کد خبر:۱۵۹۷۶۷
عاشورا در بیانات رهبر معظم انقلاب:
عاشورا یك سرمشق دائمی برای امت اسلام است
آنچه كه عرض مىكنم - البته یك سطر از یك كتاب قطور است - این است كه عاشورا یك حادثه تاریخىِ صرف نبود؛ عاشورا یك فرهنگ، یك جریان مستمر و یك سرمشق دائمى براى امت اسلام بود.
گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ در فرازهایی از رهبر معظم انقلاب در باب عاشورا آمده است: حضرت ابىعبداللَّه (علیهالسّلام) با این حركت - كه در زمان خود داراى توجیه عقلانى و منطقى كاملاً روشنى بود - یك سرمشق را براى امت اسلامى نوشت و گذاشت.این سرمشق فقط شهید شدن هم نیست؛ یك چیزِ مركب و پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حركت حضرت ابى عبداللَّه (علیهالسّلام) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه.
عنصر منطق و عقل در این حركت، در بیانات آن بزرگوار متجلى است؛ قبل از شروع این حركت، از هنگام حضور در مدینه تا روز شهادت. جمله، جملهى این بیانات نورانى، بیانكنندهى یك منطق مستحكم است. خلاصهى این منطق هم این است كه وقتى شرایط وجود داشت و متناسب بود، وظیفهى مسلمان، «اقدام» است؛ این اقدام خطر داشته باشد در عالىترین مراحل، یا نداشته باشد. خطرِ بالاترین، آن است كه انسان جان خود و عزیزان و نوامیس نزدیك خود - همسر، خواهر، فرزندان و دختران - را در طبق اخلاص بگذارد و به میدان ببرد و در معرض اسارت قرار دهد.
اینها چیزهایى است كه از بس تكرار شده، براى ما عادى شده، در حالى كه هر یك از این كلمات، تكاندهنده است. بنابراین، حتى اگر خطر در این حد هم وجود داشته باشد، وقتى شرایط براى اقدام متناسبِ با این خطر وجود دارد، انسان باید اقدام كند و دنیا نباید جلوى انسان را بگیرد؛ ملاحظهكارى و محافظهكارى نباید مانع انسان شود؛ لذت و راحت و عافیتِ جسمانى نباید مانع راهِ انسان شود؛ انسان باید حركت كند.
گر حركت نكرد، اركان ایمان و اسلام او بر جا نیست. «انّ رسولاللَّه (صلّىاللَّهعلیهوآله) قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللَّه و لم یغیّر علیه بفعل و لاقول كان حقّا علىاللَّه ان یدخله مدخله»؛ منطق، این است. وقتى اساس دین در خطر است، اگر شما در مقابل این حادثهى فزیع، با قول و فعل وارد نشوید، حقِ علىاللَّه است كه انسان بىمسؤولیت و بىتعهد را با همان وضعیتى كه آن طرف مقابل - آن مستكبر و آن ظالم - را با آن روبهرو مىكند، مواجه كند.
حسینبنعلى (علیهالسّلام) در خلال بیانات گوناگون - در مكه و مدینه و در بخشهاى مختلف راه، و در وصیت به محمدبنحنفیه این وظیفه را تبیین كرده و آن را بیان فرموده است. حسینبنعلى (علیهالسلام) عاقبتِ این كار را مىدانست؛ نباید تصور كرد كه حضرت براى رسیدن به قدرت - كه البته هدف آن قدرت، مقدس است - چشمش را بست و براى آن قدرت حركت كرد؛ نه، هیچ لزومى ندارد كه یك نگاه روشنفكرانه ما را به اینجا بكشاند. نخیر، عاقبت این راه هم بر حسب محاسبات دقیق براى امام حسین (علیهالسّلام) با روشنبینى امامت قابل حدس و واضح بود؛ اما «مسأله» آنقدر اهمیت دارد كه وقتى شخصى با نفاستِ جان حسینبنعلى (علیهالسّلام) در مقابل این مسأله قرار مىگیرد، باید جان خود را در طبق اخلاص بگذارد و به میدان ببرد؛ این براى مسلمانها تا روز قیامت درس است و این درس عمل هم شده است و فقط اینطور نبوده كه درسى براى سرمشق دادن روى تختهى سیاه بنویسند، كه بعد هم پاك بشود؛ نه، این با رنگ الهى در پیشانى تاریخ اسلام ثبت شد و ندا داد و پاسخ گرفت، تا امروز.
* برگرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب در در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه ماه محرم سال 1384
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