شهریه افزایش مییابد، کیفیت کجا میایستد؟ / از ظرفیتپذیری دانشگاه تا هزینههایی که دانشجو درباره آنها توضیح روشنی نمیگیرد
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، هر ترم که رقم شهریه دانشگاه آزاد بالاتر میرود، یک سؤال هم برای دانشجوها جدیتر میشود؛ پولی که از جیب خانوادهها برای ادامه تحصیل پرداخت میشود، دقیقاً قرار است چه چیزی را بهتر کند؟ افزایش هزینه تحصیل در کنار گلایههایی درباره کیفیت آموزش، ظرفیتپذیری برخی واحدها، محدودیت امکانات و دریافت هزینههایی با عناوین مختلف، حالا این مطالبه را پررنگ کرده که میان مبلغ پرداختی دانشجو و خدماتی که دریافت میکند، چه نسبتی وجود دارد.
دانشگاه آزاد در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶، شهریه دانشجویان را در مقطع کارشناسی ۲۰ تا ۳۵ درصد، در مقطع کارشناسی ارشد ۱۵ تا ۲۰ درصد و در دوره دکتری غیرپزشکی ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش داد. میزان افزایش شهریه بر اساس مقطع تحصیلی، رشته و واحد دانشگاهی متفاوت است و نمیتوان نرخ یکسانی را به همه دانشجویان تعمیم داد. با این حال، اثر این افزایش برای دانشجویان در رقم نهایی شهریه دیده میشود؛ رقمی که حالا این پرسش را جدیتر از قبل مطرح میکند: آیا رشد هزینه تحصیل، در کیفیت کلاسها، امکانات آموزشی و خدمات دانشگاهی نیز قابل مشاهده خواهد بود.

ظرفیتپذیری بدون پشتوانه
مشکل از جایی آغاز میشود که رشد تعداد دانشجویان از رشد امکانات آموزشی جلو بزند. افزایش ظرفیت پذیرش، اگر همزمان با توسعه فضای آموزشی، افزایش تعداد اعضای هیئت علمی، تجهیز آزمایشگاهها و کارگاهها و بهبود زیرساختهای آموزشی و پژوهشی همراه نباشد، در نهایت فشار آن مستقیماً بر دوش دانشجو قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، کلاسهای پرجمعیت، کاهش فرصت تعامل میان استاد و دانشجو، دشواری دسترسی به استاد، محدود شدن فعالیتهای عملی و پژوهشی و استفاده نوبتی یا ناکافی از تجهیزات، به بخشی از تجربه روزمره دانشجویان تبدیل میشود. ممکن است دانشگاه از نظر آماری دانشجوی بیشتری جذب کرده باشد، اما این رشد کمی زمانی ارزشمند است که کیفیت آموزش نیز به همان نسبت افزایش پیدا کند.
ظرفیتپذیری بدون پشتوانه، فقط به معنای اضافه شدن چند صندلی به کلاس نیست؛ بلکه میتواند بر روند آموزش، ارزیابی دانشجویان، برگزاری کلاسهای عملی و حتی زمان فارغالتحصیلی اثر بگذارد. دانشجویی که شهریه پرداخت میکند، انتظار دارد در کنار ثبتنام و انتخاب واحد، از امکاناتی متناسب با رشته و مقطع تحصیلی خود نیز برخوردار باشد. بنابراین، هر تصمیم برای افزایش ظرفیت باید با پاسخ روشنی درباره توان واقعی واحد دانشگاهی برای ارائه آموزش باکیفیت همراه باشد.

