تاریخ، جغرافیا و جامعه‌شناسی؛ سه رشته‌ای که نباید از روی اسم انتخاب کرد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۶۵۵۵۵
معرفی رشته‌ها بخش چهارم؛

تاریخ، جغرافیا و جامعه‌شناسی؛ سه رشته‌ای که نباید از روی اسم انتخاب کرد

ممکن است داوطلبی تاریخ را دوست داشته باشد، اما از خواندن اسناد تاریخی خسته شود؛ جغرافیا را انتخاب کند، اما با تحلیل داده‌های مکانی ارتباط نگیرد؛ یا عاشق بحث درباره مسائل اجتماعی باشد، اما با روش تحقیق کنار نیاید. انتخاب رشته دقیقاً جایی سخت می‌شود که علاقه به اسم رشته باید جای خود را به شناخت کاری بدهد که قرار است دانشجو چهار سال با آن زندگی کند.
دانشگاه
طاها محمدزاده

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو،  بعضی انتخاب‌های رشته‌ای از جایی اشتباه می‌شوند که داوطلب فکر می‌کند چون اسم یک رشته را می‌شناسد، پس خود رشته را هم می‌شناسد. تاریخ برای بسیاری با گذشته و روایت‌های تاریخی گره خورده، جغرافیا با نقشه و موقعیت مکان‌ها شناخته می‌شود و جامعه‌شناسی هم معمولاً با مسائل اجتماعی و رفتار مردم به ذهن می‌آید؛ اما دانشگاه قرار نیست همین تصویرهای آشنا را تکرار کند. پشت هر کدام از این سه عنوان، نوع متفاوتی از مطالعه، روش تحقیق و مهارت قرار دارد و داوطلبی که بدون شناخت این تفاوت‌ها کدرشته را انتخاب کند، ممکن است چند ماه بعد از ورود به دانشگاه با رشته‌ای مواجه شود که با تصویری که پیش از انتخاب ساخته بود، فاصله زیادی دارد.

 

مسئله از جایی شروع می‌شود که اسم رشته کافی نیست

تاریخ، جغرافیا و جامعه‌شناسی هر سه در حوزه علوم انسانی قرار دارند، اما قرار گرفتنشان در یک گروه آزمایشی به معنای شبیه بودن مسیر تحصیل و آینده آنها نیست. دانشجوی تاریخ بیشتر با گذشته، منابع، اسناد و چگونگی شکل‌گیری روایت‌های تاریخی سروکار دارد؛ جغرافیا رابطه میان انسان، محیط و فضا را بررسی می‌کند و جامعه‌شناسی به سراغ ساختارها، رفتارها و مسائل اجتماعی می‌رود. بنابراین علاقه به علوم انسانی به تنهایی پاسخ مناسبی برای انتخاب میان این سه رشته نیست و داوطلب باید بداند به کدام نوع پرسش، مطالعه و روش تحقیق علاقه دارد.

 

برای فهم این تفاوت می‌توان یک موضوع واحد را مقابل هر سه رشته گذاشت؛ مثلاً مهاجرت. دانشجوی تاریخ می‌تواند سابقه تاریخی مهاجرت و اسناد و تحولات جمعیتی یک دوره را بررسی کند، دانشجوی جغرافیا پراکندگی جمعیت، مقصد مهاجران و رابطه مهاجرت با فضا و توسعه منطقه‌ای را مورد توجه قرار دهد و دانشجوی جامعه‌شناسی به پیامدهای اجتماعی مهاجرت، تغییر روابط اجتماعی، خانواده یا هویت بپردازد. موضوع یکی است، اما پرسش اصلی و ابزار رسیدن به پاسخ در هر رشته تغییر می‌کند؛ تفاوتی که در چند کلمه دفترچه انتخاب رشته دیده نمی‌شود، اما در زندگی دانشگاهی دانشجو خودش را نشان می‌دهد.

