کد خبر:۱۶۸۹۹۱
سخنراني رحيمپور ازغدي در جمع راويان - 2
حق بچههاي جنگ در فيلم سازي رعايت نشده/خاك بر سر تو و هم دانشگاهيان و رئيس دانشگاه شما!
رحيم پور ازغدي در جمع راويان بسيج دانشجويي با بیان اینکه بينيد غرب از كارهايي كه نكرده چگونه فيلم ميسازد، گفت: حق بچههاي جنگ ما در فيلم سازي ادا نشده و بعد از اين هم بعيد است بشود.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، متن كامل سخنان رحيم پور ازغدي در جمع راويان بسيج دانشجويي به این شرح است:
فيلمي واقعي از فضاي دفاع مقدس ساخته نشده است
ميتوان به طور قطعي گفت تا به حال يك فيلم كه واقعاً فضاي عمليات را نشان دهد، ساخته نشده است، شايد دو يا سه فيلم تا به حال كمي به فضاي واقعي نزديك شده باشند ولي حق مطلب را به جا نياوردهاند، اكثر تصاويري كه ساخته ميشود دروغ است و اساساً اين افراد خود فضاي جبهه را نديدهاند و به طور كليشهاي مشغول ساخت فيلم ميشوند.
ممكن است اين فيلم سازها بعضاً در منطقه حضور داشتند ولي هرگز در عملياتها و صحنههاي واقعي جنگ حضور نداشتهاند.
حق بچه هاي جنگ در فيلم سازي رعايت نشده است
اينها هرگز نديدهاند كه زيرآتش سنگين زير آفتاب گرم تابستان 24 ساعت در سنگر منتظر تانكهاي دشمن نشسته باشي آن هم بدون خاكريز و جان پناه. حال بينيد غرب از كارهايي كه نكرده چگونه فيلم ميسازد، حق بچههاي جنگ ما در فيلم سازي ادا نشده و بعد از اين هم بعيد است، بشود.
و حال اينكه بدانيد شما هم مثل آنان هستيد و شايد اگر شرايط دوباره تكرار شود خيلي بهتر از آنها، شما بدانيد هم اينكه در دل خود آرزو ميكنيد كه اي كاش بوديم و هم اينكه ميرويد در منطقه روايت ميكنيد يا خادمي، بدانيد چون قلبتان با آنهاست در پاداش همه آنها شريك هستيد و انگار همه شما در جبههها بودهايد.
يك روايتي هست براي امثال شما كه هميشه دوست داشتند در آن شرايط باشند، كسي ميآيد به حضرت امير بعد از يك نبرد ميگويد يكي از بستگان ما خيلي دوست داشت در اين جنگ باشد ولي نتوانست، حضرت امير فرمودند: واقعاً دلش با ما بود و نتوانست بيايد، او گفت: بله.
امام فرمودند كه او با ما بود و فرمودند: امروز در اين نبرد كساني در كنار ما جنگيدند كه هنوز به دنيا نيامدهاند و اين يعني شما و امثال شما، اين يعني همان كه اگر بچههايي كه در جبهه بودند اگر در زمان امام حسين(ع) هم بودند به كربلا ميرفتند و اينها هستند كه راست ميگويند كه ايكاش بوديم در كنار شما اي امام حسين(ع).
ولي همه اين جمله را ميگفتند كه اي امام حسين(ع)، اي كاش ما هم بوديم در كنار شما، ولي اكثراً دروغ ميگفتند چنان كه هم اكنون هم دروغ ميگويند. آن هايي كه همين الان مي روند به جهاد آنها هستند كه راست ميگويند.
در جهاد و فرهنگ اسلامي احساسات خيلي مهم است
///يك نكته ديگر كه بايد به آن توجه داشته باشيد، در جهاد و فرهنگ اسلامي احساسات خيلي مهم است، شور، ايمان، اراده، خيلي مهم است اما همه چيز نيست، اگر بنيان معرفي نداشته باشيم اين شور هم موقتي است و هم گاهي خطرناك ميشود.
