کد خبر:۱۵۸۷۲۱
گفتاری از آیتالله صافی گلپایگانی؛
حسین(ع)؛ ریحانه رسول الله (ص)
«پرتويی از عظمت امام حسین(ع)» عنوان کتابی است که آیتالله صافیگلپایگانی از مراجع تقلید آن را تاليف كرده است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فرارسیدن دهه محرم و ایام عزای خاندان عصمت و طهارت(ع) بهترین فرصت است تا نگاهی بیندازیم به آثار و کتبی درباره شخصیت و قیام همیشه جاودان حضرت سیدالشهدا(ع)؛ باشد که از این رهگذر از اقیانوس معارف حسینی، به قدر درک و فهم خویش، جرعه ای نوشیده و در این دنیای خشکسالی زده، سیراب شویم.
آن چه در ادامه میآید، گزیده ای زیبا و خواندنی از کتاب ارزشمند «پرتويی از عظمت امام حسین(ع)» تاليف آیتالله صافیگلپایگانی است.
یکی از مظاهر محبت و عاطفه پدر و مادر نسبت به فرزند، بوسیدن اوست. در جاهلیت و پیش از ظهور آفتاب درخشان هدایت اسلام ارزش عاطفه و احساسات پاک انسانی، مخصوصا در عربها از میان رفته بود.
آنها رحم، مهر، رأفت، رحمت و رقت قلب را یک نوع ضعف نفس شمرده و سخت دلی را افتخار میدانستند؛ وحشتناکترین مظهر قساوت قلب و سقوط عواطف همان زنده به گور کردن دخترها بود که پدرها با دست خود دختران خود را زنده در گور میکردند.
عرب هاي جاهل بوسیدن فرزند و اظهار عاطفه نسبت به او عار و ننگ شمرده میشد، خصوصاً اگر فرزندی دختر بود. اگر کسی فرزند خود را میبوسید دیگران از آن تعجب میکردند. گردنکشان و متکبران از بوسیدن طفل و به دوش سوار کردن او ـ که یک عمل متواضعانه و دور از ابهت بود، و از حشمت صوری مردمانی که با ریاکاری و تشریفات، خود را در نظر مردم بزرگ نشان میدهند، میکاهد ـ خودداری میکردند.
پیغمبر اسلام، رحمت عالمیان بود و از ریا و نفاق مبرا، و مانند یک فرد عادی زندگی میکرد، جزو برنامههای مهم دعوت او، بسط رحمت، مهر، احسان، محبت نسبت به همه مردم، بشردوستی، ایثار و هدایت عقل و احساسات بود.
در آغاز سورههای کتاب آسمانی، پیامبر خدا به رحمانیت و رحیمیت یاد شده است؛ همان طور که نسبت به مردم مظهر تمام و کمال عواطف عالی انسانی بود، عاطفه پدرانهاش نسبت به فاطمه زهرا سلام الله علیها و فرزندان او نیز در حد کمال بود. وجود حسن و حسین علیهما السلام را امتداد وجود خود، و بقا و زندگی آنها را بقای زندگی خود میدید.
دکتر «بنت الشاطی»، بانوی دانشمند مصری و استاد دانشگاه عین الشمس راجع به شدت حب و عاطفه پیغمبر نسبت به فرزندان دختر عزیزش، زهرا سلام الله علیها فصل بلیغی نگاشته و در ضمن آن میگوید: «پیغمبر صلی الله علیه و آله از روزی که به مصیبت مرگ خدیجه، یگانه همسر عالیقدرش مبتلا شد تا سال سوم هجرت غیر از ابراهیم ـ که آن هم در دنیا چیزی زیست نکرد ـ صاحب فرزندی نشد، و در مدت 17سال بعد از خدیجه با اینکه با زنان متعدد ازدواج نمود، هیچ یک را از پیغمبر خدا فرزندی روزی نگشت. بدینوسیله (علاوه بر وحی آسمانی) بر همه آشکار بود که باید نسل پیغمبر از فاطمه زهرا ـعلیهاالسلام باقی بماند پس تعجبی ندارد، اگر دل پیامبر صلی الله علیه و آله از حب و مهر فرزندان فاطمه سلام الله علیها پر باشد و به تمام قلب، آنها را دوست بدارد، دل نبی صلی الله علیه و آله برای دو فرزند عزیز فاطمه باز شد و آنها را به تمام عاطفه پدرانهای که دل بزرگ و وسیع او داشت، فرا گرفت و به آنها انس یافت و نام حسن و حسین برای او آهنگ خوش و صدای دلنوازی بود که پیغمبر از تکرار آن خسته نمیشد. آنها را پسران خود میخواند و با اینکه شخص پیغمبر در خارج بود، اما دلش در خانه زهرا (س) سیر میکرد.
