سایت میگوی گمیشان در پیچ و خم یک دهه وعده توسعه و یک پرسش قدیمی / چرا سهم مردم محلی از این صنعت ناچیز است؟
به گزارش خبرنگار گروه استانهای خبرگزاری دانشجو؛ سایت پرورش میگوی گمیشان یکی از مهمترین ظرفیتهای اقتصادی شمال گلستان است؛ طرحی که قرار بود با تبدیل اراضی شور و غیرقابل کشت منطقه به مزارع پرورش میگو، هم اشتغال ایجاد کند و هم زمینه صادرات و ارزآوری را فراهم آورد. با این حال، گذشت بیش از یک دهه از آغاز بهرهبرداری، هنوز بخش مهمی از وعدههای این پروژه محقق نشده و پرسش درباره سهم مردم بومی از ثروت ایجادشده همچنان بیپاسخ مانده است.اواخر دهه ۱۳۸۰ و بر اساس مطالعات انجامشده در چارچوب طرح آمایش سرزمین، احداث مزارع پرورش میگو در اراضی شور شمال شهرستان گمیشان و در مجاورت نوار مرزی با ترکمنستان در دستور کار قرار گرفت.
در برنامهریزی اولیه پیشبینی شده بود که این طرح در افق ۱۴۰۴ به سطح ۱۰ هزار هکتار برسد و زمینه اشتغال حدود ۱۷ هزار نفر را فراهم کند. در افقهای بلندمدت نیز توسعه سایت تا ۴۰ هزار هکتار و تولید ۷۵ هزار تن محصول مورد توجه قرار گرفته بود.اجرای طرح پس از انجام مطالعات و ایجاد بخشی از زیرساختها، از سال ۱۳۹۰ در سطح ۷۰ هکتار از اراضی شورهزار منطقه آغاز شد. نخستین سال بهرهبرداری نیز با برداشت ۱۴۰ تن میگو همراه بود که ۱۰۲ تن از آن به کشورهای اروپایی و عربی صادر شد. همین عملکرد اولیه، امیدها را برای تبدیل گمیشان به قطب تولید و صادرات میگو افزایش داد.
اما امروز، با گذشت سالها، پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ چرا طرحی که قرار بود موتور محرک اقتصاد گمیشان باشد، هنوز با چالشهایی در زمینه واگذاری زمین، تأمین آب، مشارکت مردم، فرآوری، صادرات و مسائل محیطزیستی روبهرو است؟
سهم مردم گمیشان از اراضی سایت میگو چه شد؟
یکی از نخستین مسائل مطرحشده درباره سایت میگوی گمیشان، نحوه واگذاری اراضی و میزان بهرهمندی مردم منطقه از این ظرفیت بود. از سالهای نخست اجرای طرح، انتقادهایی درباره شیوه انتخاب بهرهبرداران، حضور افراد غیربومی و میزان مشارکت ساکنان منطقه مطرح شد.موضوع برخی واگذاریها و ادعاهای مربوط به اعمال نفوذ و لابیگری حتی به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نیز رسید و بررسی نحوه واگذاریها و خلع ید برخی شرکتها و بهرهبرداران در دستور کار قرار گرفت. با این حال، همچنان این پرسش وجود دارد که آیا اراضی و امکانات سایت با رعایت کامل ضوابط و با اولویت منافع مردم منطقه واگذار شده است یا خیر.
عبدالجلال ایری، نماینده مردم غرب گلستان و سخنگوی کمیسیون عمران مجلس، در گفتوگو با خبرنگار دانشجو درباره نحوه واگذاری اراضی سایت ۴ هزار هکتاری اظهار کرد: بررسیهای انجامشده نشان داده است در برخی موارد، اراضی بدون اطلاع کافی مردم منطقه واگذار شده و حتی برخی بهرهبرداران و مالکان در شهرهایی مانند تهران و اصفهان سکونت دارند. وی افزود: در یکی از موارد اخیر، حدود ۳۲۰ هکتار از اراضی باقیمانده از محدوده چهار هزار هکتاری قرار بوده به یک فرد واگذار شود که ارزش کارشناسی آن حدود ۱۹ میلیارد تومان برآورد شده است.