 

تاریخ؛ گذشته‌ای که باید دوباره خوانده شود

تصویری که بسیاری از داوطلبان از رشته تاریخ دارند، هنوز تحت تأثیر کتاب‌های مدرسه است؛ مجموعه‌ای از دوره‌ها، شخصیت‌ها، جنگ‌ها و اتفاقاتی که باید به خاطر سپرده شوند. اما در دانشگاه، مسئله فقط دانستن اینکه یک رخداد چه زمانی اتفاق افتاده نیست. دانشجوی تاریخ باید بتواند سراغ منبع برود، روایت‌های مختلف را کنار هم بگذارد، اعتبار آنها را بررسی کند و درباره شرایطی که یک روایت تاریخی در آن تولید شده سؤال بپرسد؛ به همین دلیل مطالعه منابع، اسناد و روش تحقیق بخش مهمی از آموزش این رشته است.

 

در میان دانشگاه‌های شناخته‌شده این حوزه، دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه اصفهان و دانشگاه شیراز از گزینه‌های مطرح هستند. البته انتخاب یک دانشگاه معتبر نباید با تضمین آینده شغلی اشتباه گرفته شود؛ دانشگاه می‌تواند فرصت علمی، استاد و محیط پژوهشی بهتری در اختیار دانشجو بگذارد، اما در رشته‌ای مانند تاریخ، تخصصی که دانشجو در طول تحصیل می‌سازد اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد.

 

دانشگاه

 

دغدغه داوطلب تاریخ معمولاً از همین‌جا شروع می‌شود: «اگر تاریخ بخوانم، بعد از فارغ‌التحصیلی دقیقاً چه کاره می‌شوم؟ این نگرانی بی‌دلیل نیست، چون مسیر شغلی تاریخ به اندازه رشته‌هایی که از ابتدا عنوان شغلی مشخصی دارند، مستقیم نیست. تدریس، پژوهش، مراکز مطالعاتی، آرشیو و اسناد، موزه‌ها و تولید محتوای تخصصی از مسیرهایی هستند که یک فارغ‌التحصیل تاریخ می‌تواند دنبال کند، اما برای بسیاری از آنها مهارت پژوهشی، توانایی نگارش، تجربه و در برخی موارد ادامه تحصیل لازم است.

 

بنابراین، داوطلبی که فقط به داستان‌های تاریخی، شخصیت‌ها و گذشته علاقه دارد، هنوز برای انتخاب تاریخ به پاسخ نهایی نرسیده است. پرسش مهم‌تر این است که آیا حاضر است ساعت‌ها منبع بخواند، میان روایت‌های مختلف مقایسه انجام دهد، سند پیدا کند، بنویسد و یک مسئله تاریخی را تا رسیدن به نتیجه دنبال کند. اگر پاسخ مثبت باشد، علاقه او به تاریخ می‌تواند به یک مسیر تخصصی تبدیل شود؛ اگر نه، ممکن است تصویری که از تاریخ در ذهن دارد با تجربه واقعی دانشگاه فاصله پیدا کند.

 

جغرافیا؛ وقتی نقشه به داده و مسئله تبدیل می‌شود

جغرافیا هم گرفتار یک تصویر محدودکننده است؛ تصویری که آن را به نقشه، موقعیت شهرها و شناخت کشورها تقلیل می‌دهد. در حالی که پرسش‌های جغرافیایی می‌توانند بسیار عینی‌تر و پیچیده‌تر باشند: چرا جمعیت در یک منطقه متمرکز شده است؟ چرا یک شهر در یک نقطه رشد کرده و در نقطه‌ای دیگر توسعه پیدا نکرده است؟ مهاجرت چه تغییری در ساختار یک منطقه ایجاد می‌کند؟ یا توسعه یک منطقه چه اثری بر محیط و ساکنان آن می‌گذارد؟

 

در چنین مسائلی، مکان فقط یک آدرس روی نقشه نیست؛ بخشی از خود مسئله است. دانشجوی جغرافیا می‌تواند در حوزه‌هایی مانند جغرافیای انسانی، طبیعی، شهری، روستایی، سیاسی و منطقه‌ای مسیر تخصصی خود را پیدا کند و متناسب با آن سراغ روش‌ها و ابزارهای تخصصی برود. GIS، تحلیل اطلاعات مکانی، داده‌های جمعیتی و مطالعات شهری و منطقه‌ای از جمله مسیرهایی هستند که می‌توانند جغرافیا را از یک مطالعه صرفاً نظری به یک تخصص مهارتی نزدیک کنند و در بازار کار نیز برای فارغ‌التحصیلان این رشته مسیرهایی در تحلیل اطلاعات مکانی و برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای مطرح است.

