بررسي نخستين نمونه‌هاي طنز در شعر فارسي تا پايان قرن ششم
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۵۱۷۱۱
در نخستين كارگاه آموزشي ششمين جشنواره طنز مكتوب صورت گرفت؛

بررسي نخستين نمونه‌هاي طنز در شعر فارسي تا پايان قرن ششم

 شاعر و طنز پرداز در نخستين جلسه كارگاه آموزشي ششمين جشنواره طنز مكتوب به بررسی نخستین نمونه‌های طنز در شعر فارسی تا پایان قرن ششم پرداخت.  
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، سید عبدالجواد موسوی شاعر و طنز پرداز كه امروز در نخستين جلسه كارگاه آموزشی ششمین جشنواره طنز مكتوب در حوزه هنري سخن مي گفت، به بررسی نخستین نمونه های طنز در شعر فارسی تا پایان قرن ششم پرداخت.
 
وي گفت: گر چه فكاهه و هجو و هزل را هم عمدتا با عنوان طنز مطرح می كنند اما وقتی می گوییم طنز به طور خاص منظورمان متعالی ترین نوع طنز است كه در كنار خنده و انبساط خاطر ما را به تامل و تفكر وا می دارد. در این معنا عنوان طنز دارای بار ارزشی است.
 
موسوی با بیان این كه از نخستین طبع آرایی های شاعران فارسی گوی نمونه های كامل و دقیقی در دست نیست، افزود: عمران صلاحی در كتاب «خنده سازان و خنده پردازان» از ابو سلیك گرگانی به عنوان شاعری كه نخستین نمونه های طنز را به كار برده یاد می كند.

وي گفت: در دیوان رودكی هم می توان نمونه هایی از طنز را یافت كه شاید معروف ترین این نمونه ها قصیده معروف او درباره دندان باشد.

این طنز پرداز كشورمان در ادامه با ذكر نام شاعرانی چون منجی ترمذی و ناصر خسرو قبادیانی و خواندن نمونه هایی از اشعر طنزشان اهمیت آنها را در ادبیات طنز یادآور شد.

موسوی سپس به شخصیت تاثیر گذار و جایگاه ویژه حكیم سنایی غزنوی اشاره كرد و افزود: سنایی نخستین كسی است كه به طور جدی به طنز پرداخته و هم به لحاظ كمی و هم از نظر كیفی در جدی شدن طنز در شعر فارسی تاثیر گذار بوده است.

وي با اشاره به تاثیر سنایی بر عطار نیشابوری و مولوی افزود: سنایی امكانات جدیدی را بر شاعران بعد از خود گشود. طنز در دیوان او  فراوان است و بیشتر شعر های جدی او  در بر دارنده طنز هستند زیرا اساس شعر او بر انتقاد بنا شده و در انتقاد كردن طنز جایگاه ویژه ای دارد.

از دیگر چهره هایی كه موسوی به سهم آن ها در طنز فارسی اشاره كرد ظهیر فاریابی و رشید وطواط بود و پس از آن به چهره شاخص قرن ششم یعنی خاقانی پرداخت و گفت: خاقانی هم به دشوار گویی معروف است هم به تلخی و می توان نخستین نمونه های شعر تلخ یا حتی طنز تلخ را در اشعار او نشان داد.

اين طنز پرداز ادامه داد: از آنجا كه خاقانی به همه علوم زمانه خود مسلط بوده؛ فهم اشعار او دشوار است، از این رو به خود بیش از حد فخر می فروخته كه مثلا چندین بار در اشعار طنز آمیزش از این كه او را در جای در خوری نمی نشانده اند انتقاد كرده و مي گويد:

كاركرد جهان دون عجب است/ همه سوگ است و نام آن طرب است/ گر فروتر نشست خاقانی/ چه كند روزگار بی ادب است/ قل هو الله نیز در قرآن/ زیر تبت یدا ابی لهب است...

موسوی سپس به سوزنی سمرقندی و لطافت شعر او اشاره كرد و بعد از آن از نقطه عطف شعر طنز در قرن ششم انوری نام برد و گفت: در قرن ششم چهره ای نام آورتر و درخشان تر از خاقانی در حوزه طنز نداریم.
 
وي شعر طنزی از انوری خواند كه چنین بود: ای خواجه رسیده است بلندیت به جایی/ كز اهل سماوات به گوش تو رسد صوت/ گرعمر تو چون قد تو می داشت درازی /تو زنده بماندی و بمردی ملك الموت.

اين طنز پرداز ادامه داد: ویژگی اشعار طنز انوری این است كه در عین القا انبساط خاطر ویژه به خواننده، از جهت ارائه نكته های ظریف انتقادی و حكمت آموز در سطح بسیار بالایی قرار دارد.

موسوی همچنین به خیام و رباعیات او اشاره كرد و از شاعران قرن هفتم نیز ذكری به میان آورد و گفت: با ظهور سعدی و عبید زاكانی موضوع طنز فراگیر و همگانی شد به طوری كه عبید زاكانی شناخته شده ترین طنز پرداز تاریخ ادبیات ما دیوانی مستقل با محوریت طنز ارائه كرد.
پربازدیدترین آخرین اخبار