نشانه های مدیریت صهیونیست ها در داستان مدعیان دروغین
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ پديده مدعيان دروغين در سال هاي اخير ريشه در تاريخ بشريت دارد؛ تعداد كساني كه در طول تاريخ به كذب ادعاي تسلط بر روح و روان انسانها و درون افراد و همچنين ارتباط با ماوراالطبيعه داشتند، كم نيست.
حتي بعضي از اين افراد مدعي، با داشتن بعضي از علوم غريبه و تسلط بر آن سعي در تاثيرگذاري بر مردم جوامع خويش داشتند.
با نگاهي به تاريخ انبيا نيز در مي يابيم كه ايشان نيز قسمتي از مبارزات خود را به مقابله با جادوگران، كاهنان، جن گيران و غيره معطوف مي كردند و شايد سال ها اين مبارزات ادامه داشت تا مردم بفهمند كه اين افراد دروغگويي بيش نيستند.
مردم از آنجايي كه به موارد ماورالطبيعه علاقه دارند و مي خواهند بدانند زندگي پس از مرگ چگونه است و حتي علاقه مند هستند امور عاديشان از طريق مسائل ماورايي حل شود، به سمت افراد شياد كشيده مي شوند و هزينه هايي در اين رابطه متحمل مي گردند.
مردم گاهي ثروت يا جان فرزندان خود را نيز در اين امور هزينه كرده اند، اما نكته مهمي كه ما امروز با آن مواجه هستيم بحث مدعيان جديدي است كه در سال هاي اخير با طيفي از آنها مواجه شده ايم و به نظر مي رسد به طريقي ساخته و پرداخته سازمان هاي اطلاعاتي برخي از معاندان با دين و شريعت هستند و گاه دست صهيونيست ها از آستين اين مدعيان بوضوح بيرون آمده است.
البته اين قصه مختص ايران نيست، بلكه به انحاي مختلف در كشورهاي ديگر به منظور فرقه سازي و ايجاد تفرقه در جوامع مشهود مي باشد، اما در ايران در راستاي مقابله با انقلاب اسلامي و شريعت اسلامي و بر هم زدن يكپارچگي تشيع نقل ديگري به منصه ظهور و بروز رسيده است.
كافي است فردي پيدا شود و ادعاي توانمندي در اموري را داشته باشد يا اگر توانمندي ندارد، ادعا كند با غيب و ملكوت در ارتباط است و مي تواند در طالع افراد اثرگذار باشد يا ادعا كند پيش از ديگران دين و شريعت را فهميده و نسخه عبادي براي ديگران بپيچد، آن وقت است كه آب وضويش را به تبرك خواهند برد؛ البته اگر اهل وضو و نماز باشد.
يكي از افراد مدعي كه سال هاست دانشجويان كشور را تحت تاثير قرار داده در يكي از برنامه هاي تلويزيوني مطالبي را در وادي عرفان مطرح كرد كه مورد نقد جدي ديگران قرار گرفت؛ وي از وقتي كه احساس كرد مطالبش مورد نقد قرار گرفته و اين قضيه ادامه خواهد داشت، آن چنان برآشفته شد كه تمامي مخالفان خود را بي شرافت و حتي حرامزاده خواند و همه چيز را براي اثبات حقانيت خود خرج خودش كرد.
اين نوع رفتارها و حق به جانب داشتن ها از عرفان ناب اسلامي به دور است و نشان مي دهد كه برخي افراد، مدعي داشتن عرفان هستند و هيچ كس و هيچ چيز را برنمي تابند.
نمونه بارزي از اين مسائل بحث رهبر عرفان حلقه است كه جز تعاليم خودش هيچ چيز ديگر را قبول ندارد و هيچ نقدي را در مورد تفكراتش نميپذيرد.
وي و مريدانش آنقدر دگم و جزمي هستند كه هر كس به آنها بگويد عرفان شما داراي اشكال است، مي خواهند او را از دايره هستي به بيرون پرتاب كنند و رهبر فرقه آن قدر برايشان مقدس است كه دروغ هاي مسلم او را نايده گرفته و همواره با عنوان استاد از او ياد مي كنند.
استادي كه به دروغ خود را مهندس ناميده و خود را در حد انبياي الهي و با عنوان اينكه من خدامحور هستم، قرار مي دهد و بدون اينكه قرآن را بلد باشد يا از كسي آموخته باشد، به دروغ خود را با لوح محفوظ هم فاز و همسو مي داند.
آنقدر شور اين قضيه درآمده است كه اين فرد براي هستي تعيين و تكليف مي كند و بر خداوند متعال دروغ مي بندد كه او شيطان را در برنامه خلقت انسان به عنوان ملك تضاد برنامه ريزي كرده و نعوذبالله خداوند اغواگر شيطان است.
