نقدي بر «برداشتي آزاد از صحبتهاي اميرخاني در برنامه پارك ملت»
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، نقدي بر «برداشتي آزاد از صحبتهاي اميرخاني در برنامه پارك ملت» از چند منظر:
منظردوم: شايد «برداشت آزاد» از يك فيلم يا يك كتاب يا يك اتفاق در طبيعت و خيابان، آزاد باشد، اما هيچكدام از ما به نام «برداشت آزاد» اخلاقا و شرعا مجاز به متهم كردن افراد آن هم از نوع اعتقادي نيستيم.
منظر سوم: نحوهي استدلال نگارنده محترم آن متن و استنباط نتيجه از آن براي خواننده مجهول و غير قابل درك است. اينكه اميرخاني «انگيزه و موضوعي براي نوشتن كتاب، غير از جملهي يك قاچاقچي كه مورد ظلم قراراگرفته نداشته است» از جمله تحريفات قابل توجه درمتن مذكور است. چرا كه اميرخاني تازه آن روز آنچه را كه به دنبالش بود تازه يافته بود، شيرازهاي براي سفرنامهاش. چيزي كه هنوز بسياري از ما و از جمله نگارندهي آن متن، هنوز فهمش نكردهايم.
«رهبر همانقدر كه رهبر تيم حفاظت است، رهبر مردم نيز هست، رهبر نيروي انتظامي، رهبرچتربازان مرزنشين، رهبرجوانان برومند، رهبر پيرمردان بيداندان،رهبر فرزندان بيكس شهدا،رهبررانندههاي فرمانداري، رهبر پسران نمازجمعه، رهبر چپ، رهبر راست، رهبر استاندار، رهبر فرماندار، رهبر دختران خيابان، رهبر هپي برادرز، رهبر خواهران زينب، رهبر بلوچ، رهبر زابل، رهبر سيستان، رهبر شيعه، رهبر سني، رهبر كرد و ترك و تركمن، رهبر ياروها، رهبر بچههاي نشر آثار،رهبر بچههاي مخالف نظام. رهبر همانقدر كه رهبر من است، رهبر رفيقشفيق من نيز هست. او بايستي رهبر همه باشد.»
نگارنده هيچ دقت نكرده است كه اميرخاني در ده روز با ره بر در پي نگاشتن پايههاي اعتقادي و مباحث فلسفي نبوده و فقط براي نگاشتن سفرنامه با رهبر همسفر شده است.
منظر چهارم: اثبات شيء نفي ماعدي نميكند. «رهبر» بودنِ رهبر براي اميرخاني اميرخاني «ولاغير» و يا نگاه به جايگاه اجتماعي ايشان، چگونه اثباتكنندهي عدم توجه به جايگاه الهي رهبر است.
(در اين رابطه توجه نگارنده محترم را به فقهاللغه ذيل مادهي و ل ي جلب ميكنم كه دست بر قضا شباهت نزديكي زيادي با ره بر دارد)
و اما منظر اول: «يكى از مصاديق برجستهى وحدتى كه ما به آن توصيه و دعوت ميكنيم، همين است. آنجائى كه انسانها را از هم جدا ميكند يا به هم نزديك ميكند، اصول و مبانى معرفتى است. وقتى اين مبانى مورد اتفاق و مورد قبولشان نباشد، آنها را از هم جدا ميكند؛ اما آن وقتى كه مورد قبولشان باشد، آنها را به هم متصل ميكند. اما سلائق نه؛ هر كسى يك سليقهاى دارد، هر كسى يك ذوقى دارد. يكى دانشجوى مهندسى است، يكى دانشجوى هنر است، يكى دانشجوى پزشكى است - اين سه جور سليقه - در هر كدام هم طيف وسيعى از سلائق و گرايشهاى مختلف هست؛ يكى از چيزى خوشش مىآيد، يكى خوشش نمىآيد؛ اينها را مايهى جدائى بين خودتان قرار ندهيد، كه به نظر من خيلى مهم است.» بيانات حضرت آقا در ديدار دانشجويان31/5/89
مخالفینی هستند نظراتی دارند نظرات خودشان را بیان میکنند نظام برخورد نمیکند بنای نظام در اینجا جذب حداکثری و دفع حداقلی است این روش نظام است این را همه توجه بکنند آن کسانی هم که نظر مخالف دارند نظرات مخالف با نظرات رسمی دارند در این چهارچوب میتوانند خودشان را مقایسه کنند