اکسير محبت سيدالشهدا
گروه دين و انديشه «خبرگزاری دانشجو»؛ آیت الله مصباح یزدی در سال 89 و در دیدار با جمعی از فرماندهان و مدیران ارشد نیروی دریایی، طی سخنانی به بیان آثار عشق و محبت به امام حسین پرداخت و بر لزوم توجه بر مصیبتهای امام حسین و اهل بیتش تاکید کرد و گفت: هيچ کاري در عالم سراغ نداريم که از توجه به سيدالشهدا (ع) راحتتر و آسانتر و در عينحال نافعتر براي همه مردم باشد؛ براي همه مردم، مسلمان، شيعه، سني، حتي کافر بتپرست و مسيحي و يهودي.
در سفري به هندوستان، مسئول خانه فرهنگ ايران در هند که از فضلاي بزرگ است و بيش از 30 سال است در هندوستان زندگي ميکند و کاملا با فرهنگ و اديان و زبانهاي آنجا آشناست، ميگفت: در بين برهمنها سه گروه هستند که اسم خودشان را «حسيني برهمن» گذاشتهاند، اينها برهمنهاي عاشق امام حسين هستند؛ بتپرست است، خدايي قبول ندارد چه رسد به اسلام و پيغمبر، اما افتخارش اين است که عاشق امام حسين عليهالسلام است. چرا؟ چون فطرت انسان از ظلم بدش ميآيد و بالاترين ظلمي که در عالم انساني سراغ داريم، ظلمي است که به سيدالشهدا سلاماللهعليه شد و از آن طرف آن مقاومت و بزرگواري که ايشان از خودشان نشان دادند.
عواطف انساني را هيچ چيزي بيشتر از اين مسائل تحريک نميکند. حال اگر امام حسين عليهالسلام را به عنوان بنده مقرب خدا بشناسيم که به وسيله او به خدا مربوط ميشويم، از چه راهي بهتر از اين ميشود با خدا ارتباط برقرار کنيم؟ اگر يک ياالله از يک مصيبتزده آن قدر برايش نافع است، پس اين شبانهروزي که مردم در ايام محرم كارهاي روزمره زندگي خود را تقريبا ترك مي كنند - و هستند کساني که ديگر شادي و لذت و خوشي زندگي و معاشرت خانوادگيشان را هم فراموش ميکنند - اين چهقدر برايشان فايده دارد؟
چنين ارتباطي از چه راه ديگري پيدا ميشود؟ آيا جا ندارد که بگوييم ثواب يک ياحسين گفتن از هزارها عبادت شبانهروزي بيشتر است؟ بنابراين نبايد تعجب کرد که خدا از روي لطف و به واسطه سيدالشهدا و توسل به آن حضرت راهي براي ارتباط ما به سوي خودش قرار داده است.
نمونهاي از برکات سيدالشهدا
پاسخ اين پرسش که چگونه ميشود گريه براي سيدالشهدا اين همه اثر داشته باشد يا زيارت سيدالشهدا از حج و عمره بالاتر باشد، اين است که اينها از آثار عشق به حسين است که اين عشق جلوهاي از عشق به خداست؛ اين عشق يا از ابتدا به عشق خداست و در عشق به امام حسين عليهالسلام ظهور پيدا کرده و يا همين عشق موجب شده که انسان با خدا ارتباط پيدا کند، اما هر گريهاي، در هر جايي و با هر رقتي باشد، اين اثر را ندارد.
ما بايد اصل اين مطلب را بپذيريم و سعي کنيم معرفت و محبت و عشقمان به سيدالشهدا را از آن جهت که بنده عزيز خداست، تقويت کنيم، آن وقت اين امر خود به خود باعث ميشود که در سايه زيارت و علاقه به سيدالشهدا و بردن نام و گريه و عزاداري کردن براي ايشان، محبت ما به خدا زياد بشود؛ اصل سعادت هم همين ارتباط با خداست و همه چيزهاي ديگر به اين عنوان در دستگاه ارزشي الهي معني پيدا ميکند و عشق به سيدالشهدا چون بهترين راه براي ارتباط با خداست، ارزشش از همه چيز بيشتر است.
سعي کنيم انشاءالله از برکات اين رحمت واسعه الهي - که در اين عالم بزرگ راه رحمتي از اين وسيعتر پرحجمتر و پرجاذبهتر سراغ نداريم - استفاده کنيم؛ يکي از برکات اين رحمت الهي همين انقلابي است که در عالم بينظير است و اين همه برکات به واسطه آن جاري شده، آنچه کشور ما را از آن ذلت نوکري آمريکا، به اين عزت رسانده همه به برکت نام سيدالشهداست.