با شعار و ادبيات رمانتيك كار درست نميشود، آن لحظهاي كه مرگ جلوي چشم آدم است همه اين ظواهر كنار ميرود.
و آنقدري قشنگ آدم قرار ميكند در لحظهاي كه خطر مرگ روبروي آدم است در آن لحظه بايد اين مساله برايت حل شده باشد و اگر اين گونه نباشد نمي شود در آنجا بايد واقعاً به آيات قرآن دوباره جهاد ايمان داشته باشي بنابراين شور و احساسات حتماً لازم است و اگر كسي هم دانش ديني داشته باشد ولي شور ديني نداشته باشد اين ايمان نيست و فقط اطلاعات است در معرفت ديني ما گفته ميشود كه اطلاعات علم نيست بلكه اطلاعات محفوظات است و اين محفوظات در لحظه مرگ از ما جدا ميشوند و هم در لحظههاي خطر از انسان جدا ميشود.
بنده يادم هست اولين باري كه من مجروح شدم در عمليات خبير، چند نفري كه كنار من بودند همه با يك خمپاره شهيد شدند و لباسهايشان هم آتش گرفته بود من در آن حال هر چه فكر كردم حتي يك آيه قرآن هم به يادم نيامد با اين كه تا آن زمان آن همه قرآن خوانده بودم محفوظات جزو انسان نيست و آن چيزهايي كه جزء روح انسان شده علم است، همچنين ميگويند آن چيز كه به آن عمل ميكني همان علم است.
امام مثال ميزد و ميگفت: همه ميدانند كه مرده تكان نميخورد و مرده است ولي هيچ كس جرئت ندارد شب در كنار مرده و تنها بماند، براي اين كه اطلاعات دارند كه مرده، مرده است و كاري نمي كند ولي علم ندارند اما مرده شور علم دارد وايمان دارد كه مرده به انسان آسيب نميرساند، كنار مرده بدون كه هيچ با مرده صبحانه هم ميخورد.
حالا ما در جبهه اين كار را كردهايم، يادم هست يك شب از سرما من دو تا جنازه عراقي را روي خود كشيدم تا گرم شوم و تا صبح خوابيدم ما يك رفيق داشتيم سواد حوزه و دانشگاه نداشت ولي به همه آيات و روايات ايمان داشت او جملات، آيات و روايات را ميآورد و معناي آن را بلد نبود و از ما ميپرسيد بنده هم چون درس طلبگي ميخواندم برايش ترجمه ميكردم به او ميگفتم معني كلمهها را من ميفهمم و معني واقعي جملات را تو ميفهمي!
عمل صالح انسان است كه بين مكان و مكان تفاوت ايجاد ميكند
يك نكته ديگر اينكه گاهي در منطقه درباره خاك شلمچه يا نخلهاي جنوب و ..... صحبت ميشود اينها همه هيچ كارهاند، اينها به كسي مراد نميدهند اگر ارزشي در خاك شلمچه است به خاطر ايماني است كه به بچههاي شهيد شده در آن داشتند و همه چيز به انسان برميگردد آن چيز كه مقدسي است عمل صالح انسان است كه بين مكان و مكان تفاوت ايجاد ميكند.
مثلاً تربت كربلا كه به لحاظ شيميايي با ديگر خاكهاي جهان متفاوت نيست، پس چرا ميگويند تربت كربلا و چرا اين زمان به خاطر يك پديده با شكوه الهي انساني است كه در آن جا روي داده است و گرنه همه زمانها و مكانها با هم مساوي هستند، خاك شلمچه، آب اروند و ..... اينها هيچ چيز نيست.