ایری ادامه داد: با توجه به شرایط واگذاری و ضرورت پرداخت ۲۰ درصد مبلغ، روند این واگذاری متوقف شده تا زمینه برای حضور و مشارکت مستقیم مردم منطقه فراهم شود.وی گفت: قرار است یک شرکت تعاونی با مشارکت مردم تشکیل شود و اجرای طرح در محدوده ۳۲۰ هکتاری بهعنوان یک نمونه عملیاتی مورد ارزیابی قرار گیرد. نماینده مردم غرب گلستان افزود: در صورت موفقیت این مدل، واگذاری اراضی سایت ۶ هزار هکتاری نیز باید در قالب تعاونیهای مردمی دنبال شود. وی ادامه داد: حدود ۱۲۰ نفر برای حضور در این تعاونی اعلام آمادگی کردهاند و بررسی توانمندی و شرایط متقاضیان نیز در حال انجام است.
مردم؛ صاحب ثروت یا نیروی کار؟
مسئله سایت میگوی گمیشان اما تنها به مالکیت زمین محدود نمیشود. مسئله مهمتر، سهم مردم منطقه از زنجیره ارزش این صنعت است.اگر تولید میگو قرار است سالانه میلیونها دلار ارزآوری داشته باشد، صرف حضور نیروی بومی در مزارع و مشاغل فصلی نمیتواند به معنای بهرهمندی واقعی مردم از این ثروت باشد. مردم منطقه باید بتوانند در کنار اشتغال، از مسیر مالکیت، سهامداری، مدیریت، فرآوری، بستهبندی و صادرات نیز سهم داشته باشند.بر اساس برآوردهای قبلی، بهرهبرداری از دو فاز سایت در سطح ۱۰ هزار هکتار میتوانست سالانه بیش از ۱۷ هزار تن میگو تولید کند و بیش از ۱۰۰ میلیون دلار ارزآوری به همراه داشته باشد. همچنین برای هر مزرعه میگو، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم قابل توجهی پیشبینی شده بود.
این ظرفیت میتوانست زمینه فعالیت نیروهای بومی را نهتنها در مزارع، بلکه در مراکز تکثیر، کارگاههای عملآوری، بستهبندی، تولید خوراک و دیگر بخشهای زنجیره فراهم کند.
علیاصغر طهماسبی، استاندار گلستان، در پاسخ به سؤال خبرنگار دانشجو اظهار کرد: بخش خصوصی استان ظرفیت قابل توجهی برای سرمایهگذاری در میگو دارد و باید شرایطی فراهم شود که سرمایهگذاران با اطمینان بیشتری در گلستان فعالیت کنند. وی گفت: بخش قابل توجهی از سرمایهگذاران حوزه میگوی استان بومی گلستان نیستند و از استانهایی مانند اصفهان، خوزستان، کرمانشاه و تهران برای سرمایهگذاری به گلستان آمدهاند.
طهماسبی افزود: صنعت میگو میتواند نقش مهمی در اشتغال، تولید و درآمدزایی استان ایفا کند و دولت باید در چارچوب سیاستهای حمایتی، موانع پیش روی این صنعت را برطرف کند. وی ادامه داد: اید از تجربه مناطق موفق کشور در زمینه مشارکت مردم و سرمایهگذاران استفاده شود تا بخشی از منافع حاصل از سرمایهگذاری به جامعه محلی بازگردد.
استاندار گلستان گفت که الگوهایی مانند مشارکت مردم و سهامداری در طرحهای اقتصادی در مناطقی مانند اردکان یزد اجرا شده و میتوان از این تجربه برای گلستان نیز استفاده کرد.
توسعه پرورش میگو در گرو حل مشکل آب
پس از مسئله واگذاری، تأمین آب را باید یکی از مهمترین چالشهای سایت میگوی گمیشان دانست. توسعه مزارع بدون دسترسی پایدار به آب امکانپذیر نیست و به همین دلیل، کانالهای انتقال آب نقش حیاتی در ادامه فعالیت این مجتمع دارند.
در سالهای گذشته، موضوع لایروبی کانالها، تأمین اعتبار و نحوه انتقال آب بارها به یکی از مسائل اصلی پروژه تبدیل شده است. در مقاطع مختلف نیز برای جلوگیری از توقف تولید، از ظرفیت و تجهیزات دستگاههای دولتی برای لایروبی کانال استفاده شد و حتی بارج آب منطقهای گلستان در اختیار پرورشدهندگان قرار گرفت تا مسیر آبرسانی پیش از آغاز فصل پرورش آماده شود.در یکی از برنامههای اعلامشده، لایروبی کانال آبرسان با هدف افزایش دبی آب و تأمین نیاز سالانه مجتمع انجام شد و با توسعه ظرفیت آبرسانی، امکان اضافهشدن ۱۲ مزرعه جدید نیز فراهم شد.
