روایت تاریک از نقش غرب در تجهیز ارتش رژیم بعث/ بمب‌های شیمیایی چگونه به دست صدام حسین رسیدند؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۶۰۹۷۹
گزارش|

روایت تاریک از نقش غرب در تجهیز ارتش رژیم بعث/ بمب‌های شیمیایی چگونه به دست صدام حسین رسیدند؟

سال‌ها از جنایات صدام علیه ایران می‌گذرد، اما زخم آن روزها هنوز در حافظه مردم زنده است؛ جنایاتی که با حمایت و تجهیز کشورهای غربی به واقعیتی تلخ تبدیل شد، اما بسیاری از کسانی که در پشت این معاملات ایستادند، هیچ‌گاه محاکمه نشدند.
بمباران شیمیایی حلبچه
مروارید شیری

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، همزمان با آغاز دوران ریاست جمهوری صدام حسین در عراق، روابط این کشور با کشور‌های اروپایی در حال گسترش بود؛ روابطی گرم و صمیمی که به بهانه خرید و فروش نفت شکل گرفت و بعد‌ها باعث جابه‌جایی میلیارد‌ها دلار پول و شکل‌گیری روابطی خطرناک شد. کشور‌های اروپایی نفت عراق را با قیمت‌های خوب می‌خریدند و روزبه‌روز این پول‌ها روی هم انباشته می‌شد.

در سال ۱۹۸۰، درآمد نفتی عراق به حدود ۲۶ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که برای کشوری مانند عراق، عجیب و غریب بود این پول آنقدر زیاد بود که صدام حتی نمی‌دانست باید با آن چه کار کند.

اما موضوع فقط نفت نبود.

بعدها، این روابط پرسود و دوجانبه که در ابتدا بر سر نفت و منافع اقتصادی شکل گرفته بود، به  جا‌های دیگری هم کشیده شد؛ معامله بر سر، جنگنده موشک، سلاح‌های کشتار جمعی، بمب‌های شیمیایی و هر آنچه که می‌توانست میل به جنایت را در صدام، ارضا کند.

از طرفیروابط با، عراقِ  به عنوان یک منبع نفتی عظیم که از قضامشتری پر و پا قرص سلاح‌های ساخت غرب بود، می‌توانست بازاری پرسود و وسوسه کننده برای غربی‌ها باشد.

چرا کشور‌ها به صدام کمک می‌کردند؟

بخش عمده‌ای از پول‌های حاصل از این روابط و مناسبات، صرف برنامه‌های صدام شد؛ از ایجاد خفقان سیاسی در داخل عراق گرفته تا خرید سلاح‌هایی که قرار بود در جنگ با کشور‌های دیگر و به‌طور خاص ایران، به کار گرفته شوند. یکی از چیز‌هایی که صدام را به وجد می‌آورد، دستیابی به سلاح‌های شیمیایی و ابزار‌های جنگی نامتعارف بود و به همین دلیل، بخش قابل توجهی از منابع مالی عراق صرف تأمین و توسعه این تجهیزات شد.

سال‌ها بعد، فهرستی بلندبالا از فروشندگان و تأمین‌کنندگان تسلیحات عراق منتشر شد که نشان می‌داد بسیاری از کشور‌ها با کمال میل حاضر بودند در ازای دریافت پول، تجهیزات و فناوری‌های نظامی را در اختیار صدام قرار دهند؛ حتی زمانی که می‌دانستند این تجهیزات در خدمت برنامه‌های شوم مردی دیوانه و جنایتکار قرار می‌گیرد. در این میان، نام حدود ۲۰۰ شرکت از ۲۲ کشور جهان دیده می‌شد؛ شرکت‌هایی که یا خدمات و دانش مورد نیاز برنامه‌های نظامی و هسته‌ای و مواد و تجهیزات مورد استفاده در برنامه شیمیایی عراق را تأمین می‌کردند یا مستقیماً تجهیزات مورد نیاز را در اختیار بغداد قرار می‌دادند.

