کد خبر:۱۶۲۴۵۲
درد فقری چشیدهام که مپرس...
کوه ثروت کجا انبار شده است که درههای عمیق فقر در بسیاری از مناطق محروم کشور به وجود آمده است؟ برای خار در چشمان و استخوان در گلوی علی(ع) غصه میخوریم؛ اما تیرهایی که قلب امام زمانمان(عج) را به درد آورده، فراموش کردهایم...
گروه فرهنگي «خبرگزاری دانشجو»، سیده راضیه طاهریان؛ اگر بخواهیم بپرسیم با کدام حس از حواس 5 گانه می توانیم فقر را احساس کنیم چه جوابی خواهیم داد؟ گاهی فقر را می بینیم، گاهی می شنویم، اما... اینجا اهالی این روستا درد فقر را هم می چشند و هم با تمام وجود احساس می کنند؛ فقری که مزه تلخی را به کام این اهالی خونگرم کشانده است.
فقری از جنس سوز سرما در زمستان و از جنس شدت گرما در تابستان... فقری از جنس درد هنگامی که سنگ ها پای برهنه ای را زخم می کند... خانم یک جفت کفش هم به من می دهی؟ تو را خدا یک لباس گرم به من بده و... تمامی جملات در طول مسیر برگشت از روستا مرور می شود، در هر پیچ و خم جاده چهره ای معصوم با کوله باری از فقر گوشه در ذهنم نقش می بندد.
پدرت چه کاره است؟ این سوال یکی از جهادگران از پسرک روستایی بود - معتاد است... کلمه معتاد در ذهنم پیچ و تاب می خورد و خود را به گوشه و کنار مغزم می کوبد تا شاید بغضی شود و از روزنه گلویم بیرون آید.
فقری از جنس فرهنگ که حاصل آلزایمر من و تو و بسیاری از مسئولان استانی مرفه و بی درد است. آلزایمری شاید مصلحتی برای برخی مسئولان استانی که فعلاً یادشان رفته برای خدمت به همین مردم آمده اند و رأی تک تک این مردم آنها را به اینجا رسانده است.
نمی دانم شاید اگر هر کدام از ما یادمان بیاید مسئولیتمان در این دنیا چیست و چرا به این زمین پا گذاشتیم به این جواب برخورد نمی کردیم... وقتی ساعتی طولانی منتظر هم گروهی خود بودیم با گلایه علت دیر کردنش را جویا شدیم. - آنقدر اتاق تاریک بود که متوجه تاریک شدن هوا نشدم...
اگر راه یکی از لوله های آبی که به برکت سرماهای این روستا و دیگر روستاهای استان چهارمحال و بختیاری به استان های همجوار می رود به طور اتفاقی قطع شود، سوژه ای برای تمامی اهل رسانه فراهم می شود؛ اما گرمایی که هرگز به این روستاها نمی رسد نه تنها سوژه نیست؛ بلکه کم کم دارد به عادتی تبدیل می شود برای مسئولان استان ما.
مرد میان سالی دست دخترک خود را گرفته و به سمت ما می آید: - بی زحمت یه لباس گرم به این بچه من بدهید....
کدام مسئول از استان چهارمحال و بختیاری می تواند صدای شکستن غرور این مرد را بشنود؟ کوه ثروت کجا انبار شده است که این دره های عمیق فقر در این روستا به وجود آمده است؟ چه کسی باید کیسه را از دوش علی(ع) بردارد و به درد ایتام و فقرا برسد؟
محب علی(ع) زیاد است در این دنیا؛ اما رسم یتیم نوازی علی(ع) کم... برای خار در چشمان و استخوان در گلوی علی(ع) غصه می خوریم؛ اما تیرهایی که قلب امام زمانمان(عج) به درد آورده را فراموش کرده ایم... یادمان رفته مسئولیتمان را در این دنیا...منتظر ظهور آقایمان هستیم و از حضور ایشان غافل شده ایم... بالاخره جاده پر پیچ و خم روستا تا محل اسکان تمام شد، وقتی می رفتیم ما خوشحال بودیم و اهالی غصه دار. حالا اهالی روستا خوشحالند و در دل هر کدام از ما بغضی است که فرو خورده ایم.
پانوشت: از آن روزی می ترسم که شنیدن دردهای محرومین برای مسئولان استان تبدیل به عادت شود....
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