کد خبر:۱۵۲۹۲۲
ازدواج؛ مدرن یا سنتی
امروزه جامعه ما دچار یک دوگانگی در امر ازدواج شده است و میتوان گفت ازدواج سنتی که ریشه در فرهنگ و خصوصیات اجتماعی مردم ما دارد، جای خود را به ازدواجهای مدرن تقلیدی غربی داده است.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، لقمان لطفی؛ امروز ازدواجهای تنظیم شده دیروز جای خود را به همسرگزینی آزاد داده است. همسرگزینی آزاد در اصطلاح، ازدواجی است بر مبنای عشق و با اختیار و انتخاب خود فرد؛ در حالی که ازدواج تنظیم شده پیوندی است براساس قراردادهای میان دو خانواده.
با گذشت زمان و ارتباط با کشورهاى اروپایى و... نوع دیگرى از ازدواج که از آن به ازدواج مدرن یاد میشود، در جامعه ما سایه انداخت، دراین نوع ازدواجها که بیشتر درمیان کشورهاى غربى رایج است و مطابق با فرهنگ و سنت این کشورهاست، دختر و پسر پس از آشنایى و دوستى با یکدیگر مدتى در کنار هم زندگى کرده، و یا به دوستى و برقرارى رابطهاى عاطفى میپردازند و درصورت وجود هماهنگى و رضایت میان آنها اقدام به ازدواج میکنند.
در حال حاضر رابطه زنان و مردان درجامعه ما رو به رشد و فزونی است و زنان در عرصههاى اجتماعى فعالیت هاى گستردهاى را آغاز کردهاند و همین مسئله باعث شده است که بسیارى از دختران و پسران جوان از اینکه خانوادههایشان براى آنان فرد مناسب در ازدواج را انتخاب کنند، طفره بروند و خود بخواهند با توجه به معیارهایى که دارند، همسر خود را از میان اطرافیان خود گزینش کنند.
یکى ازمسائلى که با توجه به تغییرات و تحولات اجتماعى هم اکنون با آن رو بهرو هستیم، مسئله ازدواج است. در دو نسل قبل از ما ازدواجها به صورت سنتى انجام میگرفت؛ به طورى که از طریق خانوادهها خواستگارى صورت میگرفت و حتى دختر و پسر ملاقاتى با هم نداشتند و این خانوادهها بودند که تصمیم نهایى را میگرفتند. این ازدواجها گاهى ممکن بود توام با موفقیت باشد؛ ولى گاهى نیز ناموفق بود و به ناچار آن زوج به نوعى با هم سر میکردند و فشارهاى زیادى را نیز تحمل میکردند.
امروزه معیارها با توجه به تحولاتى که صورت گرفته فرق کرده است؛ به طورى که جوانان امروزه نمیخواهند به صورت چشم و گوش بسته تن به ازدواج بدهند و اعتقادشان بر این است که باید خودشان در این امر نقش اصلی را داشته باشند.
حال با توجه به فضاى موجود این سؤال پیش میآید که آیا نظام تربیتى خانوادههاى ما که در آن پدر و مادر انتخاب همسر براى فرزندشان را حق خود میدانند، با این نگرش در میان جوانان ایجاد تضاد نمیکنند؟ و آیا اصلاً جامعه ما با توجه به مسائل مذهبى و فرهنگى موجود پذیراى ازدواج مدرن هست یا خیر؟ و اصولاً آمار و ارقام، ازدواج هاى سنتى را موفقتر میدانند و یا ازدواج هاى مدرن را؟
تحقیقات نشان داده است که نمیتوان از بین ازدواج سنتى و مدرن مشخص کرد که کدامیک موفقتر است، ولى براساس آمار طلاق و همچنین در نگاه به اظهارنظرهاى زوج هایى که به صورت سنتى یا مدرن ازدواج کردهاند، پى میبریم در هردو ازدواج انتخاب نادرست وجود دارد.
در ازدواجهاى سنتى بدون اینکه به شرایط کنونى جامعه و فرهنگ و پیشرفت هاى صورت گرفته و آزادى زنان توجه شود، این اعتقاد وجود دارد که دختر با لباس سفید عروسى به خانه شوهر میرود و باید با کفن سفید خانه شوهر را ترک کند.
این مسئله اکنون در میان دختران ما که به استقلال اجتماعى و حقوقى رسیدهاند، دیگر چندان طرفداری ندارد و جايگاه خود را از دست داده است و زنان و دختران نه تنها به حقوق قانونى خود واقف شدهاند، بلکه تا آنجا که بتوانند در پى احقاق حق خود نیز هستند.