اگر نام امام حسين عليهالسلام نبود ـ به فرمايش امام اگر محرم و صفر نبود ـ هرگز اين انقلاب پيروز نميشد. دليلش هم اين است که اين راه ميتواند عواطف انساني را در جهت خدا سوق بدهد و هيچ راه ديگري مثل اين راه نيست.
هيچ عبادتي چنين اثري ندارد که قلب انسان را به طرف خدا تحريک کند و همه ارزشهاي ما از اينجا سرچشمه ميگيرد که رفتار ما، دل ما، عشق ما، علاقه ما و توجهات ما به طرف خداي متعال منعطف شود؛ چون اين راه بهترين راه براي اين ارتباط است و ارزشش از همه چيز ديگر بيشتر است.
يک زيارتش و گاهي اثر يک سلامش ميتواند از سالها عبادت، عبادت ديگراني که امام حسين را نشناختند، بيشتر باشد.
کساني هستند که سالها غرق گناهان نگفتني بودند، ولي عشق به امام حسين (ع) باعث نجاتشان شد و در سايه آنها ديگران هم نجات پيدا کردند.
مرحوم طيب و عشق به امام حسين (ع)
مرحوم طيب ـ خدا انشاءالله درجاتش را عالي کند ـ اعمال ظاهرياش خيلي مقبول نبود، يک داشي بود، ولي دهه محرم که ميشد همه چيز عوض ميشد، ورق برميگشت همه گناهان تعطيل ميشد، فکر دنيا و دنياداري و پول جمع کردن و اين حرفها فراموش ميشد.
دستهاي که طيب در تهران راه ميانداخت بينظير بود. خرجي که ميداد بينظير بود. يک پهلوان يک داش ميداني. از طرف شاه او را گرفتند و محکوم به اعدام شد. عشق امام حسين کارش را به اين جا رساند که وقتي از طرف شاه به او پيشنهاد کردند که تو فقط بگو من از خميني پول گرفتم و اين کار را کردم، گفت: من اعدام را بر اين خيانت ترجيح ميدهم. من به دين و سيدالشهدا خيانت نميکنم. هر کار ميخواهيد بکنيد. هر چه واسطهها و ديگران به او گفتند: شوخي نيست اين چوبهدار است، گفت: اين کار از من نميآيد من اگر هر گناهي کردم به دينم و به امام حسين خيانت نميکنم.
طيب را اعدام کردند و مايه نجات و سعادت او چيزي نبود جز عشق امام حسين عليهالسلام. ببينيد چه کيميايي است. حالا اين يکي دو تا نمونهاش است؛ صدها و هزارها از اين نمونهها هست.
پس ما بايد اولا قدر اين رحمت الهي را بدانيم و آن را سبک نشماريم. در هر جايي هر چند دو سه نفر باشند بنشينند تا نامي از سيدالشهدا برده بشود و براي حضرت گريه کنند که در آن جا عنايت آقا امام زمان عجلاللهتعالي فرجه و فاطمه زهرا سلاماللهعليها خواهد بود.
تجربههاي فراواني شده، اينها را غنيمت بشماريم و اين سرمايههاي عظيم را با يک شبهه راحت از دست ندهيم؛ چرا كه مقياس ما براي ارزشيابي غلط است؛ آن مقياسي که خدا براي ارزشيابي دارد با مقياسهاي ما تفاوت دارد. آن خلوصي که خدا در سيدالشهدا سلاماللهعليه ديد اگر همه گناهکاران را به برکت او بيامرزد هيچ تعجبي ندارد. همه مهمان او بشوند. آن قدر پيش خدا مقام دارد که اگر به خدا بگويد همه را ميخواهم مهماني کنم هيچ تعجب نکنيد.
البته حکمت الهي سر جاي خودش هست، يعني هر کسي هر کار خيري کرده متناسب با خودش پاداش خواهد برد، اما نهايتا اگر همه دوستان امام حسين عليهالسلام روز قيامت آمرزيده شوند، تعجب نکنيد؛ البته ممکن است شرايطشان در عالم برزخ تفاوت بکند يا مقاماتي که به آنها داده ميشود خيلي متفاوت باشد، اما اگر کسي بگويد هر که محبت حسين در دلش باشد روز قيامت آمرزيده ميشود، تعجب نکنيد.