خداوند زهرا سلام الله علیها را به نعمتی بسیار بزرگ برگزید که ذریه پیغمبر خویش را منحصر در فرزندان ايشان قرار داد، خدا علی علیه السلام را به این کرامت مخصوص گردانید که نسل خاتم الانبیا را در صلب او گذارد و از این شرف، عظمت جاودانی و پایداری و عزت همیشگی را به علی علیه السلام اختصاص داد.
زهرا از میان تمام دختران پیغمبر صلی الله علیه و آله باقی ماند تا رسول خدا صلوات الله عليه فرزندی داشته باشد که او را پدر صدا بزند و فرزندان زهرا سلام الله علیها باقی ماندند تا پیغمبر صلی الله علیه و آله از تکرار اسم شیرین و لفظ گوارای «پسرهایم» لذت ببرد.
ابن عبدالبر قرطبی از ابو هریره روایت میکند که گفت: این چشمهایم دید و گوشهایم شنید که پیغمبر صلی الله علیه وآله هر دو دست حسین را گرفته بود و پاهای حسین بر روی پاهای پیغمبر صلی الله علیه و آله بود و پیغمبر میفرمود: «تَرَقَّ عَیْنَ بَقَّة» حسین بالا رفت تا پاهایش را بر سینه پیغمبر گذارد پس پیغمبر فرمود: دهان باز کن! پس بوسیدش، و سپس گفت: خدایا او را دوست بدار زیرا من او را دوست میدارم.
قالَ اَبُوهُرَیْرَةُ: اَبْصَرَتْ عَیْنای هاتانِ، وَسَمِعَتْ أُذُنای رَسُولَ اللّهِ ـصلّی اللّه علیه و آله، وَهُوَ آخِذٌ بِکَفَّیْ حُسَیْن، وَ قَدَماهُ عَلی قَدَمِ رَسُول اللّه ـصلّی اللّه علیه و آله وَ هُوَ یَقُولُ: تَرَقَّ عَیْنَ بَقَّة قالَ: فَرَقَی الْغُلامُ حَتّی وَضَعَ قَدَمَیْهِ عَلی صَدْرِ رَسُولِ اللّهِ ـصلّی اللّه علیه و آله و سلّم ثُمَّ قالَ رَسُولُ اللّه: اِفْتَحْ فاکَ ثُمَّ قَبَّلَهُ ثُمَّ قالَ: اَللّهُمَّ اَحِبَّهُ فَانّی اُحِبُّهُ»
علائلی این حدیث را روایت کرده و میگوید: «عینَ بَقَّه» کلمهای است که در روح طفل طراوت و سبکی و ملاحت میآورد. پیغمبر صلی الله علیه و آله حسین را به آن بوسه شیرین و لذیذ میبوسید چون جانش گنجینه معانی و حقایق بزرگ بود و آن گاه که میفرمود: اَللّهُمَّ اَحِبَّهُ فإنّی اُحِبُّه خدایا او را دوست بدار چون من او را دوست میدارم.
گويی در حالی که به حسین اشاره میکرد، به مردم میفرمود: اَنَا هُنا من اینجا هستم یعنی مرا پیش حسین بجويید. سپس میگوید: فرق حب و عاطفه این است که عاطفه کمتر از حب بوده و شرایط محبت در آن ملاحظه نمیشود، اما حب زمانی هویدا میگردد که محبوب برگزیده باشد و پیغمبر صلی الله علیه و آله حسین را به حقیقت دوستی و حب، دوست میداشت؛ زیرا حسین برگزیده او بود و خدا حسین را دوست میداشت؛ زیرا که شفق آفتاب نبوت بود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