اسماعیل جباری، مدیرکل شیلات گلستان، در گفتوگو با خبرنگار دانشجو اظهار کرد که با اضافهشدن مزارع جدید، تعداد مزارع زیرکشت مجتمع افزایش پیدا خواهد کرد و تولید حدود چهار هزار و ۵۰۰ تن میگو برای فصل جدید پیشبینی شده است.وی افزود: افزایش ظرفیت تولید بدون توسعه زیرساختهای آبرسانی امکانپذیر نیست و استمرار فعالیت مزارع نیازمند تأمین پایدار آب است.
با این حال، سؤال اساسی همچنان باقی است؛ چرا یک صنعت صادراتمحور که بیش از یک دهه از آغاز فعالیت آن میگذرد، همچنان تا این اندازه به لایروبیهای مقطعی و راهکارهای موقت برای تأمین آب وابسته است؟
اگر قرار است سایت توسعه پیدا کند، دولت و بخش خصوصی باید برنامهای روشن و بلندمدت برای تأمین آب ارائه کنند و مسئولیت هر یک از دستگاهها نیز بهصورت شفاف مشخص شود.
تالاب گمیشان؛ توسعه نباید به قیمت تخریب محیط زیست تمام شود
مسئله آب زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که ارتباط آن با تالاب بینالمللی گمیشان مورد توجه قرار گیرد. توسعه فعالیتهای آبزیپروری در این منطقه باید به گونهای انجام شود که آسیب جبرانناپذیری به زیستبوم منطقه وارد نکند.گزارشی با عنوان «تأثیرات احداث کانال جدید آبرسان سایت پرورش میگو بر روند هیدرولوژیک پهنه آبی نیمه شمالی تالاب بینالمللی گمیشان» نسبت به پیامدهای احداث کانال و قطع ارتباط هیدرولوژیکی بخشهایی از تالاب هشدار داده است.در این گزارش تأکید شده است که احداث کانال جدید و تغییر روند آبگیری میتواند یکپارچگی هیدرولوژیک تالاب را مختل کند و به بخشی از تالاب که از مناطق غنی از نظر حضور پرندگان مهاجر زمستانگذران بوده، آسیب وارد کند.
همچنین هشدار داده شده که تداوم خشکشدن بخشهایی از تالاب میتواند برخی کارکردهای اکولوژیک آن را از بین ببرد و در صورت استمرار شرایط، خطر تبدیل منطقه به کانون تولید ریزگرد افزایش یابد. بنابراین توسعه سایت میگو نباید در تقابل با محیط زیست تعریف شود. تولید و اشتغال زمانی میتواند به توسعه پایدار منجر شود که حفاظت از تالاب نیز همزمان با آن در دستور کار باشد.
سایت میگوی گمیشان برای صادرات چه کم دارد؟
چالش دیگر سایت میگوی گمیشان به فرآوری و صادرات مربوط میشود. افزایش تولید زمانی میتواند ارزش اقتصادی پایدار برای استان ایجاد کند که بخش مهمی از فرآوری، بستهبندی، استانداردسازی، برندینگ و صادرات نیز در داخل استان انجام شود.
علی کاووسی، مدیرکل دامپزشکی گلستان، در گفتوگو با خبرنگار دانشجو درباره دریافت کد رجیستری اظهار کرد : این فرآیند در وهله نخست به آمادهبودن واحد تولیدی و رعایت الزامات فنی و بهداشتی بستگی دارد. وی افزود: پس از رفع نواقص، بازدید نهایی استانی انجام میشود و در صورت تأیید، نماینده سازمان دامپزشکی کشور نیز بررسیهای لازم را انجام میدهد و در نهایت کد IR صادر میشود.
کاووسی ادامه داد: الزامات رجیستری به کشور مقصد بستگی دارد و هر کشور فرآیند و استانداردهای خاص خود را برای پذیرش واحدهای صادراتی تعیین میکند. وی گفت : موضوع دریافت کدهای رجیستری واحدهای استان بارها از طریق سازمان دامپزشکی کشور، وزارت جهاد کشاورزی و بخش بینالملل پیگیری شده است.
مدیرکل دامپزشکی گلستان افزود: در آبانماه سال ۱۴۰۱ هیأت روسی برای بررسی برخی واحدهای تولیدی وارد کشور شد، اما به استان گلستان سفر نکرد. وی ادامه داد: موضوع حتی از طریق کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در روسیه پیگیری شد، اما موافقت طرف روسی برای بررسی واحدهای گلستان حاصل نشد.
