کد خبر:۱۶۰۳۹۷
با این دل زار با تو گویم سخنی ...
نکند این «عجل لولیک الفرج» گفتنهای ما که قطعاً به مثابه دعوت نامه برای امام زمان مان است در روز واقعه همانند دعوتنامه های کوفیان عمل کند و ما، مولا و آقایمان را در نیابیم.
گروه دین و اندیشه«خبرگزاری دانشجو»، محمد کشاورز؛ عطش شدیدی برای شنیدن و فکر کردن در اعمال و افکار آقا اباعبدالله (ع) پیدا کرده بودم، کتاب فتح خون شهید سعید سید مرتضی آوینی را برای چندمین بار خواندم و الحق و الانصاف، سید چه زیبا تابلویی از حرکت جاودان کربلا را تصویر کرده است.
راستش را بخواهید ما تا با مرام و روش امام حسین (ع) آشنا نشویم و ندانیم که ایشان که بود؟ و چه میخواست؟ و چه کرد؟ نمیتوانیم مسئله کربلا را به طور دقیق در جلو چشمانمان مجسم کنیم. لازمه این کار هم مطالعه و تفکر در سیره و گفتار و رفتار حضرت ایشان قبل از واقعه کربلاست. یعنی چه میشود که شاه شهیدان سر از کربلا در میآورد و چگونه جامعه اسلامی (با عرض معذرت شیعیان کوفه) ولی نعمت و امام و رهبر خود را بدین گونه به مسلخ شهادت می کشانند...!
مطالعه خطبه های روشنگرانه خورشید کربلا در منزلگاه های مختلف، از مدینه تا مکه و تا کربلا، ترسیمی از شرایط اجتماعی و سیاسی آن روزگار است و اوج آن بیانات دلربا، در روز عاشوراست که ایشان در واکنش به هیاهوی لشکریان شیطان حرامخوارگی آنان را یکی از عوامل این گستاخی تاریخی میدانند.
بصیرت واژه ای است که در این چند سال اخیر به وفور آنرا از زبان بزرگان و وعاظ و ... شنیدهایم. ولی آیا فقط صرف شنیدن کلمه بصیرت ما را کفایت میکند و ما بصیر میشویم؟ یا باید به عنوان یک فرد اهل مطالعه و تحقیق به واکاوی دقیق این مسئله و چگونگی تحقق یافتن و رسیدن به آن در جامعه بپردازیم؟ تازه بصیرت آن هم از نوع با صداقتش نه گمراهانه! مگر شمر بصیرت نداشت؟ او که جانباز رکاب امیرالمونین (ع) در جنگ صفین بود؟ مگر شریح قاضی بصیر نبود و مگر او نبود که در دوران زعامت ابوتراب (ع) بر مسند قضاوت پایتخت مسلمین نشسته بود؟ مگر عمربن سعد بی بصیرت بود ؟ او که پسر صحابی پیامبر (ص) و همبازی دوران کودکی پسر فاطمه (س) بود ؟ مگر مردم کوفه نمیدانستند که این چند هزار نامه را برای که مینویسند و برای چه کاری او را به شهر خویش دعوت میکنند؟ و ... بصیرت نداشتن به معنی ندانستن نیست بلکه «دانستن و با صداقت پای آن استقامت کردن است ...»
عصر عاشورا پس از خواندن زیارت ناحیه مقدسه که اشکواره ایست بر مصیبتهای زیباترین نام هستی «حسین» (ع) با آنکه از سویدای دل آرزوی ظهور منتقم قتیلان کربلا را فریاد میکردم، لحظه ای ترس بر جانم مستولی شد که نکند این «عجل لولیک الفرج» گفتنهای ما که قطعاً به مثابه دعوت نامه برای امام زمانمان میباشد، در روز واقعه همانند دعوتنامه های کوفیان عمل کند و ما مولا و آقایمان را در نیابیم. وامصیبتا ...
بار خدایا با آنکه هر صبح در دعای عهد آرزوی زندگی در دولت کریمه حضرت اباصالح (عج) را تکرار میکنم و امید دارم که پای در رکاب ایشان شهد شیرین شهادت در راه تو را بچشم اما اگر بیم آن میرود که زبانم لال شیطان عقلم را زایل کند (که هزاران بار پناه بر تو) پس مرگم را برسان تا اگر یاری برای بقیه الله نیستم، لااقل باری نیز بر دوش ایشان نباشم. آمین یا ربالعالمین
آه حسین جان...
اشکم ز غمت چو موج دریا شده است/ در سینه، برت، محشر کبری شده است/ ای آیت حق، شهید مظلوم حسین (ع)/ عالم بنگر، چه شور و غوغا شده است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