کد خبر:۱۵۲۸۹۳
نقد فیلم سعادت آباد اثر مازیار میری/
«سعادت آباد»؛ فيلمي شبيه به فيلمهاي فرهادي
فیلم «سعادت آباد» ساختار و میزانسن خوب، حرفهای و متناسبی دارد؛ اغلب بازیهایش هم خوب، گیرا و بجاست، ریتم فیلم هم قابل دفاع است و...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فيلم «سعادت آباد» به شکل پررنگ و تداعی کننده و خاطره انگیزی یادآور کارهای آشنای اصغر فرهادی است به ویژه دو فیلم مهم و معروف او یعنی «درباره الی» و «چهارشنبه سوری».
البته در «سعادت آباد» هر دو وجه ساختاری و محتوایی مورد توجه و اخذ و اقتباس و برداشت کارگردان یعنی مازیار میری بوده است-به احتمال خیلی قوی- «سعادت آباد» چه در ساختار و چه در مضمون و محتوا از همان الگویی پیروی کرده است که در کارهای فرهادی تا بدین جا شاهد بوده ایم.
این الگوی فیلمسازی چند مشخصه دارد:ساختار غیر کلاسیک و نسبتا مدرن و بی توجهی به قصه گویی سنتی و روایت و پرداخت مدرن و غیرکلاسیک از یک سو و از سوی دیگر توجه و تنبه دادن به موضوعات زندگی انسان شهری و به ویژه طبقه متوسط به بالای جامعه.
این دو وجه ساختاری و محتوایی در فیلم اخیر مازیار میری یعنی سعادت آباد جلوه پررنگی دارد. علاوه بر این باید یادآوری نمود که فیلم اخیر میری خبر از یک تغییر نگرش و فرم هم در نحوه فیلمسازی او می دهد که تفاوت های فاحش آن، با مقایسه آثاری همچون «به آهستگی» و «کتاب قانون» و فیلم اخیرش یعنی سعادت آباد ، قابل ردیابی و مشاهده است.
در واقع می توان گفت میری در فیلم آخرش تمرکز اصلی را بر روی مسائل قشری خاص از جامعه قرار داده که شاید بیشترین مواجهه و تعامل و تقابل و همپوشانی را با مسائل جدید شهری و مفاهیم مدرن دارد یعنی قشر متوسط و نسبتا مرفه جامعه.
فیلم برای پرداخت روایی این مسئله بر روی مضمون اخلاقی و فرهنگی مهمی دست گذاشته و از دریچه آن به شخصیت هایش نزدیک شده که همان بحث دروغ و دورویی و نیرنگ زنی باشد و به ویژه آنکه این مضمون و معضل اخلاقی را در محیط خانواده و در تلاقی آدم های مختلف چند خانواده کوچک بررسی و نمایان کرده و به تصویر کشانده که البته همگی از یک طبقه اجتماعی و مالی محسوب می شوند.
فیلم سعادت آباد ساختار و میزانسن خوب و حرفه ای و متناسبی دارد و اغلب بازی هایش هم خوب و گیراست و بجا. ریتم فیلم هم قابل دفاع است و به طور کلی کارگردانی قابل قبولی دارد. اما مشکل اصلی در روایت نرم افزاری مضمون فیلم است که دچار چالش هایی جدی است.
اینکه منظومه آدم های فیلم در بستر روایت دروغگویی و نیرنگ زنی شان به همدیگر، در انتها رها می شوند و به اصطلاح، مخاطب با همان پایان بازی رو برو می شود که نه نشانه مثبت و قابل دفاعی از فیلم، بلکه نتیجه روشن نبودن اصل مفهوم و مضمون مورد نظر برای نویسنده و کارگردان است.
آیا بنا داریم همه متفق القول شویم که با جامعه ای پر از دروغ و ریا و فریب و نیرنگ و خاک بر سری و بیچارگی روبروییم و هیچ کاری هم نمی شود کرد؟! واقعا؟!
عنوان کنایی «سعادت آباد» هم میخ آخری بود بر تابوت انتظار هر کورسویی از امید و آرزو در آنچه می بینیم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