او با بيان اينكه در پله هاي عرفان قرار دارد و روي اين پله عقل را كنار مي گذارد، از عرفان به عنوان دنياي بي ابزاري ياد مي كند، در حالي كه عرفان با اين تعريف ناقص و بي معنا باقي مي ماند.
اين نوع تعريف خاص ماركسيست ها بود كه در مقابل تعريف هاي ابزاري خود از ماده و دنيا، وقتي به عشق، محبت، ايثار و وفاداري برمي خوردند و نمي توانستند با تعريف ابزاري ادامه دهند، مي گفتند اينها مربوط به دنياي بي ابزاري است، در حالي كه اگر ما بخواهيم عرفان را روي پله عشق معنا كنيم چيزي جز شناخت و تقرب به خداوند متعال و انجام اعمال ديني براي رسيدن به خدا با معناي ديگري نمي خواند.
مسائل و معضلات اين مدعيان شبه عرفاني قابل بررسي و پيگيري است، بخصوص وقتي كه داراي تشكيلات مي شوند و كار به انجام امور غيرقانوني، غيرديني و غيرانساني مي رسد كه نمونههاي بارز آن را در پروندههاي اين مدعيان بايد جست و جو كرد.
نمونههاي زيادي از زمين خواري، كلاهبرداري، تشكيل شركتهاي هرمي، ارتباط با افراد مشكوك، ارتباط با سفارتخانهها و غيره در اين نوع پروندهها به چشم مي خورد؛ حتي دستورات ازدواج و طلاق نيز يكي از اصول اين تشكلات شبه عرفاني است، گاهي نيز مانند فرقه «ابر آگاهي» كار به مواد روانگردان، روزهاي بي عملي و مسائل ضد اخلاقي و غيرشرعي كشيده مي شود كه واقعاً خانوادهها بايد مراقب ورود اين نوع مسائل به درون خانواده خود باشند؛ چرا كه به محض ورود اين نوع شبه عرفانها خانواده از هم گسست پيدا مي كند و حرمتها شكسته مي شود.
در يكي از اين كلاسهاي شبه عرفاني، استاد اعظم عرفان شاگردان خود را وادار به اعتراف به گناهانشان كرده و آنها را مقابل هم نشانده و مي گويد، براي آن كه ياد بگيريد حق خود را چگونه از جامعه دريافت كنيد، بايد به يكديگر فحش بدهيد و هر كس نتواند فحش ركيك دهد به او اخطار مي دهد كه از كلاس بيرونتان مي كنم.
اما وجه ديگري از اين شبه عرفانها كه يك شيادي به تمام معناست و بعضاً افرادي كه به آن روي آورده و خود را در انجام آن ذي حق مي دانند، اموري مانند رمالي و تمسك به حروف و اعداد و اذكار غيرماثوره است.
طيف رمالها و دعانويسان غيرموجه از شايعترين افرادي هستند كه ادعا مي كنند مي توانند در امور و زندگي ديگران دخالت كرده و تغييراتي را در آن ايجاد نمايند.
يكي از رمالها كه سال گذشته نيز دستگير شد، ضمن ادعاي ارتباط با موجودات ماورايي، با اهانت به مقدسات سعي در كسب قدرت و تسلط به ذهن و فكر ديگران كرده بود.
اين افراد حتي از نوشتن برخي اذكار روي بدن بانوان پرهيز ندارند و به اسم دين اين امور شنيع را انجام مي دهند.
در سالهاي اخير تعداد زيادي از اين افراد كه عمدتاً مردم براي بخت گشايي يا بخت بستن به آنها مراجعه مي كنند، به جرم انجام تخلفات غيراخلاقي و غيرانساني بازداشت شده و البته عدهاي نيز قسر دررفتهاند، بنابراين مردم بايد توجه داشته باشند كه در هر مشكل و معضلي كه برايشان پيش مي آيد، كاري كنند كه ابتدا شرع نوراني اسلام محفوظ بماند و خداي نكرده حركت غيرشيعي انجام نشود.
بهترين شيوه آن است كه خانوادهها از راه حفظ كردن شرعيات بتوانند مشكلات خود را حل كنند؛ البته نقش دعا و نذورات و توسل به اولياي الهي بسيار مفيد فايده است و پرهيز از افراد غيركارشناس و غيرمتخصص و شياد از جمله واجباتي است كه بايد رعايت كنيم، و الا حفظ دين به خطر مي افتد و وارد خرافات و امور غيرديني خواهيم شد.