دانشگاه آزاد شبکهای گسترده از واحدهای دانشگاهی دارد و طبیعتاً شرایط همه آنها یکسان نیست؛ بنابراین نمیتوان درباره تمام واحدها حکم واحد صادر کرد؛ اما پرسش درباره تناسب ظرفیت پذیرش با امکانات موجود، پرسشی است که نمیتوان از کنار آن گذشت.
دانشگاهی که از دانشجو شهریه دریافت میکند، در برابر افزایش تعداد دانشجویان تنها با یک مسئله مالی مواجه نیست. هر دانشجوی جدید به استاد، کلاس، تجهیزات و خدمات نیاز دارد. اگر ظرفیت بدون پشتوانه افزایش پیدا کند، هزینه آن ممکن است نه در پرداخت شهریه، بلکه در کیفیت آموزشی پرداخت شود.
دانشجو این افت کیفیت را لزوماً با یک شاخص رسمی اندازهگیری نمیکند؛ آن را در تجربه روزمرهاش میبیند؛ در کلاسی که امکانات کافی ندارد، در بازدهی پایین درس بهدلیل دسترسی دشوار به استاد، در آزمایشگاهی که امکان استفاده مطلوب از آن فراهم نیست یا در خدماتی که روی کاغذ وجود دارند، اما دسترسی به آنها برای دانشجو آسان نیست.
شهریهای که فقط عددش رشد میکند
اصل دریافت شهریه از دانشگاه آزاد محل بحث نیست. دانشگاه برای اداره واحدهای خود، پرداخت حقوق استادان و کارکنان، نگهداری ساختمانها، توسعه زیرساخت و ارائه خدمات به منابع مالی نیاز دارد. مسئله زمانی شکل دیگری پیدا میکند که دانشجو افزایش هزینه را میبیند، اما اثر آن را در کیفیت تحصیل خود پیدا نمیکند.
در چنین شرایطی، انتظار از دانشگاه فقط اعلام رقم جدید شهریه نیست؛ انتظار اصلی، توضیح درباره محل هزینهکرد منابع است. افزایش شهریه چه سهمی برای توسعه آموزشی ایجاد کرده است؟ چه مقدار صرف تجهیزات و زیرساخت میشود؟ چه میزان برای پژوهش و آزمایشگاه هزینه میشود و سهم خدمات رفاهی دانشجویان از این منابع چقدر است؟
اینها پرسشهایی علیه دانشگاه نیست؛ بخشی از پاسخگویی نهادی است که بخش مهمی از درآمد خود را از دانشجویان دریافت میکند.

هزینه رفاهی؛ خدمتی که دانشجو باید آن را ببیند
ماجرا فقط به شهریه ختم نمیشود. در برخی واحدها، دانشجویان از دریافت هزینههایی تحت عنوان خدمات رفاهی گلایه دارند و معتقدند خدماتی متناسب با مبلغ پرداختی دریافت نکردهاند.
طبیعی است که این ادعا باید درباره هر واحد بهصورت مستقل بررسی شود و نمیتوان تجربه یک گروه از دانشجویان را به کل دانشگاه آزاد تعمیم داد. اما اصل مطالبه روشن است: وقتی از دانشجو با عنوان هزینه رفاهی پول دریافت میشود، باید مشخص باشد این هزینه دقیقاً صرف چه خدماتی شده و دانشجو چه خدمتی در مقابل آن دریافت کرده است
شفافیت مالی در اینجا به معنای انتشار یک رقم نیست. دانشجو باید بتواند رابطه میان هزینه و خدمت را بفهمد.
این ابهام در برخی عناوین دیگر نیز دیده میشود؛ از جمله هزینه خدمات جامع آموزشی، علمی و شبکهای یکپارچه برخی که که درکارنامه مالی دانشجویان درج شده است. مسئله برای دانشجو صرفاً مبلغ این هزینه نیست؛ سؤال این است که این عنوان دقیقاً چه خدماتی را شامل میشود، مبنای دریافت آن چیست و تفاوت آن با خدمات آموزشی و علمیای که دانشجو پیش از این بابت آنها هزینه پرداخت میکرد، کجاست.

