زنی که کمتر کسی می شناخت + فیلم

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، پیش از نهم اسفند، نام سیده بشری حسینی خامنهای برای بسیاری از مردم آشنا نبود. او بانویی بود که در کنار نقشهای خانوادگی خود، به عنوان معلم نیز فعالیت داشت؛ همسر بود و مادر. حتی در دعوتنامه بزرگداشتش نیز چهره او دیده نمیشد و تنها تصویر دختر چهاردهماههاش زهرا به چشم میخورد؛ همان دخترک صورتیپوشی که مردم پس از آن اتفاق تلخ، چهره معصومش را به خاطر سپردند.
بشری خانم سالها بیهیاهو زندگی کرده بود؛ بدون آنکه بخواهد به واسطه نام پدر شناخته شود.
بعد از آن روز شناختیمش
در مسجد دانشگاه صنعتی شریف، میان جمعیت از مردم پرسیده شد: «بشری خانم را میشناسید؟» پاسخها تقریباً یکسان بود: «بعد از آن روز شناختیمش.»
شاید همین جمله خلاصه زندگی او باشد؛ زنی که تا زمانی که بود کمتر دیده شد و پس از آن اتفاق، بسیاری خواستند بدانند چه کسی بوده است. معلمی که نامش میان شاگردان و خانواده معنا داشت و حالا خاطرات نزدیکانش تصویر او را برای دیگران کامل میکند.

آنگونه که همسرش شناخت
همسرش از زنی گفت که خانواده را در اولویت میدانست؛ حتی از فرصتی مهم برای تحصیل گذشت تا زندگی مشترک در قم ادامه پیدا کند.
او از حساسیت بشری خانم نسبت به حقالناس گفت؛ از اینکه برگه امتحانی دانشآموزان را چندبار بررسی میکرد تا حقی ضایع نشود. همچنین از علاقه او به قرآن و راستگوییاش گفت؛ زنی که در ماه رمضان هر ده روز یکبار قرآن را ختم میکرد و هیچگاه دروغ نمیگفت.
میراث یک زندگی بیهیاهو
شاید بشری خانم بیش از هر چیز آموخته بود که میشود اثرگذار بود، بیآنکه مدام دیده شوی؛ میشود معلم بود، مادر بود، همسر بود و خدمت کرد، بدون آنکه نامت را فریاد بزنی.
اکنون از او چند تصویر و چند خاطره باقی مانده است؛ خاطرات کسانی که پس از آن اتفاق فهمیدند چه بانویی در کنارشان زندگی کرده بود.
شاید روایت بشری، روایت همان آدمهایی باشد که آرام میآیند و ماندگار میروند.