خاطراتي كه در راهيان روايت مي شود بايد انتخاب شده باشد
نكته اصلي كه بنده ميخواستم درباره آن بحث كنم فلسفه جهاد است، اينكه شما در منطقه براي بچهها از خاطرات ميگوييد خيلي خوب است ولي حتماً خاطرات انتخاب شده و گلچين شده باشد و اساساً از اين خاطراتي كه مثلاً من آن جا بودم امام زمان(عج الله) من را آورد در اورژانس و ... اينها در اين حد كه ميگويند نيست و نبوده است، همه چيز در محضر حضرت مهدي(عج الله) است ولي اينطور كه در هر سه تا خاطره يكيش رو با امام زمان(عج الله) نقل بكند، نه اينگونه نيست.
اينكه هر شب جمعه در منطقه بعد از دعاي كميل همه امام زمان(عج الله) را ميديدند، نه اينگونه نيست و نبوده ولي يك چيز مهمي بود يكي از دوستان كه همراه ما بود از او سئوال شد كه در منطقه بوديد خدمت حضرت رسيديد؟ ايشان گفت: نه متاسفانه من توفيق نداشتم حضرت را ببينم ولي همين براي من كافي است كه حضرت من را ديد.
هرگز قرار نيست كه هر شب همه امام زمان(عج الله) را ببينند حالا برخي خيال ميكنند اگر بگويند آقا با اسب سفيد آمدند و من هم مجروح بودم و ايشان من را به اورژانس رساندند آن وقت ميشود اسلامي، نه اسلامي اين است كه كسي براي خدا و به امر خدا ولي خدا، تكليفش را بفهمد و فداكاري و جهاد كند، ميخواهد اسب سفيد بيايد يا نيايد (البته حالا چه كسي گفته امام زمان(عج الله) اسب سفيد دارد!)
هر كس براي ديدن اسب سفيد و يا معجزه به جبهه برود تاجر است
اساساً هر كس براي ديدن اسب سفيد يا معجزه و .... به جبهه برود تاجر است و مجاهد نيست در كجاي شرع آمده كه سعي كنيد آقا امام زمان(عج الله) را بينيد؟!
اصلاً امام از ديدهها پنهان شده است كه ما او را نبينيم فلسفه غيبت اين است كه ما نديده ايمان بياوريم، ايمان حقيقي ايمان به غيبت است كه برخي افراد ميخواهند اين ايمان را به شهود تغيير دهند و تا امام زمان(عج الله) را با چشمانشان نبينند او را نميتوانند باور كنند.
اين راه و روش كفار است همانگونه كه كفار به پيامبر(ص) ميگفتند اگر ميگوييد خدا هست او را به ما آشكار نشان بده تا ما ايمان بياوريم، نكته ديگر اينكه همه جا در جنگ معجزه نميشده ما عملياتهايي هم داشتيم كه شكست خورده است.
همانطور كه خود پيامبر(ص) و اصحاب پيامبر(ص) در صدر اسلام در برخي جنگها شكست خوردند، اينكه اگر الهي هستي در همه جا پيروزي، نه اينگونه نيست، مومن و كافر فرقشان در اين است مومن ميگويد چه پيروزي و چه شكست در راه خدا براي ما فرقي ندارد و اين است فرق مومن و كافر.
جهاد در فرهنگ قرآني فقط جنگ نيست
جهاد در فرهنگ قرآني فقط جنگ نيست، در همه عرصههاي زندگي جهاد وجود دارد، يك مومن با تعريف قرآني در تمام زندگي و همه عرصهها مجاهد است، جهاد اخلاقي هست، جهاد جهاد مالي و اقتصادي هست.
جهاد علمي حتي در اين عرصه علمي جديداً شهيد هم ميدهيم، همه مدل ترور ديده بوديم به جز ترور دانشمند، جهاد در خانواده تلاشي كه فرد براي تامين خانواده خود انجام ميدهد، جهاد سازندگي و جهاد در خدمت به محرومين و حتي جهاد در برابر مشكلات زندگي و از پا درنيامدن در مقابل آن.