البته این اولین باری نیست که موضوع ازدواجهایی خارج از عرف رایج جامعه مطرح میشود و در نشریات دهههای40 و 50 به وفور به آگهیهای همسریابی برمیخوریم. مجلات قدیمی را که ورق بزنید، عکسهای دختران و پسران جوانی را میبینید که با ردیف کردن تعدادی خصوصیات مثبت درباره خود، مشخصات همسر دلخواه و آرمانیشان را هم مطرح میکردند.
به نظرمی رسدعشقهای رمانتیک در جوامع سنتی برجستهتر از سایر جوامع باشند، چون به دلیل دور بودن پسر و دختر از یکدیگر که سبب محرومیت عاطفی از همدیگر میشود، دختر و پسر با دیدن نخستین فرد از جنس مخالف به شدت عاشق او میشوند در این نوع ازدواج، عشق با اولین نگاه به وجود میآید.
به نظر می آید جامعه ما یک جامعهی درحال گذار از سنت به مدرنیته باشد که دچار سردرگمی یا ابهام درباره بسیاری از مسائل است. این تصور را که برخی ازدواجهای سنتی را دلیلی بر کاهش طلاق و ازدواجهای مدرن را دلیلی بر افزایش طلاق فرض مینمایند، اشتباه است؛ چرا که در ازدواجهای سنتی، نقشها تعریف شده است.
یک مرد نانآور مقتدر در برابر یک زن فرمانبر و کدبانوی خانهدار قرار دارد. در این نوع ازدواجها، زن به دلیل پایین بودن تحصیلات و امکانات پایین مالی و همچنین خانواده سختگیری که دارد، امکان طلاق گرفتن ندارد.
اما در جامعه نوین برای زنی که شاغل و به حقوق خود آشنا و به دنبال چیزی فراتر از تأمین مادی زندگی است، نقش سنتی زن در چهارچوب فرمانبری، کدبانوگری و... مصداق نمییابد؛ چون زن مدرن طالب چیزهای دیگری نظیر همفکری، نزدیکی عاطفی و دنیای ذهنی است.
بدین ترتیب ازدواجهای نوین که بر مبنای روانشناختی ازدواج تأکید بیشتری دارند، انعطافپذیرترند. به همین دلیل نیز میزان طلاق در این نوع ازدواجها بالاتر است و این بهایی است که برای زندگی در جامعه مدرن باید پرداخت.
در ازدواجهاى سنتى که از طریق خانواده صورت میگیرد؛ انتخاب همسر براى فرزندان، تأمین منابع مالى آنان، برگزارى مراسم ازدواج و حتى روابط زوجین پس از ازدواج تحت نظارت خانوادههاست؛ درحالى که در ازدواجهاى مدرن این امور به خود زوجین واگذار میشود و روابط هستهاى درون خانواده بیشتر به دختر و پسر محول میشود.
در ازدواجهاى سنتى سن دختر در بیشتر مواقع پایینتر از پسر بوده، و دایره همسرگزینى نیز محدود بوده است، ولى در مقابل درصد ازدواجهاى خویشاوندى بالا بوده، و به دلیل حمایتهاى مالى خانواده، شروع زندگى مشترک براى زوجین تا اندازهاى بدون دغدغه بوده است.
باید گفت در حال حاضر در جامعه ما، دوگانگى در ازدواجها مهمترین مسئله اجتماعى است؛ به طورى که به مرور زمان نه تنها از سطح ازدواجهاى سنتى کم نشده، بلکه خانوادهها به دلیل کمرنگ شدن حضور خود در یکى از مراحل ازدواج در سایر مراحل میخواهند سهم زیادترى داشته باشند.
هر چند در گذشته جامعه کوچکتر و بستهتر بود، اما شیوه انتخاب همسر سادهتر و دوام و بقاى زناشویى نیز بیشتر بود. به همراه گسترش جوامع و توسعه شهرنشینى و افزایش تحصیلات بتدریج از سهم ازدواجهاى سنتى کاسته شده، و به طرف ازدواجهاى مدرن گرایش پیدا می کند، ولى این تحول به یکباره بیانگر یک ازدواج مدرن نیست.
به هر حال اکنون بسیارى از جوانان متقاضى ازدواج مدرن هستند؛ زیرا همسرشان را خود انتخاب میکنند، ولى تنوع فرهنگى، ضعف شناخت از یکدیگر و صرفاً شناختهاى ظاهرى و تکیه کردن بر یک سرى از معیارهاى کمى باعث شده است ازدواجهاى مدرن در جامعه ما آسیبپذیر باشند.
بنابراین باید گفت بسیارى از مسائل و مشکلاتى که براى زوجین جوان پیش میآید، ناشى از دوگانگى ازدواجها در ایران است که بخشى از آن سنتى و بخشى مدرن است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