کشور‌هایی مانند:آلمان، فرانسه و آمریکا که نامشان به‌عنوان شریک جرم صدام ثبت شد و این همراهی، آنها را نیز در تاریخ بدنام کرد.

فرانسه چگونه شریک جرم صدام شد ؟

فرانسه جزو نخستین کشور‌هایی بود که روابطش را با رژیم بعث عراق در طول ریاست جمهوری صدام آغازکرد   و بعد‌ها به یکی از تأمین‌کنندگان تجهیزات نظامی بغداد تبدیل شد. این روابط پیش از آغاز جنگ ایران و عراق شکل گرفته بود؛

سال ۱۹۷۵، اولین توافق‌ها میان عراق و فرانسه در حال شکل‌گیری بود؛ روابط میان فرانسه و عراق که به بهانه نفت و تجارت آغاز شده بود، حالا وارد مرحله تازه‌ای می‌شد. فرانسه پیشنهاد ساخت و فروش یک رآکتور فرانسوی را به صدام داد؛ رآکتوری که در واقع نسخه‌ای از رآکتور پیشرفته اوسیـریس فرانسه بود که سال‌ها قبل به رژیم اسرائیل فروخته شده بود و بعد‌ها در عراق با نام اوسیراک شناخته شد. این فناوری برای صدامی که به دنبال ارتقای صنایع هسته‌ای و بهره‌گیری از آنها برای دستیابی به سلاح هی خطرناک بود، پیشنهاد خوبی به نظر می‌رسید.

 

صدام حسیندرکنار دانشمندان فرانسوی

تصویری از صدام حسین درکنار دانشمندان فرانسوی

 

همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، صدام استقبال خوبی از این پیشنهاد نشان داد و خیلی زود، به پشتوانه دلار‌های نفتی که اتفاقاً بخشی از آن از فروش نفت به فرانسه حاصل شده بود، قراردادی را امضا کرد. بر اساس این قرارداد، فرانسه موظف بود یک زرادخانه اتمی را برای صدام تجهیز کند. صدام در یک مصاحبه، صراحتاً اعلام کرده بود که معامله با فرانسوی‌ها پله اول برای دستیابی به اولین بمب اتمی عربی است و برای این کار ۳ میلیارد دلار هزینه کرده است.

اما همکاری فرانسه با صدام به رآکتور هسته‌ای محدود نماند. از سال ۱۹۷۷، بغداد خرید جنگنده‌های میراژ F۱ را از فرانسه آغاز کرد واین کشور به یکی از تأمین‌کنندگان اصلی تجهیزات نظامی عراق تبدیل شد.

با آغاز جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۴، این همکاری ابعاد تازه‌ای پیدا کرد؛ و باعث شد تجهیزات بیشتری دراین بین رد و بدل شود.

فرانسه اگرچه مقدمات ساخت این تجهیزات را برای صدام فراهم کرد، اما تنها کشوری نبود که در این جنایت سهیم می‌شد. اهمیت نقش فرانسه از این جهت بود که اولین گام را برداشت؛ فارغ از اینکه سلاح‌های هسته‌ای در دست فردی مانند صدام چه عواقبی برای مردم بیچاره به همراه خواهد داشت.

