاست.»

شایان‌آرانی نیز از زاویه دیگری همین نگرانی را مطرح می‌کند. به اعتقاد او، دو شرط اصلی برای موفقیت کالابرگ وجود دارد: نخست اینکه منابع پرداخت از طریق چاپ پول تأمین نشود و دوم اینکه برای این سیاست یک منبع درآمدی پایدار تعریف شده باشد.

این کارشناس اقتصادی نیز هشدار می‌دهد که در صورت تأمین منابع کالابرگ از طریق پول پرقدرت یا افزایش نقدینگی، یک چرخه معیوب شکل می‌گیرد؛ دولت برای جبران کاهش قدرت خرید خانوار، کالابرگ پرداخت می‌کند، اما تأمین مالی تورم‌زا باعث افزایش تورم می‌شود و همان تورم، اثر حمایتی کالابرگ را کاهش می‌دهد.

در چنین شرایطی، کالابرگ ممکن است در ظاهر یک سیاست حمایتی باشد، اما در صورت تأمین مالی نامناسب، بخشی از منابعی که برای حمایت از خانوار اختصاص یافته، از طریق افزایش قیمت‌ها دوباره از قدرت خرید آنها خارج شود.

نقد جدی به حمایت‌های مقطعی

مجید گودرزی، کارشناس اقتصادی، نیز بر همین نقطه دست می‌گذارد، اما نقد گسترده‌تری نسبت به سیاست‌های حمایتی دارد. به اعتقاد وی، یکی از چالش‌های مهم کالابرگ این است که همزمان با اجرای آن، موج تورمی شکل گرفته و این سیاست به تنهایی ابزار لازم برای مقابله با تورم را ندارد. گودرزی با اشاره به تجربه هدفمندی یارانه‌ها معتقد است ثابت ماندن مبلغ حمایت در شرایط تورمی می‌تواند در نهایت آن را به رقمی کم‌اثر تبدیل کند. از دید او، اگر حمایت دولت متناسب با شرایط اقتصادی به‌روزرسانی نشود، حتی پرداخت‌های قابل توجه نیز نمی‌تواند شکاف میان درآمد و هزینه خانوار را جبران کند. او در نقد اتکای بیش از حد به پرداخت‌های مستقیم می‌گوید: «یارانه‌های یک‌میلیونی نیز عملاً مشکل معیشت مردم را حل نمی‌کند و بیشتر شبیه یک مسکن موقت و کم‌اثر است.»

این دیدگاه، یک سؤال مهم را پیش روی سیاست‌گذار قرار می‌دهد؛ آیا کالابرگ باید به‌عنوان سیاست اصلی حمایت از معیشت تعریف شود یا بخشی از یک بسته بزرگ‌تر اقتصادی باشد؟

پاسخ کارشناسان به این پرسش تقریباً روشن است: کالابرگ می‌تواند بخشی از سیاست حمایت از خانوار باشد، اما نمی‌تواند جایگزین اصلاحات اقتصادی، کنترل تورم، افزایش قدرت خرید دستمزد و کاهش هزینه‌های اصلی زندگی شود.

آلبرت بغزیان، استاد دانشگاه، در شرایط فعلی استمرار سیاست‌هایی مانند کالابرگ را ضروری می‌داند. وی با اشاره به فشار بیشتر شرایط اقتصادی بر دهک‌های پایین، معتقد است دولت باید در شرایط فعلی رویکرد حمایتی خود را حفظ کند. بغزیان در عین حال تأکید دارد که حمایت از خانوار نباید صرفاً به پرداخت کالابرگ محدود شود.

از نظر وی، دولت باید همزمان بر بازار، قیمت‌گذاری و عملکرد بنگاه‌ها نظارت کند تا افزایش قیمت‌ها بیش از عوامل واقعی هزینه‌ای نباشد. این نگاه اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا حتی اگر دولت اعتبار کالابرگ را افزایش دهد، اما قیمت کالا‌های مشمول با سرعت بیشتری رشد کند، اثر واقعی این حمایت کاهش خواهد یافت؛ بنابراین سیاست کالابرگ بدون سیاست مکمل برای مدیریت بازار کالا‌های اساسی، با محدودیت اثرگذاری مواجه خواهد بود.

بغزیان همچنین بر این باور است که دولت در تأمین کالا‌های اساسی عملکرد قابل قبولی داشته و در شرایط جنگی، کمبود جدی در بازار مصرف مشاهده نشده است؛ هرچند مسئله اصلی همچنان کاهش قدرت خرید مردم است. او تأکید می‌کند که در حال حاضر، از نظر تامین کالا کمبود محسوسی در فروشگاه‌ها دیده نمی‌شود و قفسه‌ها با مشکل جدی مواجه نیستند، اما مسئله اصلی کاهش قدرت خرید مردم است.