هيچ حد و مرزي براي جهاد وجود ندارد
هدف جهاد در واقع قسط و عدالت است و گسترش حاكميت ارزشهاي الهي است بر هرچيز مثل خانواده، كشور، جامعه و بر جهان بين الملل كه به آن صدور انقلاب ميگوييم و اين هم يك مرحله از جهاد است.
هيچ حد و مرزي براي جهاد وجود ندارد و از اصلاح خود شروع ميشود چون دست انسان به خودش ميرسد تا اصلاح جهان و مبارزه با منكر در سراسر جهان كه حضرت امام علي(ع) به امام حسن(ع) و امام حسين(ع) فرمودند: يعني در هيچ صحنهاي نسبت به ظلم بيتفاوت نباش و هميشه در كنار مظلوم باش و نه مليت و مرز و نژاد محدوديت ايجاد نميكند.
مرزهاي موجود همه اعتباري است و دروغين ميباشد ما مرزي نداريم جهاني ميانديشيم و جهاني عمل ميكنيم، همين الان دشمنان ما جهاني عمل ميكنند و اساساً مرز نميشناسند، همه عالم را به خاك و خون نميكشند و به ما ميگويند پشت مرز خود بمانيد.
پس جهاد اصلاحي، جهاد يك امر اصلاحي است، گسترش ارزشها و معارف و تعليم و تربيت الهي وعدالت و قسط در سراسر جهان، اين هدف جهاد است، يعني هدف نهايي خدمت به بشريت و رشد انسانهاست.
از نظر فرهنگ اسلامي خون ريزي يك هدف مقدس نيست
اگر دشمن ما را مجبور كرد به جنگ اين جهاد شكل نظامي هم به خود مي گيرد ولي هدف خونريزي نيست، از نظر فرهنگ اسلامي خون ريزي يك هدف مقدس نيست، اگر گفتند اصالت باجنگ است يا با صلح ميگوييم، اصالت با عدالت است، هر چه كه در خدمت عدالت است آن درست است، گاه جنگ و گاه صلح، اما اگر بين جنگ و صلح قرار است انتخاب شود اسلام اصالت صلح را قبول دارد، قرآن ميگويد: اگر دشمني كه با شما ميجنگد پيشنهاد صلح واقعي و نه تاكتيكي كرد به آن جواب رد ندهيد.
اما مراقب باشيد كلاهتان را برندارند! پس اصالت براي صلح است از نظر ما ارزش خون و جان يك نفر برابر خون و جان همه انسانهاست، پيامبر(ص) به يارانشان ميفرمودند: فكر نكنيد هدف از جنگ كشتن بيشتر دشمن است، نه هدف هدايت بشريت است، حتي با آنها كه مي جنگيم ميخواهيم هدايت شوند و آنها را هم نجات دهيم.
تا ميتوانيد نكشيد ايشان ميفرمودند در هيچ نبردي اولين تير از طرف ما انداخته نشود، بگذاريد اولين كشته از ما باشد، سپس ما دست به جنگ ميبريم اما نه براي لذت بردن از جنگ و كشتن دشمن، امام علي(ع) حتي مطلبي بالاتر از اين ميفرمايند: حتي وقتي داريد حد شرعي جاري ميكنيد لذت نبريد!
كسي كه از زجر بردن انساني لذت ميبرد، بيمار است حتي اگر آن شخص، شخص فاسدي باشد، پيامبر اهل بيت(ع) آموزش ميدهند وقتي مجبور ميشويد بجنگيد، جنگ كنيد بدون كينه شخصي، مجاهد گلادياتور نيست، يعني عاشق خشونت نيست، اصل عدم خشونت و خونريزي است.
