چه کسی شور انتخابات را در ما کشت؟!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۶۲۱۰۰

چه کسی شور انتخابات را در ما کشت؟!

نه به آنکه برخی از هم اکنون علم کاندیداتوری در انتخابات آتی ریاست جمهوری برافراشته‌اند و نه به اینکه انتخابات مجلس نزدیک است و همه در خوابند! براستی چه کسی شور انتخابات را در ما کشت؟!
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، بهاره مقدم؛ سیاست برای خیلی ها جذاب است، برای خیلی ها ترسناک! برای بعضی ها راه رفتن بر لبه تیغ است و برای برخی دیگر خط قرمز، اما برای خیلی ها سیاست مهم نیست البته به اذعان خودشان، اما حقیقت آن است که همه ما در معرض اثرات سیاستیم! سیاست خواسته یا ناخواسته، بر زندگی ما تاثیر می گذارد و همین که انتقادی می کنیم از طرحی حمایت می کنیم از روندهای اداری شکوه می کنیم در واقع سیاست موجود را به چالش کشیده ایم و به بیانی دیگر سیاست را مورد توجه قرار داده ایم.
 
بزرگان ما هم معتقد بودند سیاست ما عین دیانتمان است. پریکلس یونانی اعتقاد داشت کسی که سیاست را به خود مربوط نمی داند، شایسته صفت شهروندبی آزار نیست، بلکه شهروندی بی خاصیت است، اما آیا امکان دارد کسی پیدا شود که سیاسی نباشد!
 
نخستین و بارزترین نماد سیاست پذیری برپایی هنجارها و احترام به ارزش های هر جامعه است، همه ما در لباس شهروندی به نوعی بازیگر نقشی سیاسی هستیم. فضای انتخابات ریاست جمهوری 88 از نظر ورود آحاد ملت به فعالیت سیاسی فضای کم نظیری بود.
 
علی رغم تفاوت های کلان و بنیادین در دیدگاه های کاندیداها، اما حامیانشان در فضایی منطقی و پرشور به سیاسی گری می پرداختند، حتی بعد از مناظره معروف هم هیچ تقابل جدی میان طرفداران دو کاندید اتفاق نیفتاد و کری خواندن ها وتقابل ها بسیار سازنده و آرام رخ نمود.
 
حقیقت آن است که با شعله ور شدن آتش فتنه و غبار آلودشدن فضا و سختی تشخیص سره از ناسره پس از انتخابات و به دنبال آن اغتشاشات مکرر در دانشگاه ها و سطح شهرها و حضور مستمر مردم در خیابان ها برای دفع این فتنه ها، قدری مردم ما را سیاست زده ساخت.
 
البته فتنه در کنار تمام ضررهای جبران ناپذیری که برپیکره انقلاب وآرمان هامان واردساخت،به تعبیر مقام معظم رهبری دستاوردهای ارزشمندی را نیز درپی داشت که از جمله آن می توان به نیرومندی بیش ازپیش جنبش دانشجویی،فضاحت عوامل دست نشانده استکبار، محک ولایت پذیری ملت و هویدا شدن ظرفیت های انقلاب و نظام اشاره نمود.
 
اما بعد دیگر قضیه همین سیاست گریزشدن مردم است که با وجود نزدیک شدن به فصل انتخابات عملا خبری از آن شورها و هیجانات معمول نیست، شاید علتش محافظه کاری بسیاری از کاندیداها باشد که صراحتا اعلام موضع نمی کنند که نکند رای هاشان را از دست بدهند و میانه روی پیش گرفته اند تا همه جناح ها را اقناع کنند! شاید استقبال نخبگان جدید از پذیرفتن سمت وکالت مردم کمرنگ شده! شاید مردم نتیجه اعتمادشان به فلان نماینده را مطلوب ندیده اند و به سرنوشت شهرشان بی اعتنا شده اند!اما در کل انگار ما عادت داریم یا ازآن ورپشت بام بیفتیم یا ازاین ور! نه به آنکه برخی از هم اکنون علم کاندیداتوری در انتخابات آتی ریاست جمهوری برافراشته اند نه به اینکه انتخابات مجلس نزدیک است و همه در خوابند! براستی چه کسی شور انتخابات را در ما کشت؟!
 
پربازدیدترین آخرین اخبار