آلمان از ادعای بی‌طرفی تا پشتپرده  صنایع شیمیایی صدام

یکی از کشور‌هایی که در جریان جنگ ایران و عراق نقش مهمی در تجهیز رژیم بعث داشت، آلمان بود؛ کشوری که روابطش با عراق قدمتی چند ده‌ساله داشت و در طول جنگ، در کنار مواضعش درباره بی‌طرفی، روابط اقتصادی و صنعتی خود با عراق را ادامه داد. اما ماجرا فقط تجارت نبود؛ از اوایل دهه ۶۰، ردپای شرکت‌های آلمانی در توسعه بخشی از زیرساخت‌های شیمیایی و نظامی عراق دیده می‌شد.شماری از شرکت‌های آلمانی با وجود محدودیت‌های بین‌المللی، در تأمین تجهیزات و مواد مورد نیاز عراق برای تولید تسلیحات شیمیایی و دیگر تجهیزات نظامی نقش داشتندکه سال‌ها بعد گزارش‌هایی منتشر شد که نقش آلمان در این پرونده را اثبات می‌کرد بر اساس گزارش ۱۲ هزار صفحه‌ای سازمان ملل در سال ۲۰۰۳، شرکت‌هایی مانند «کارل کوب» در توسعه مراکز تولید گاز‌های شیمیایی عراق همکاری داشتند و گزارش‌هایی از نقش شرکت‌های آلمانی در پروژه‌های موشکی، کارخانه‌های شیمیایی و تجهیزات نظامی عراق نیز منتشر شد.

ما مجرا به همین جا ختم ندش یال‌ها بعد این کشور مواضع وگانه‌ای را اتخاذ کرد که چره‌ی ائ در جنایت علیهایران را زشت‌تر کرد همان کشوری که شرکت‌هایش در تأمین فناوری و تجهیزات مورد استفاده عراق در برنامه شیمیایی نقش داشتند، بعد‌ها پای درمان قربانیان همان سلاح‌ها به میان آمد.

 

آلمان و بمباران شیمیایی

تصویری ا ز یک کودک قربانی بمباران های شیمیایی در یکی از بیمارستان های آلمان

در سال ۱۳۸۱، پس از درخواست ایران برای کمک به درمان جانبازان شیمیایی، سفیر آلمان پاسخ داد که کشورش برای کمک تحقیقاتی در این زمینه اعلام آمادگی می‌کند. از سوی دیگر، جانبازان شیمیایی ایرانی در سال‌های بعد برای درمان عوارض ناشی از گاز‌های شیمیایی به مراکز درمانی آلمان اعزام شدند

درواقع، کشوری که روزی در ازای دریافت پول پا پیش گذاشته بود تا در ساخت و تأمین تجهیزات برنامه شیمیایی عراق به صدام کمک کند، سال‌ها بعد، باز هم در ازای دریافت پول، میزبان ایرانیانی بود که قربانی همان گاز‌های شیمیایی شده بودند؛ ایرانیانی که برای درمان عوارض و بیماری‌هایی راهی مراکز درمانی این کشور می‌شدند که در اثر همان بمب‌ها و گاز‌های شیمیایی به جانشان افتاده بود و هزینه‌های سنگین درمان آنها نیز پرداخت می‌شد.

آمریکا آشتی با عراق برای رسیدن به اهداف

اما این فقط بخشی از سیاست جنگی کشور‌هایی بود که منافع خودشان را در جنگ دنبال می‌کردند؛ آمریکا یکی از همان کشور‌ها بود.

روابط عراق و آمریکا در سال‌های پیش از جنگ ایران و عراق، به‌دلیل تحولات منطقه و اختلافات سیاسی، تیره و تار بود و حتی روابط دیپلماتیک دو کشور از سال ۱۹۶۷ قطع شده بود. با آغاز جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹، دولت آمریکا ابتدا مواضع بی‌طرفی گرفت و ترجیح داد مداخله نکند تا عراق ناخواسته منافعش را در جنگ تامین کند، اما کمی بعدتر با تغییر شرایط جنگ و نگرانی آمریکایی‌ها از پیروزی ایران، از سال ۱۳۶۱ سیاست آمریکا به‌تدریج به سمت حمایت از بغداد چرخید.