این تفکیک میان «دسترسی به کالا» و «توان خرید کالا» از مهم‌ترین نکات در ارزیابی سیاست کالابرگ است. ممکن است دولت بتواند کالا را در بازار موجود نگه دارد، اما اگر درآمد خانوار متناسب با قیمت‌ها رشد نکند، دسترسی واقعی مردم به سبد مصرفی همچنان محدود خواهد بود.

دهک‌بندی؛ حمایت باید به نیازمند واقعی برسد

یکی دیگر از چالش‌های مهم اجرای کالابرگ، شناسایی دقیق جامعه هدف است. درودیان نظام دهک‌بندی و پایگاه‌های اطلاعاتی را یکی از نقاطی می‌داند که نیازمند اصلاح است. به اعتقاد او، مهم‌ترین مشکل این است که پایگاه داده و نظام رتبه‌بندی کشور هنوز کامل نیست و معیار‌های مورد استفاده برای دهک‌بندی در برخی موارد دقت کافی ندارند. همچنین به‌روزرسانی اطلاعات با تأخیر انجام می‌شود و ممکن است وضعیت اقتصادی یک خانوار تغییر کرده باشد، اما این تغییر در زمان مناسب در پایگاه اطلاعاتی منعکس نشود. درودیان تصریح می‌کند: مهمترین اشکال این است که پایگاه داده و نظام رتبه‌بندی در کشور هنوز کامل نیست و معیار‌هایی که برای دهک‌بندی استفاده می‌شود، در برخی موارد دقت کافی ندارد.

این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که منابع حمایتی دولت محدود است. در شرایطی که دولت با محدودیت منابع مواجه است، خطا در شناسایی مشمولان می‌تواند به معنای هدررفت بخشی از منابع یا حذف خانوار‌هایی باشد که واقعاً نیازمند حمایت هستند. بنابراین، یکی از الزامات عملکرد بهتر دولت در مرحله بعد، تکمیل و اتصال پایگاه‌های اطلاعاتی و به‌روزرسانی سریع اطلاعات اقتصادی خانوارهاست.

جمع‌بندی دیدگاه کارشناسان نشان می‌دهد اختلاف اصلی بر سر اصل حمایت معیشتی نیست؛ بلکه بحث بر سر این است که کالابرگ تا چه اندازه می‌تواند به‌تنهایی بار سنگین کاهش قدرت خرید خانوار را به دوش بکشد.

حسین درودیان، الگوی فعلی را در شرایط کنونی یکی از بهترین الگو‌های موجود برای حمایت از معیشت خانوار‌ها می‌داند، اما همزمان بر محدودیت منابع دولت و ضعف نظام دهک‌بندی تأکید می‌کند.

شاهین شایان‌آرانی، کالابرگ را در صورت وجود منابع پایدار و مهار تورم، ابزار مناسبی برای حمایت از خانوار می‌داند، اما هشدار می‌دهد که تأمین مالی نادرست می‌تواند حمایت دولت را به چرخه‌ای معکوس تبدیل کند.

مجید گودرزی، کالابرگ را در بهترین حالت یک حمایت موقت می‌داند و معتقد است بدون اصلاحات ساختاری، افزایش قدرت خرید دستمزد‌ها و کاهش هزینه‌هایی مانند مسکن، این سیاست نمی‌تواند شکاف معیشتی را پر کند.

آلبرت بغزیان نیز استمرار حمایت از دهک‌های پایین را ضروری می‌داند، اما بر ضرورت کنترل بازار، نظارت بر قیمت‌ها و جلوگیری از سوءاستفاده برخی بخش‌ها از شرایط اقتصادی تأکید دارد.

برآیند این دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که عملکرد دولت در حوزه کالابرگ را نمی‌توان صرفاً با یک شاخص مانند میزان اعتبار پرداختی سنجید. موفقیت این سیاست زمانی معنا پیدا می‌کند که خانوار کم‌درآمد بتواند با اعتبار دریافت‌شده، سهم معناداری از سبد ضروری زندگی خود را تأمین کند و ارزش واقعی این حمایت نیز در برابر تورم حفظ شود.

در نهایت، کالابرگ می‌تواند برای دولت ابزاری مهم در حمایت از معیشت باشد، اما نباید به تنها ابزار سیاست‌گذاری معیشتی تبدیل شود. اگر تورم کنترل نشود، منابع مالی پایدار نباشد، دهک‌بندی اصلاح نشود و هزینه‌های اصلی زندگی همچنان با سرعت بالا افزایش یابد، حتی افزایش اعتبار کالابرگ نیز نمی‌تواند به‌تنهایی مسئله معیشت را حل کند.

از این منظر، آزمون اصلی دولت نه فقط در ادامه پرداخت کالابرگ، بلکه در توانایی آن برای حفظ قدرت خرید خانوار، تأمین منابع پایدار، هدفمند کردن حمایت‌ها و همزمان پیشبرد اصلاحات اقتصادی است؛ مسیری که می‌تواند کالابرگ را از یک حمایت کوتاه‌مدت به بخشی از یک نظام پایدار حمایت اجتماعی تبدیل کند.

پربازدیدترین آخرین اخبار