جنگ براي مجاهد بسيار چيز بد و كثيفي است اما همين جنگ سياه و پليد يك چهره ديگر هم دارد و آن روح الهي جنگ است، كه اين روح در مجاهد متبلور ميشود، كسي كه از جنگ متنفر است و تشنه به خون كسي نيست، اما براي دفاع از حقيقت مجبور است دست به سلاح ببرد.
آن وقت قرآن به اين آدم، نه به اسب اين آدم، نه به پاي اسب اين آدم، نه به سم پاي اسب اين آدم، نه به جرقه برخورد سم پاي اسب مجاهد به سنگ، خداوند به ان جرقه قسم ميخورد و ميگويد آن جرقه هم مقدس است.
در اين زمانه خلاف ارزش، ارزش شده است
آن وقت بعضيها ميگويند چرا كوچهها را به اسم اينها مي كنيد، اعصابها را خراب ميكند! در دهه گذشته يك كاري كردند كه يك بچه شهيد(كه من ميدانستم فرزند شهيد است) در دانشگاه نگفته كه من فرزند شهيد هستم! آن هم به خاطر تمسخر هم دانشگاهيان و .... من گفتم: خاك بر سر تو و هم دانشگاهيان و رئيس دانشگاه شما، ارزش تبديل شده به خلاف ارزش و خلاف ارزش شده ارزش!
در دنيا به انسانهايي كه مجاهد نيستند و فقط از كنار جبهههايشان رد شدهاند بعد از 50 سال هنوز افتخار ميكنند و فخر ميفروشند اما در اين جا خون اين بچهها هنوز خشك نشده شما جرأت نميكني بگويي كه پدرت شهيد شده است!
حالا فضا فرق كرده است و خيلي بهتر شده است، 10 سال پيش در يكي از دانشگاهها تا اسم شهيد را آوردم همه بلند شدند و مرا هو كردند، منطق جهاد را بگوييد و بشنويد و از آن دفاع كنيد و احياء كنيد. يكسري روايات براي شما ميخوانم كه بعداً استفاده كنيد.
نگاه اسلام به ارزش جان انسانها، آيه 32 سوره مباركه مائده، اين گوه بود كه نوشتيم و قانون گذاشتيم هر كس يك تن را بكشد بدون اينكه او فساد يا قتلي انجام داده باشد پس گويي همه بشريت را يكجا كشته است هر كسي يك تن را احياء كند گويي همه انسانها را از مرگ نجات داده است.
حالا همين قرآن سوال ميكند كه چرا نميجنگيد؟ آيه 75 سوره نساء براي چه در راه خدا جهاد و مبارزه نميكنيد در راه مستضعفين مردان و زنان و كودكاني كه در عالم تحت ستم هستند، آنهايي كه فرياد ميزنند و از خدا كمك ميخواهند و كسي به دادشان نميسد و از خدا ميخواهند كه از آن سرزمين نجات يابند و از سوي خودت براي ما ولي و نصير قرار بده و كساني كه به ما كمك كنند.
يكي از آياتي كه صدور انقلاب را واجب ميكند همين آيه از قرآن است، خداوند در اين آيه توبيخ ميكند انسان را، جهاد و مبارزه ميكنيم اما ناسزا نميگوييم، فرمودند با دشمن درگير شويد ولي ناسزا نگوييد، با مشركين بجنگيد ولي به خدايانشان ناسزا نگوييد چون آنها متقابلاً به خداي شما ناسزا ميگويند.
حضرت امير در يكي از جنگها كه مجاهدي را ديدند كه به دشمن ناسزا ميگويد، گفتند: شما مجاهد در راه خدا هستيد و براي فضيلتها ميجنگيد و هدف اين جهاد گسترش اخلاق و فضيلت است پس چرا ناسزا ميگوييد؟! به جاي اين كار افشاگري كن بصيرت زايي كن و استدلال بده، توضيح بده كه چرا ما آمدهايم به جنگ آنان.
لینک کپی شد
گزارش خطا