اگر دانشگاه برای این هزینه توضیح روشنی دارد، ارائه همان توضیح میتواند بخش قابل توجهی از ابهام دانشجویان را برطرف کند. در غیر این صورت، طبیعی است که هر ردیف جدید در فهرست پرداختها با علامت سؤال مواجه شود.
شهریه بالا میرود، اما کیفیت نه
دانشگاه آزاد نمیتواند هر سال رقم شهریه را به این شکل افزایش دهد و همزمان از دانشجو انتظار داشته باشد این افزایش را بپذیرد. وقتی بخش قابل توجهی از هزینه اداره دانشگاه از جیب دانشجو تأمین میشود، دیگر وعده کلی ارتقای کیفیت کافی نیست؛ دانشجو حق دارد اثر پولی را که میپردازد، در کلاس، آزمایشگاه، خدمات آموزشی و امکانات دانشگاه ببیند.
دانشجویی که شهریه پرداخت میکند، توقع غیرواقعی ندارد. او انتظار دارد در کلاسی بنشیند که ظرفیت آن از امکاناتش بیشتر نباشد، به استاد دسترسی داشته باشد، از آزمایشگاه و کارگاه واقعاً استفاده کند و برای دریافت ابتداییترین خدمات آموزشی و اداری، میان سامانهها و پاسخهای مبهم سرگردان نشود. اگر قرار است شهریه افزایش پیدا کند، اما کیفیت آموزش و خدمات در همان وضعیت قبلی باقی بماند، این سؤال جدی مطرح میشود که دانشجو دقیقاً بابت چه چیزی بیشتر پول میدهد؟
دانشگاه آزاد برای اداره مجموعهای با این گستردگی هزینه دریافت میکند؛ اما این موضوع، مجوزی برای افزایشهای بیتوضیح و مطالبهگریگریز نیست. دانشگاهی که شهریه را بالا میبرد، باید درباره محل هزینهکرد آن پاسخگو باشد. نمیتوان از دانشجو پول بیشتری گرفت و در مقابل، فقط به افزایش هزینههای جاری یا شرایط اقتصادی اشاره کرد، بدون آنکه سهم این افزایش در بهبود آموزش و خدمات روشن باشد.
اگر ظرفیت پذیرش بالا میرود، چرا باید کلاسها و امکانات همان ظرفیت قبلی را داشته باشند؟ اگر شهریه افزایش پیدا میکند، چرا دانشجو نباید بداند چه مقدار از این پول صرف توسعه زیرساخت، جذب استاد، تجهیز آزمایشگاه یا خدمات رفاهی میشود؟ و اگر هزینهای با عنوان رفاهی دریافت میشود، چرا گاهی خود دانشجو باید برای پیدا کردن اثر آن هزینه، از این واحد به آن واحد و از این سامانه به آن سامانه مراجعه کند؟
عنوانهایی مانند خدمات جامع آموزشی، علمی و شبکهای یکپارچه یا خدمات رفاهی نیز نمیتوانند بدون توضیح روشن در فهرست پرداختهای دانشجو ظاهر شوند. دانشجو حق دارد بداند این هزینه دقیقاً بابت چه خدمتی دریافت میشود، چه تفاوتی با شهریه و هزینههای قبلی دارد و چرا باید مبلغی جداگانه برای آن بپردازد. ابهام در عنوان و کارکرد چنین هزینههایی، بیش از آنکه نشانه نظم مالی باشد، احساس بیاعتمادی ایجاد میکند.

مسئله دانشجوی دانشگاه آزاد فقط این نیست که چقدر باید پول بدهد. سؤال اصلی این است که در برابر پولی که میدهد، دقیقاً چه کیفیتی تحویل میگیرد؟ اگر پاسخ این سؤال روشن نباشد، افزایش شهریه فقط فشار بیشتری به دانشجو و خانوادهاش وارد میکند و نارضایتی از دانشگاه را بیشتر خواهد کرد.
دانشگاه نمیتواند از دانشجو انتظار پرداخت منظم داشته باشد، اما درباره کیفیت نامنظم خدمات، ظرفیتهای فشرده، هزینههای مبهم و محل مصرف شهریه پاسخ روشنی ارائه نکند. افزایش شهریه زمانی قابل دفاع است که دانشجو بتواند نتیجه آن را ببیند؛ در غیر این صورت، این افزایش نه نشانه توسعه دانشگاه، بلکه انتقال هزینههای ناکارآمدی به دانشجو خواهد بود.