حاکمیت راهبردی بر تنگهها و انسجام ملی؛ دو رکن اقتدار در معادله جدید جغرافیای سیاسی
به گزارش گروه خبرگزاری دانشجو، اشکان صفری، معاون هماهنگکننده و طرح و برنامه بسیج دانشگاه فرهنگیان کشور، در بازنگری جدید بر تحولات و تغییر موازنه اخیر منطقه غرب آسیا، به ویژه در دو شریان راهبردی انرژی، معادلات قدرت را وارد مرحله تازهای کرده است.
آنچه امروز در صحنه جغرافیای سیاسی منطقه خاورمیانه و غرب آسیا مشاهده میشود، نه بصورت یک رویداد مقطعی و نه واکنشی گذرا به جریانهای سیاسی هست، بلکه نتیجه سالها مقاومت میدانی جبهه مقاومت، هماهنگی راهبردی محور مقاومت و تغییرات تدریجی، اما در عین حال عمیق موازنه قدرت به نفع جبهه مقاومت در منطقه میباشد. این تغییر، محصول نگه داشت تجربه، سرمایه گذاری راهبردی و درک صحیح از ماهیت جنگ ترکیبی در عصر کنونی است.
شریانهای راهبردی؛ از ابزار اقتصادی تا ساز و کار بازدارندگی:
یکی از مهمترین دستاوردهای این دوره، تثبیت اشراف نیروهای مقاومت بر دو تنگه راهبردی هرمز و بابالمندب است. این دو گذرگاه حیاتی که دههها در مسیر تحقق اهداف اقتصاد جهانی و به طور خاص منافع قدرتهای فرامنطقهای قرار داشتند، امروز به اهرمهای تعیین کننده در معادلات انرژی و امنیت دریایی جهان تبدیل شدهاند. تنگه هرمز بهعنوان شریان اصلی انتقال نفت خلیج فارس به ابزارهای جهانی و بابالمندب به عنوان دروازه ورود به دریای سرخ و کانال سوئز، دو نقطه استراتژیک هستند که کنترل یا نفوذ بر آنها، معادله قدرت را بهطور بنیادین تغییر میدهد.
افزایش قابل توجه قیمت نفت در بازارهای جهانی طی روزهای اخیر و نوسانات شدید در بازارهای انرژی، خود نشان دهنده تاثیر مستقیم این وضعیت بر اقتصاد بینالمللی است. در چنین شرایطی، قدرت کنترل این آبراهها اهمیتی فراتر از ابزارهای کلاسیک بازدارندگی یافته و به یک سلاح راهبردی چند لایه تبدیل شده است که هم ابعاد اقتصادی، هم امنیتی و هم سیاسی دارد. این تحول، مفهوم جدیدی از بازدارندگی نامتقارن جبهه مقاومت را شکل داده که در آن، بازیگران منطقهای بدون نیاز به قدرت نظامی متعارف برابر، میتوانند بر رفتار قدرتهای بزرگ تاثیر مستقیم و سنگینی بگذارند.
مقاومت یمن از روایت تحریف گرایانه تا واقعیت میدانی
در کنار این تحول ژئوپلیتیک، پیروزیهای میدانی مقاومت اسلامی یمن نیز جایگاه ویژهای در معادله جدید منطقه دارد. آنچه برخی رسانههای غربی و رسانههای وابسته با عناوین تحریف گرایانهای، چون شبه نظامیان و حوثیها مطرح میکنند، واقعیت صحنه را بازتاب نمیدهد. مقاومت اسلامی یمن امروز دارای ساختار نظامی منسجم، یگانهای رزمی سازمان یافته، توان موشکی و پهپادی پیشرفته، قدرت دریایی نوظهور و مهمتر از همه، پشتوانه مردمی گسترده و ریشهداری است. این ظرفیت ترکیبی، معادله در دریای سرخ و تنگه باب المندب را به طور جدی تغییر داده و توانسته است الگویی جدید از مقاومت موثر را به نمایش بگذارد.
جمهوری اسلامی ایران امروز در موقعیتی قرار گرفته که هم در دریا هم در زمین و هم در معادلات منطقهای، نقش تعیین کننده پیدا کرده است. حفظ این موقعیت، نیازمند هوشیاری، انسجام و پرهیز از حاشیه سازیهایی است که جز تضعیف جبهه داخلی، نتیجهای به همراه ندارد.
افق پیش رو و مسئولیت تاریخی
آنچه در این مقطع حساس باید مورد توجه قرار گیرد، مسئولیت تاریخی همه ملت مبعوث شده، به ویژه نخبگان، رسانهها و جریانهای سیاسی است. ایران اسلامی امروز به عنوان یک قدرت منطقهای تثبیت شده، الگویی از مقاومت، خوداتکایی و استقلال را به جهانیان ارائه میدهد که در آن، ایمان، انسجام و اراده مردمی، برترین تجهیزات مادی را به چالش میکشد. این مسیر، مسیر پرافتخار ملتی است که در سایه رهبری حکیمانه، از آزمونهای سخت سربلند بیرون آمده و امروز در آستانه تثبیت نظم جدید منطقهای قرار دارد؛ اقتدار ایران در معادله جدید منطقه، بر دو رکن اساسی استوار است نخست، کنترل تنگههای راهبردی و توان بازدارندگی موثر در میدان که معادلات انرژی و امنیت جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ دوم، انسجام ملی و وحدت داخلی که پشتوانه اصلی هر قدرت خارجی است.
ترکیب این دو رکن، ایران را به بازیگری تبدیل کرده که هیچ معادله منطقهای بدون در نظر گرفتن منافع و نقش آن، قابل تصور نیست. حفظ و تقویت این موقعیت، وظیفهای ملی و تاریخی است که بر دوش همه آحاد ملت، از مسئولان تا مردم، سنگینی میکند.
اشکان صفری، معاون هماهنگکننده و طرح و برنامه بسیج دانشگاه فرهنگیان کشور
انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*