در دوره رونالد ریگان، این حمایت شکل جدی‌تری پیدا کرد؛ آمریکا در سال ۱۳۶۱ عراق را از فهرست کشور‌های حامی تروریسم خارج کرد و با این تصمیم، راه برای دریافت اعتبارات، خرید کالا و دسترسی به فناوری‌های آمریکایی برای بغداد بازتر شد. در سال‌های بعد، این حمایت فقط سیاسی نبود؛ از کمک‌های اعتباری و اقتصادی تا اطلاعات و فناوری‌های دوکاربردی، طیف گسترده‌ای از امکانات در اختیار عراق قرار گرفت.

تصویری از صدامدر کنار رئیس جمهور وقت آمریکا

صدام حسین درکنار رونالد ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا

آمریکا از سال ۱۹۸۳ ضمانت‌های اعتباری گسترده‌ای برای خرید محصولات آمریکایی در اختیار عراق قرار داد؛ حتی مجموع معاملات تأییدشده در برنامه اعتباری کشاورزی آمریکا برای عراق در فاصله ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۰ به بیش از ۵ میلیارد دلار رسید.

اما نقطه تاریک‌تر ماجرا آن بود که آمریکا از استفاده بعثی‌ها از سلاح‌های شیمیایی و نامتعارف علیه ایران اطلاع داشت؛ با این حال حمایتش از عراق را قطع نکرد.

درواقع، خصومت آمریکا با جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب اسلامی، یکی از عوامل مهم تغییر رویکرد واشنگتن در قبال عراق بود؛ آمریکا که تمایلی به ورود مستقیم به جنگ با ایران نداشت، به‌جای رویارویی مستقیم، به حمایت از صدام پرداخت تا به دست عراق به منافعی از ایران دست یا بد.

 

جزیره مجنون نمادی از جنایات صدام

اما ابعاد انسانی ماجرا از چند معامله میان چند کشور و عراق بسیار گسترده‌تر بود؛ هزاران نفر قربانی جنایات صدام و دارودسته او و البته همراهی کشور‌هایی شدند که در این میان، منافع خود را دنبال می‌کردند. ** سردشت، حلبچه، جزیره مجنون و ده‌ها منطقه دیگر، هرکدام بخشی از این روایت تلخ را در خود جای داده‌اند؛ روایت سوختگی، تاول‌های پوستی، آسیب چشم، خفگی و مرگ انسان‌هایی که تنها بخشی از تبعات سلاح‌های شیمیایی بود.

برای درک بهتر حجم این جنایات، فقط کافی استچند مورد از آنها را نگاه کنیم .

اما ابعاد انسانی ماجرا از چند معامله کثیف میان چند کشور غربی و عراق پیچیده‌تر بود؛ **هزاران نفر قربانی جنایات صدام و دارودسته او و همدستی کشور‌هایی شدند که جان انسان‌ها برایشان پشیزی ارزش نداشت. ** سردشت، حلبچه، جزیره مجنون و ده‌ها منطقه دیگر، هرکدام بخشی از این داستان تلخ را در خود جای داده‌اند؛ داستان سوختگی، تاول‌های پوستی، آسیب چشم، مشکلات تنفسی و مرگ انسان‌ها؛ تنها بخشی از اثرات حملات شیمیایی رژیم بعث عراق.

برای اینکه درک دقیق‌تری از حجم این جنایات داشته باشیم، می‌توانیم فقط کافی است کهیکی از این موارد را بررسی کنیم؛ جزیره مجنون.

تصاویری از بمباران شیمیایی جنگ ایران و عراق

جزیره مجنون بعد از بمباران شیمیایی

 

در **اسفند ۱۳۶۲**، در حالی که ایران در جریان عملیات خیبر به یکی از مهم‌ترین پیروزی‌های خود رسیده و جزایر مجنون را تصرف کرده بود، صدام که از این شکست به شدت خشمگین شده بود، برای بازپس‌گیری منطقه حملات گسترده‌ای را آغاز کرد. در همین مقطع، عراق برای نخستین‌بار **به شکل گسترده** از سلاح شیمیایی استفاده کرد؛ حجم حملات آن‌قدر بالا بود که سازمان ملل، حملات شیمیایی فوریه و مارس ۱۹۸۴ در مجنون را ثبت کرد و برآورد کرد بیش از ۲۵۰۰** نفر** در این حملات کشته شده‌اند.