 

از نظر دانشگاهی نیز دانشگاه تهران، دانشگاه خوارزمی، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه اصفهان از مراکز باسابقه و شناخته‌شده این حوزه به شمار می‌روند. با این حال، داوطلب نباید انتخاب دانشگاه را پایان تصمیم بداند؛ تفاوت برنامه‌های درسی، گرایش مورد علاقه و امکانات آموزشی و پژوهشی هر دانشگاه نیز باید در انتخاب نهایی مورد توجه قرار گیرد.

 

دانشگاه

 

نگرانی اصلی داوطلب جغرافیا معمولاً یک سؤال روشن است: آیا این رشته شغل دارد یا قرار است بعد از چهار سال فقط یک مدرک داشته باشم؟» پاسخ به این سؤال تا حد زیادی به تخصصی وابسته است که دانشجو در طول تحصیل برای خود می‌سازد. تحلیل و برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای، GIS، تحلیل داده‌های مکانی، برخی فعالیت‌های مرتبط با محیط‌زیست و مطالعات منطقه‌ای از مسیرهایی هستند که برای فارغ‌التحصیلان جغرافیا مطرح می‌شوند؛ بنابراین کسی که جغرافیا را انتخاب می‌کند، باید از همان ابتدا به این فکر کند که قرار است در کنار دانش دانشگاهی چه مهارتی یاد بگیرد.

 

به همین دلیل، کسی که جغرافیا را صرفاً به خاطر علاقه به نقشه، سفر یا شناخت کشورها انتخاب می‌کند، هنوز با واقعیت دانشگاهی رشته مواجه نشده است. جغرافیا برای دانشجویی جذاب‌تر می‌شود که از تحلیل رابطه انسان و فضا، کار با داده، مطالعه شهر و محیط و حل مسئله لذت ببرد. دغدغه داوطلب در اینجا فقط «آینده شغلی» نیست؛ باید از خودش بپرسد آیا حاضر است برای ساختن این آینده، مهارت‌هایی مثل GIS، تحلیل داده و کار پروژه‌ای را در کنار دروس دانشگاهی یاد بگیرد یا نه.

 

جامعه‌شناسی؛ فاصله میان حرف درباره جامعه و مطالعه جامعه

جامعه‌شناسی از آن رشته‌هایی است که تقریباً همه درباره موضوعاتش حرف می‌زنند؛ از تغییر سبک زندگی و خانواده گرفته تا مسائل جوانان، آسیب‌های اجتماعی و تحولات فرهنگی. اما اینکه یک موضوع اجتماعی را بشناسیم یا درباره آن اظهار نظر کنیم، با مطالعه جامعه‌شناختی تفاوت دارد. دانشجوی جامعه‌شناسی باید بتواند یک مسئله را به سؤال پژوهشی تبدیل کند، برای آن داده جمع‌آوری کند و با روش مشخص به تحلیل برسد.

 

به همین دلیل، روش تحقیق بخش مهمی از مسیر این رشته است و دانشجو با شیوه‌های مختلف گردآوری و تحلیل اطلاعات، پژوهش کمی و کیفی و ابزارهایی مانند پرسش‌نامه، مصاحبه و مشاهده سروکار پیدا می‌کند. در برنامه‌های آموزشی جامعه‌شناسی نیز مباحث روش تحقیق و آمار در کنار مباحث نظری قرار می‌گیرند؛ یعنی مسیر رشته فقط بر بحث نظری درباره جامعه استوار نیست و بخش پژوهشی آن اهمیت جدی دارد.