این اظهارات نشان میدهد که چالش صادرات تنها در سطح شهرستان یا استان قابل حل نیست و بخشی از آن به سیاستهای تجاری، استانداردهای کشورهای مقصد و تصمیمات دستگاههای ملی وابسته است. با این حال، افزایش تولید بدون توسعه متناسب ظرفیت فرآوری و صادرات نمیتواند تمام ظرفیت اقتصادی این صنعت را آزاد کند. اگر قرار است میگوی گمیشان به یک برند صادراتی تبدیل شود، باید زنجیره ارزش آن از مزرعه تا بازار نهایی تکمیل شود.
فاز دوم سایت میگوی گمیشان؛ میان وعده و اجرا
فاز دوم سایت میگو با ظرفیت حدود ۶ هزار هکتار نیز یکی دیگر از مطالبات مهم مردم منطقه است؛ فازی که اجرای آن میتواند ظرفیت تولید و اشتغال سایت را به میزان قابل توجهی افزایش دهد، اما همچنان با موانعی مواجه است.
عبدالجلال ایری اظهار کرد که اگرچه برخی دستگاهها محدودیت منابع آب و میزان مصرف را از موانع توسعه سایت میدانند، اما با ایجاد و توسعه سامانههای آبرسانی و مدیریت منابع میتوان زمینه اجرای طرح را فراهم کرد. وی افزود: اجرای موفق مرحله نخست تعاونی مردمی میتواند زمینهای برای مشارکت مردم در واگذاریهای بعدی سایت ۶ هزار هکتاری ایجاد کند.
با این حال، توسعه فاز دوم نباید صرفاً به افزایش سطح زیرکشت محدود شود. پیش از هر توسعه جدید، باید تکلیف زیرساختها، مدل واگذاری، سهم مردم، الزامات محیطزیستی و نحوه تأمین آب مشخص شود. وقتی از توسعه سایت تا ۴۰ هزار هکتار و تولید ۷۵ هزار تن میگو سخن گفته میشود، طبیعی است که افکار عمومی بپرسد چرا هنوز اجرای فازهای توسعهای کوچکتر با موانع متعدد روبهرو است.
سهم مردم؛ پرسشی که هنوز پاسخ میخواهد
سایت میگوی گمیشان ظرفیت تبدیلشدن به یکی از مهمترین پروژههای اقتصادی شمال کشور را دارد، اما تحقق این ظرفیت نیازمند تغییر نگاه از «تولید صرف» به «توسعه زنجیره ارزش و مشارکت جامعه محلی» است.اگر قرار است اراضی جدید واگذار شوند، مردم منطقه باید در اولویت قرار گیرند. اگر قرار است واگذاری یا مولدسازی انجام شود، قیمتگذاری باید شفاف و مبتنی بر ارزش واقعی روز باشد. اگر قرار است پروژه توسعه پیدا کند، تأمین آب باید از حالت موقت خارج شود و به یک زیرساخت پایدار تبدیل شود.
از سوی دیگر، اگر بخش خصوصی قرار است متولی اصلی سرمایهگذاری باشد، سهم دولت و مردم از زیرساختهایی که با منابع عمومی ایجاد شده نیز باید روشن باشد. افزایش تولید نیز باید همزمان با توسعه فرآوری، بستهبندی و صادرات دنبال شود و هرگونه توسعه جدید باید با الزامات محیطزیستی سازگار باشد. اکنون دیگر زمان تکرار وعدههای چندینساله نیست؛ زمان ارائه گزارش شفاف از عملکرد است.
مردم گمیشان حق دارند بدانند اراضی سایت چگونه واگذار شده، چه میزان سرمایهگذاری در آن صورت گرفته، چه تعداد شغل پایدار برای نیروهای بومی ایجاد شده، چه میزان محصول تولید و صادر شده و در نهایت، سهم واقعی مردم منطقه از این ثروت اقتصادی چقدر بوده است.
سایت میگوی گمیشان میتواند برای منطقه ثروت، اشتغال و توسعه ایجاد کند؛ اما توسعه زمانی معنا پیدا میکند که مردم محلی تنها کارگر این زنجیره نباشند، بلکه در مالکیت، سرمایهگذاری، مدیریت و سود حاصل از آن نیز سهم داشته باشند.
پرسش امروز گمیشان ساده اما اساسی است: اگر این سایت قرار است ثروتی میلیوندلاری تولید کند، این ثروت برای چه کسانی تولید میشود و سهم مردمی که سالها در کنار این پروژه زندگی کردهاند، دقیقاً کجاست؟