عامل به کار رفته در این عملیات گاز خردل بودماده‌ای شیمیایی که بعد‌ها در عملیات‌های زیادی به کار رفت ثرات شدیدی  بر روی پوست، چشم و دستگاه تنفسی قربانیان اثر می‌گذاشت وباعث می‌شد  بسیاری از کسانی که از این حملات جان سالم به در بردند، سال‌ها بعد نیز با عوارض آن زندگی کنند.

و این فقط بخش کوچکی از جنایات  رزیم بعثی عراق و هم دستانش در بمباران های شیمیایی بود .

علی شیمیایی و بمباران گاز خردل در حلبچه

در جریان این جنایات، نام فرد دیگری نیز دیده می‌شود که ابعاد جنایاتش باعث شد نام او در کنار جنایتکاران بزرگ تاریخ قرار بگیرد؛ علی حسن المجید، معروف به «علی شیمیایی» **؛ فردی که چند سال بعد در جریان حملات شیمیایی به مناطق کردنشین عراق، اختیار و نقش مستقیمی در این حملات پیدا کرد و در نهایت نامش با یکی از هولناک‌ترین فجایع انسانی جنگ ایران و عراق، یعنی **حلبچه**، گره خورد.

 

علی شیمیایی در کنار صدام

علی شیمیایی در کنار صدام

 

علی حسن المجید که از سال **۱۳۶۶** ریاست دفتر شمالی حزب بعث را بر عهده داشت، در جریان عملیات انفال اختیار گسترده‌ای بر نیرو‌های نظامی و امنیتی این منطقه داشت و اسناد به‌جامانده از آن دوره، دستور‌های مستقیم او برای استفاده از حملات شیمیایی را ثبت کرده‌اند.

اما اوج این جنایت در **۲۵ اسفند ۱۳۶۶** و در شهر حلبچه رقم خورد؛ جایی که نیرو‌های عراقی با استفاده از عوامل شیمیایی، شهر را هدف قرار دادند و **حدود ۵ هزار غیرنظامی**، از کودک و زن تا مرد و سالخورده، جان خود را از دست دادند و هزاران نفر دیگر نیز مجروح و مصدوم شدند.

دیکتاتوری که برای رسیدن به اهداف خود حتی از به‌کارگیری سلاح شیمیایی علیه مردم خودش نیز ابایی نداشت، در حلبچه چهره واقعی خود را نشان داد؛ جنایتی که قربانیانش نه فقط در میان رزمندگان، بلکه در میان مردم عادی بودند؛ مردمی که هیچ نقشی در تصمیم‌های صدام نداشتند و با این حال، قربانی خشم و سیاست‌های رژیم بعث شدند. 

حلبچه یکی از روشن‌ترین تصاویر این واقعیت بود؛ اینکه وقتی پای قدرت و هدف سیاسی در میان باشد، برای صدام حتی جان مردم خود عراق نیز اهمیتی نداشت.

 

در طول سال‌های دفاع مقدس و حتی جنگ‌ها و بحران‌های پس از آن، بار‌ها این واقعیت تلخ پیش روی ملت‌ها قرار گرفت که نهاد‌های بین‌المللی، آن‌گونه که از نامشان انتظار می‌رود، همیشه پناهی برای مردم ظلم دیده نبوده‌اند؛ بلکه در بسیاری از بزنگاه‌ها، سکوت یا انفعال همین نهاد‌ها نشان داده است که این ساختار‌ها نه برای حمایت از مردم مظلوم، بلکه در خدمت همان قدرت‌هایی قرار دارند که خود در جنایت علیه ملت‌ها نقش داشته‌اند.

پربازدیدترین آخرین اخبار