کد خبر:۱۶۱۰۸۱
گزارشی کوتاه از فیلمهای روی پرده سینماهای کشور؛
بلبشوی فیلمهای پنج ستاره سینمای ایران!
در حال حاضر در سینماهای کشور چهار فیلم در حال اکران است که هر یک مربوط به ژانری و طیفی و فکری و شکل و شیوه ای هستند: «آسمان هشتم»، «اسب حیوان نجیبی است»، «تپلی» و «بدرود بغداد».
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در حال حاضر در سینماهای کشور چهار فیلم در حال اکران است؛ البته غیر از این چهار فیلم فیلم های دیگری هم در حال پخشند که در مجموع، اکران متنوع و متکثری را در این برهه زمانی پدید آورده اند که یک چنین موقعیتی الزاماً نه خوب است و نه بد.
الزاما خوب نیست، اگر این تنوع در یک منظومه استاندارد و یک محیط قابل دفاع به لحاظ سینماورزی کاربلدانه شکل نگیرد که البته در حال حاضر و در مورد این فیلم ها، ابداً شکل نگرفته است.
و الزاما هم بد نیست؛ چون به هر حال یک تنوعی در کار هست و مخاطبی که فهم سینمایی و سواد بصری و شعور تصویریش، با همین دست آثار، ارضا و اقناع می شود و به همین حد بسنده می کند، وقتش با همین فیلم ها پر می شود و ... و ادامه ای هم ندارد! جز اینکه بتدریج سطح سواد بصری و تربیت هنریش پایین می آید و تتمه زیبایی شناسی احتمالی که در ذهنش و دل و دیده اش دارد، هدر می رود.
باری؛ در حال حاضر چهار فیلم در میان مابقی فیلم های شاهکار مانند پنج ستاره سینمای ما روی پرده رفته اند که هر یک مربوط به ژانری و طیفی و فکری و شکل و شیوه ای هستند: «آسمان هشتم»، «اسب حیوان نجیبی است»، «تپلی» و «بدرود بغداد».
* خالده خانم همراه پسر و دخترش از باکو برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد می آیند ...
* خالده خانم همراه پسر و دخترش از باکو برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد می آیند ...
«آسمان هشتم» یک ملودرام بشدت ضعیف و خسته کننده تلویزیونی است که سعی کرده پشت نمادها و شعارها و مضامین معنوی و قدسی اش پنهان شود که خب البته نتوانسته.
فیلمی که نمی دانم چطور ممکن است با عشق به امام هشتم(ع) ساخته شده باشد، ولی کوچکترین عشق و ممارست و کاربلدی درباره نحوه ابراز تصویری همین عشق نشان ندهد!
* چند نفر از ساعت 10 شب تا حوالی بامداد ناخواسته با هم همراه میشوند ...
«اسب حیوان نجیبی است» یک فیلم کاریکاتوری مالیخولیایی پرت و بی ربط است که از جهان – احتمالا - شخصی ذهنیت های کارگردانش بیرون آمده و معلوم نیست ایشان چرا گمان می کند که این اعوجاج و پرت و پلا گویی های کشدار و خسته کننده و بی ربط باید برای مخاطبان هم مهم و دیدنی باشد!
* تپلي (محمد همايون) جواني است چاق و خل وضع كه همراه دوستش اسي (مرتضي عقيلي) در خدمت خانه اي اربابي هستند. رفتار تپلي كه به نوازش كردن اشياي نرم علاقه دارد موجب مي شود كه از خانه اربابي رانده شود. آن دو در كارگاه چوب بري در منطقه جنگلي شمال استخدام مي شوند و همراه پيرمردي (نعمت الله گرجي) براي آينده خود نقشه مي كشند؛ اما همسر (زري خوشكام) صاحب كارگاه (بهرام وطن پرست) تپلي را اغوا مي كند و تپلي ناخواسته، در حالي كه از خود بيخود شده است، زن را خفه مي كند. تپلي و اسي به جنگل پناه مي برند، در حالي كه بشير، صاحب كارگاه و گروهي از كارگران در پي آن دو هستند. سركارگر كارگاه (ذكريا هاشمي) كه جانب تپلي و اسي را مي گيرد، قبل از آن كه بتواند جلوي مهاجمان را بگيرد، كشته مي شود و اسي كه نمي خواهد تپلي به دست مهاجمان زجركش شود، او را با گلوله از پا درمي آورد.
«تپلی» بهترین فیلم این سه گانه است که تاکنون نام بردیم؛ البته صرفاً به دلیل اینکه برای کودکان است. گرچه کلی خلل و حفره، چه در فیلمنامه و چه در اجرا و اساسا در همه چیزش دارد، ولی همین که در ژانر مرده و سینمای محتضر کودک، تلاشی هر چند نحیف به انجام رسانده و برای لحظه ای مخاطب را به یاد نوستالوژی این سینمای معصوم و از دست رفته می اندازد، جای توجه و تامل دارد و تقدیر حتی.
* دانیل دالكا بعد از شكست در مسابقه بوكس، یكی از شرط بندها را به قتل میرساند و برای فرار از دست مافیا هیچ جایی را امنتر از ارتش نمییابد...
اما «بدرود بغداد» یک فیلم مهم و سخت و تلاشمند و تجربی است؛ فیلمی از گروهی جوان عاشق سینما که نتیجه کارشان عجیب دیدنی شده است.
در نوشتار بعدی به تفصیل به این اثر خوب سال های اخیر سینمای ایران خواهیم پرداخت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