 

از نظر دانشگاهی، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه خوارزمی و دانشگاه فردوسی مشهد از جمله گزینه‌های مطرح جامعه‌شناسی هستند. اما برای داوطلب این رشته نیز نام دانشگاه نباید جای برنامه‌ریزی برای تخصص را بگیرد؛ اینکه دانشجو در چه حوزه‌ای پژوهش کند، چه مهارت‌هایی یاد بگیرد و چقدر با کار پژوهشی واقعی درگیر شود، می‌تواند در آینده او اثرگذارتر باشد.

 

دانشگاه

 

 

برای داوطلب جامعه‌شناسی، نگرانی معمولاً دو طرف دارد. از یک طرف ممکن است با خود بگوید من مسائل اجتماعی را دوست دارم، پس جامعه‌شناسی برای من مناسب است و از طرف دیگر از خودش بپرسد اما با این مدرک قرار است کجا کار کنم؟ این نگرانی جدی است، چون بازار کار کارشناسی جامعه‌شناسی به اندازه برخی رشته‌های حرفه‌ای مسیر مشخصی ندارد و دانشجو برای رقابت در بازار کار باید مهارت‌هایی فراتر از گذراندن واحدهای درسی ایجاد کند؛ از جمله پژوهش میدانی، تحلیل داده، گزارش‌نویسی و شناخت یک حوزه تخصصی.

 

در نتیجه، داوطلبی که فقط از صحبت درباره جامعه لذت می‌برد، لزوماً جامعه‌شناس خوبی نخواهد شد. جامعه‌شناسی برای کسی مناسب‌تر است که علاوه بر علاقه به مسائل اجتماعی، حوصله مطالعه نظریه، انجام پژوهش، گفت‌وگو با افراد، جمع‌آوری داده و تحلیل نتایج را داشته باشد. اگر این بخش از رشته برای داوطلب جذاب نباشد، احتمالاً بعد از ورود به دانشگاه با همان فاصله‌ای مواجه می‌شود که میان تصویر جامعه‌شناسی و خود جامعه‌شناسی وجود دارد.

 

دانشگاه مهم است؛ اما قرار نیست به‌جای دانشجو تخصص بسازد

در هر سه رشته، نام دانشگاه می‌تواند در ابتدای مسیر اهمیت داشته باشد، اما نباید به یک معیار مطلق تبدیل شود. تحصیل در دانشگاهی معتبر می‌تواند دسترسی به استادان، محیط علمی، فرصت‌های پژوهشی و شبکه دانشگاهی بهتری فراهم کند، اما اگر دانشجو چهار سال فقط واحدهای درسی را بگذراند و هیچ مهارت مکملی ایجاد نکند، نام دانشگاه به تنهایی نمی‌تواند خلأ تخصص را پر کند.

 

در تاریخ، این تخصص می‌تواند در پژوهش، کار با منابع و اسناد، نگارش و مطالعات تاریخی شکل بگیرد؛ در جغرافیا، GIS، تحلیل داده‌های مکانی و تجربه پروژه می‌تواند مسیر متفاوتی ایجاد کند و در جامعه‌شناسی، پژوهش میدانی، تحلیل داده، گزارش‌نویسی و تمرکز بر یک حوزه اجتماعی می‌تواند مزیت مهمی باشد. به همین دلیل، پرسش کدام دانشگاه بهتر است؟ باید در کنار سؤال دیگری قرار بگیرد: در آن دانشگاه قرار است چه چیزی یاد بگیرم که چهار سال بعد بتوانم با آن کاری انجام دهم؟

 

دغدغه داوطلب؛ علاقه، آینده شغلی یا ترس از انتخاب اشتباه؟

پشت انتخاب هر سه رشته، یک دغدغه مشترک وجود دارد که معمولاً در دفترچه انتخاب رشته دیده نمی‌شود: ترس از اینکه داوطلب چند سال بعد بفهمد انتخابش اشتباه بوده است. داوطلب تاریخ از آینده شغلی می‌ترسد، داوطلب جغرافیا نگران است رشته‌اش به یک مدرک بدون مهارت تبدیل شود و داوطلب جامعه‌شناسی میان علاقه به مسائل اجتماعی و نگرانی درباره بازار کار گرفتار می‌شود. این نگرانی‌ها واقعی‌اند و نمی‌توان با توصیه ساده‌ای مثل اگر علاقه داری انتخاب کن آنها را کنار گذاشت.

