کد خبر:۱۵۹۴۳۶
روز سوم محرم - دانشگاه امام صادق(ع)
پناهيان: کلمه تقوا سرشار از عاطفه و عشق است
حجت الاسلام پناهیان گفت: خداوند متعال ايمان را زيبا قرار داده به طوري كه وقتي كلمه تقوا را ميشنويم احساس محبت و زيبايي ميكنيم خيلي باعث تاسف است كه...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ حجت الاسلام پناهيان شب گذشته همزمان با سومين روز از ماه محرم در دانشگاه امام صادق(ع) سخنراني كردهاند كه متن كامل اين سخنراني به شرح زير است:
معناي تقوا در قرآن آن است كه خداوند در هيچ جا رهايت نمي كند و تو بايد مراقبت دائم بر ارتباط خود با خدا داشته باشي.
ارتباط مداوم ويژگيهايي دارد كه خداوند مي گويد تو بايد با من دائم ارتباط داشته باشي، چون تو غير از من كسي را نداري.
قرآن مي فرمايد برخي مخلصانه خدا را صدا مي زنند اما وقتي به ساحل مي رسند مشرك مي شوند، خداوند مي فرمايد ارتباط خود را با من حفظ كن نه براي امداد و نجات در بحرانها.
در معرفتي كه ايمان در آن نهفته باشد قطعاً اين مسئله رعايت مي شود.
خداوند مي فرمايد، من در ارتباط زن و شوهر نشانههايي خودم را قرار دادم و اينها نمونهاي كوچكي از درخواست خدا از انسان است.
مدام بايد مراقبت كنيم، زندگي متقي يعني اينكه در همه لحظات با خدا باشيم، اگر توجه نكنيم كه خدا از تو راضي هست يا نه، خيلي بي ادبي در آن نهفته است و تو زيبايي تقوا را نابود كردي.
امام علي(ع) مي فرمايد: بر قبولي عمل اهتمامتان از عمل شديدتر باشد يعني بايد توجه داشته باشيد كه خدا از شما عملي را قبول كرده يا خير.
خيليها دوست دارند بدانند كه عملشان قبول شده يا نه، مي خواهند بدانند صندوق صدقات خدا كار مي كند يا نه؟ فرآيند تقوا يعني اينكه من بنا دارم ارتباطم را با خدا حفظ كنم به خاطر خدا اين كارها را انجام مي دهم.
تقوا سراسر احساس و شور و عاطفه و عشق است، تقوا به معني ترس از خدا كه تو را بزند نيست، مگر خداوند مي خواهد تو را بزند كه تقوا را ترس ترجمه مي كنيد، كلمه ترس بايد درست ترجمه شود.
متقي هم مي تواند خطا كند اما تا خطا مي كند از خدا شرمنده مي شود و در هنگام مناجاتهايش با خدا معصيتهاي خود را مطرح مي كند، عذرخواهي از خداوند زياد مي كند نمي خواهم بگوييم كه تقوا مقابل عصمت است اما متقي درجاتي دارد به طوري كه برخي خيلي شديد رابطه خود را با خدا مراقبت مي كنند.
ما اگر مي خواهيم در شمار متقين باشيم بايد برنامه ريزي براي مراقبت داشته باشيم.
يكي از خطاهاي ما آن است كه برخي كارها را به خاطر خدا نمي كنيم، خداوند مي فرمايد اگر كسي از بندگان من بناي اخلاص در عبادت داشته باشد اداره زندگيش را به صورت خاص و مصلحتهاي آن فرد را خودم برايش رقم مي زنم.
اين سخن به آن معني نيست كه فردي سختي نكشد بلكه ممكن است اين فرد سختيهاي زيادي هم كشيده شده باشد اما سختيهايش هم قشنگ باشد.
آيات و رواياتي كه خداوند از ما چنين تقاضاهايي دارد بسيار روشن است و رابطه عاطفي نيز در چنين فضايي شكل مي گيرد وقتي خداوند مي فرمايد فقط رابطه خود را با من حفظ كن و اين را اصل در زندگي قرار بده احساس محبت و آرامش داريم چون اين كلمه را خداوند سرشار از عاطفه و عشق قرار داده و الا خداوند هيچ نيازي به ارتباط ما با خودش ندارد.
