پالایش عصبیت و سقوط قذافی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۶۲۸۴

پالایش عصبیت و سقوط قذافی

یکی از گروه‌هایی که پس از روی کار آمدن قذافی تحت فشارها و منگنه قرار گرفت، گروه اخوان المسلمین بود که از حمایت‌های مردمی برخوردار بود؛ مردمی که می‌توانستند در آینده به عنوان یک نیروی هوادار به عنوان یک عامل «عصبیت» برای قذافی به شمار روند.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»، حسین کرمی؛ در این یادداشت کوتاه بر آن شدیم تا حکومت دیکتاتور مآب معمر قذافی در کشور لیبی را بر اساس نظریه متقن «عصبیت» عبدالرحمن بن خلدون مورد ارزیابی و بررسی قرار دهیم؛ در اصطلاح «عصبیت» به طور مختصر و مفید این معنی و مفهوم مستتر است که هر دولت و حکومتی در اداره کشور خود از یک نوع دایره و شعاع حمایتی امت و ملتی هوادارن وفادار و گاهاً فدایی برخوردار است.
 
نمود مفهوم «عصبیت» اغلب در زمان صدر اسلام و در دوران پیامبر، خلفای راشدین و سپس سلطنت های بنی امیه و بنی عباس چشمگیر است؛ اصطلاحی که بیشتر در قالب سیستم نظام قبیلگی و طایفه ای معنا و مفهوم به خود می گرفت؛ در این معنا هر دولت و حکومتی بر اساس نوع میزان همبستگی، قرابت نسبی یا سببی و از نوع خویشاوندی قبیلگی و طایفه ای قدرت و اقتدار خود را نمایش می داد، یعنی هر دولتی در مفهوم «عصبیت» پیشرو بود از حوزه قدرت و حکومت بیشتری برخوردار بود.
 
به نظر می رسد اصطلاح «عصبیت» برای کشور لیبی و حکومت دیکتاتور مآبانه معمر قذافی از جایگاه و اهمیت بسیار مهم و به جایی برخوردار باشد کشوری که به نظام قبیله ای و طایفه ای بیشتر قرابت نشان می داد. اما پس از روی کار آمدن سرهنگ قذافی در پی انجام کودتای نظامی، این احساس جمعی وجود داشت که قذافی اقداماتی در راستای فضای باز فعالیت برای گروههای مذهبی باز کند اما با گذشت تاریخ، ثابت شد که حکومت دیکتاتور این سرهنگ نه تنها به هواردان خود افزوده نشد بلکه هر روز ریزش هایی بدون رویش به مشکلات لیبی اضافه می شد.
 
یکی از این گروههایی که در پس از روی کار آمدن قذافی تحت فشارها و منگنه قرار گرفت گروه اخوان المسلمین بود گروهی که حتی قبل از حکومت قذافی تاحدی از حمایت های مردمی برخوردار بود مردمی که از آب و خاک لیبی بودند مردمی که می توانستند در آینده به عنوان یک نیروی هوادار به عنوان یک عامل عصبیت برای قذافی به شمار روند اما قذافی نه تنها از آنها استقبال نکرد بلکه در صدد حذف آنها نیز برآمد.
 
حکومت دیکتاتوری قذافی حدوداً 4دهه ای بود که راه را بر مخالفان خود بسته بود البته شاید توجیه این باشد که در همه کشورها و دولت ها این گونه بوده و است اما نکته اساسی که در لیبی به چشم می خورد این است که در این کشور حتی اپوزیسیون رسمی نیز که در قبل از کودتای قذافی فعال بودند از میان برداشته شدند؛ به گونه ای که گروههایی مذهبی مانند اخوان المسلمین در بین مردم نفوذ هایی داشته و از عصبیت قوی در بین مردم برخوردار بودند.
 
قذافی در طول ۴۲ سال حکومت فشار بسیار شدیدی را بر نیروهای مذهبی و اجتماعی وارد کرد و عملا اجازه نداد اپوزوسیونی شکل بگیرد. پس از انقلاب‌های اسلامی مردم شمال آفریقا مردم لیبی هم، برخلاف تصور قذافی که فکر می‌کرد حذف اپوزوسیون در واقع حذف مردم از صحنه سیاسی کشور است به میدان آمدند و یک جریان انقلابی فراگیر را ایجاد کردند به گونه ای که امروز شاهد سرنگونی یکی دیگر از دیکتاتوران عصر حاضر هستیم حکومتی که می تواند آینه عبرتی برای حکومت های عربی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا باشد و از طرف دیگر حرکتهای مردمی نیز تجربه ای برای مردم این کشورهای عربی باشد و مردم این کشورها نیز در مسیر ایجاد تحول و انقلاب در کشورهای خود می توانند کشور ایران اسلامی را الگوی حرکت خود قرار دهند؛ به امید ایجاد یک حکومت عدل جهانی. انشاءالله.
پربازدیدترین آخرین اخبار