 

 

 

برای همین، قبل از انتخاب هر کدام از این رشته‌ها باید چند سؤال مشخص مطرح شود. آیا از مطالعه طولانی و کار با منابع لذت می‌برم یا فقط به موضوعات تاریخی علاقه دارم؟  آیا با داده، نرم‌افزار و تحلیل فضایی ارتباط برقرار می‌کنم یا فقط نقشه و سفر برایم جذاب است؟ آیا واقعاً حاضر به انجام پژوهش اجتماعی، مصاحبه، تحلیل داده و مطالعه نظریه هستم یا فقط از صحبت درباره مسائل جامعه لذت می‌برم؟ پاسخ به همین سؤال‌ها می‌تواند تصویری واقعی‌تر از تناسب داوطلب با رشته به او بدهد.

 

از طرف دیگر، داوطلب باید میان بازار کار موجود و بازار کاری که خودش می‌تواند برای خود بسازد تفاوت بگذارد. در هر سه رشته، مسیر شغلی کاملاً خطی و تضمین‌شده نیست و همین موضوع ضرورت مهارت‌سازی را بیشتر می‌کند. تاریخ به پژوهش و کار با منابع و اسناد نیاز دارد، جغرافیا می‌تواند با GIS، تحلیل داده و پروژه‌های مکانی پیوند بخورد و جامعه‌شناسی به پژوهش، تحلیل داده، گزارش‌نویسی و شناخت مسائل اجتماعی نیازمند است؛ بنابراین آینده شغلی فقط به نام رشته وابسته نیست و به کاری که دانشجو در طول تحصیل روی خودش انجام می‌دهد نیز بستگی دارد.

 

پیش از انتخاب کدرشته، باید نوع سؤال خودت را انتخاب کنی

انتخاب میان تاریخ، جغرافیا و جامعه‌شناسی را نمی‌توان با پیدا کردن یک رشته بهتر حل کرد. هر سه رشته حوزه‌های تخصصی و مسیرهای پژوهشی خود را دارند و هر سه برای دانشجویی که از ابتدا هدف و مهارت مشخصی دنبال کند، می‌توانند به یک مسیر جدی تبدیل شوند. تفاوت در اینجاست که هر کدام از آنها از دانشجو می‌خواهد جهان را از زاویه‌ای متفاوت ببیند.

 

اگر گذشته، اسناد، روایت‌ها و چرایی شکل‌گیری تحولات برای داوطلب مسئله است، تاریخ می‌تواند انتخاب مناسب‌تری باشد؛ اگر رابطه انسان، محیط، شهر، جمعیت و فضا ذهن او را درگیر می‌کند، جغرافیا مسیر متفاوتی پیش پای او می‌گذارد و اگر مسئله اصلی‌اش شناخت رفتار، روابط، ساختارها و تغییرات اجتماعی است، جامعه‌شناسی انتخابی با منطق دیگری خواهد بود.

 

دانشگاه

 

 

در نهایت، این سه عنوان در دفترچه انتخاب رشته ممکن است فقط چند خط از میان صدها کدرشته به نظر برسند، اما برای داوطلب قرار است چهار سال از زندگی دانشگاهی و بخشی از مسیر تخصصی آینده را شکل دهند. بنابراین پیش از آنکه اسم رشته را انتخاب کند، باید ببیند با سؤال‌های آن رشته می‌تواند زندگی کند یا نه؛ چون انتخاب واقعی از جایی شروع می‌شود که داوطلب فقط نمی‌پرسد چه رشته‌ای را دوست دارم؟ ، بلکه می‌پرسد می‌خواهم دنیا را از کدام زاویه بفهمم؟ 

پربازدیدترین آخرین اخبار