کد خبر:۱۶۸۲۵۶
انتخابات اندر حكايات كهن - 2
سياسيون بدانند از هر دست دهند از همان بستانند!
بنا بر نظر اين حكايت سياسيون بايد بدانند؛ اگر براي محبوب شدن خود براي ديگران نقشه حذف بكشند و به ديگران غرضي داشته باشند، از آن جايي كه از هر دست بدهي از همان دست ميگيري؛ سر خود را به دست خود شكستي.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ یکی از بندگان عمر و لیث گریخته بود؛ کسان در عقبش برفتند و باز آوردند. وزیر را با وی غرضی بود.
به کشتنش اشارت کرد تا دیگر بندگان چنین حرکت روا ندارند.
[بنده پیش عمرو] سر بر زمین نهاد و گفت: هر چه رود بر سرم، چون تو پسندی رواست ... بنده چه دعوی کند؟ حکم خداوند راست
اما بموجب آن پروردۀ نعمت این خاندانم نخواهم که در قیامت به خون من گرفتار آیی. اگر بی گمان این بنده را بخواهی کشت به تأویلی شرعی بکش تا در قیامت مأخوذ نباشی.
گفت: تأویل چگونه است؟
گفت: اجازت فرمای تا وزیر را بکشم آنگه فرمای تا مرا بقصاص بکشند [تا بحق کشته باشی].
ملک بخنیدید. وزیر را گفت: چه مصلحت می بینی؟
گفت: ای پادشاه از [بهر خدای]، به صدقه گور پدرت این شوخ دیده [را] رها کن تا مرا در بلائی نیفکند.
گناه [از] من است که قول حکما معتبر نداشتم که گفته اند:
چو کردی با کلوخ انداز پیکار
سر خود را به دست خود شکستی
چو تیر انداختی در روی دشمن
حذر کن کاندر آماجش نشستی
لینک کپی شد
گزارش خطا