خداوند متعال ايمان را زيبا قرار داده به طوري كه وقتي كلمه تقوا را مي شنويم احساس محبت و زيبايي مي كنيم خيلي باعث تاسف است كه مردم در فيلمهاي سينمايي مي توانند زيبايي ارتباطهارا به بينند ولي زيبايي رابطه خود با خداوند را نبينند اين يعني محروميت و بدبختي.
اين سفارش خدا بر اينكه رابطه خود را با من حفظ كن يك سفارش بسيار زيباست يعني هر كاري داري انجام مي دهي در فكر رابطه با من باش كارهاي خوبت را براي حفظ اين رابطه انجام بده اين يعني زيبايي و محبت.
واي بر كسي كه فقط هنگام مناجات سرشار از محبت خداوند مي شود اين آدم خيلي مغرور، نادان و بدبختي است.
خداوند تقوايي ما رامي خواهد مثلاً در صدقه دادن، چيزي كه از شما به خدا مي رسد پول نيست، بلكه تقواي شما است، كاملاً مشهود است كه تقوا انتخاب و مورد عنايات پروردگار است و خوبيهاي غيرتقوا حتي عبادت نزد خداوند ارزشي ندارد.
در معنايي فطري تقوا گفتيم يك گرايش فطري وجود دارد كه اين گرايش حتي در بدن فيزيولوژيكي انسان هم ديده مي شود به طور مثال وقتي دستمان را بر روي چيزي داغ قرار مي دهيم مغز فرمان مي دهد كه دست خود را بكش اين جلوه فيزيولوژيكي تقوا است اما منافع رواني تقوا آن است كه دارايي خود را حفظ مي كند و براي حفظ آن نيز سرمايه گذاري مي كند.
تقوا داشتن نسبت به پروردگار يعني اينكه ارتباط خودت را با خدا حفظ كن، تقوايي الهي به آن معني نيست كه از خدا بترسي ولي ما يك رابطه با پروردگار برقرار مي كنيم كه آن رابطه در ايمان شكل مي گيرد.
در هر ارتباطي عواطفي وجود دارد بين عبد و مولا هم ارتباط مي تواند شكل گيرد و از نوع بهترينش باشد خدايي ما خدايي است كه ما را خلق كرده، اراده كرده كه با بنده خود ارتباط داشته باشد چون اساساً بنده را به خاطر خودش آفريده است اما مي گويد تو آزادي و اراده داري و مي تواني ارتباط را قطع كني.
لذا به تو سفارش مي كنم ارتباط خود را با من حفظ كني چرا كه هيچ چيزي در عالم به غير از ارتباط تو با من خواستههاي عميق وجودت را نمي تواند برآورده كند.
آن چيزي كه حيات و هستي تو را رونق مي بخشد فقط ارتباط تو با من است و اين ارتباط را بايد حفظ كنيم و اين ترجمه تقوا است.
فرآيند حفظ ارتباط با پروردگار در چند مرحله خلاصه مي شود اول آنكه بنا مي گذاريم با خدا ارتباط برقرار كنيم كسي كه بنا ندارد اين ارتباط را داشته باشد داخل برآيند تقوا نشده است.
دوم آنكه به دليل ساختار حيات بشر و به دليل طبع انسان كسي كه بنا مي گذارد ارتباط خود را با خدا حفظ كند بايد شروع به مراقبت دائم اين ارتباط با خدا داشته باشد.
سوم آنكه نگاهت در اين مراقبت بايد همواره به اين باشد كه آيا خداوند از من راضي هست يا نه.
خيليها بنا دارند آدمهايي خوبي باشند اما بنا ندارند با خداوند ارتباطي داشته باشند بعضيها مي دانند خدا هست ولي بنايي ارتباط با خدا ندارند و تمام مهمات زندگي آنها مربوط به امور دنيوي شده است.
مثلاً بنا دارند آدم موفقي باشند، بنا دارند از زندگي لذت ببرند، تمام هم و غمشان برآورده كردن اين بناهاست و متاسفانه خداوند را فقط در گوشهاي از زندگيشان مي گذارند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