امام و اعتماد به مردم، نه احزاب
گروه سياسي «خبرگزاری دانشجو»؛ امام خمینی (ره) همواره به احزاب و تشکل های سیاسی با چشم تردید نگاه می کردند و نه تنها وابستگی خود به هر گونه حزبی و گروهی را رد می نمودند، بلکه معتقد بودند که مردم می توانند راه را ادامه دهند.
عمل سیاسی تحلیل گرایانه به جای عمل حزبی
مقام معظم رهبری در مورد تحلیلگری ملت مسلمان ایران می فرمایند: بيشتر مردمى كه در كشورهاى پيشرفته هستند، درك و تحليل از مسائل سياسى ندارند و دولت ها با تعصب هاى گروهى و حزبى و احياناً قومگرايى و ناسيوناليستى، آنها را به اين طرف و آن طرف مىكشانند و در ميدان هاى سياست، از آنها استفاده مىكنند و اصولاً توده و عامه مردم، تحليل سياسى ندارند.
اما در اسلام اين گونه نيست. همين حالا در جامعه اسلامى ما، مردم تحليل سياسى دارند و مىفهمند كه ما امروز در دنيا با چه كسى طرفيم و توطئه استكبار جهانى و آمريكا يعنى چه؛ مىفهمند كه چرا دشمن جنگ را بر ما تحميل كرده بود و متوجهند كه دنياى استكبارى و قدرت هاى مسلح عالم، در جنگى كه بر ما تحميل شد، چرا دائماً از دشمن ما حمايت مىكنند. اين، تحليل سياسى و يك بعد زندگى انسان مسلمان است.
جاهايى كه انتخابات حزبى برگزار مىشود، مردمى كه به كانديداى حزب رأى مىدهند، آن نامزد را نمىشناسند و اسم او جز از طريق تبليغات دوران انتخابات به گوششان نرسيده است؛ حزب گفته به اين رأى دهيد، آنها رأى مىدهند.
در ايران اينطور نيست، در ايران مردم با شناخت و معرفت، به قدرى كه مىتوانند و بدون اينكه كسى بالاى سر آنها باشد و بگويد به اين رأى بده، به اين رأى نده، نامزد مورد نظر خود را انتخاب مىكنند. حتى حزبى بالاى سرشان نيست كه بگويد بايد به اين شخص رأى دهيد، يا آدمى كه جزو حزب است، مجبور باشد به همان چند نفري كه در رأس حزب نشسته و انتخاب كردهاند، رأى دهد.
عدم نسبت خاص امام و رهبری با هیچ حزب و گروهی
امام خمینی در رابطه با نسبت خود با احزاب می فرمایند: اینجانب بنا ندارم کسی را تایید نمایم، چنان چه بنا ندارم کسی را رد کنم؛ از تمام احزاب و گروه ها و افراد می خواهم از نسبت دادن کاندیدای خود به من که از آن استفاده تایید و یا تعیین و یا رد شود، خودداری کنند.
مقام معظم رهبری نیز در این رابطه می فرمایند: بعضی خودشان که کشمکش می کنند هیچ، سعی می کنند که رهبری و دستگاه های نظام را هم وانمود کنند که در دعواهای جناحی و خطی اینها واردند! این مطلب درست نیست. بنده حزب و شخصیت نمی شناسم؛ بنده این را می شناسم که کسی که می آید به مجلس باید باتقوا باشد.
مردمی و غیرحزبی بودن رفتار سیاسی امام (ره)
مقام معظم رهبری در تحلیل رفتار سیاسی امام (ره) به موارد متعدد عملکرد ایشان در بخش های مختلف اشاره می کنند که رفتار ایشان مردمی و غیر حزبی بوده است.
این موارد عبارتند از:
1- اعتماد امام بر مردم به جای احزاب
امام به معنای واقعی كلمه معتقد به آراي مردم بود؛ یعنی آنچه را كه مردم می خواهند و آرايشان بر آن متمركز می شود. البته در این كارها هیچ وقت سررشته كار را هم به دست سیاست بازان نمی داد. مردم، غیر از سیاست بازهایند؛ غیر از مدعیان سیاستند؛ غیر از مدعیان طرفداری مردمند. امام به مردم اعتماد داشت. خیلی از گروه ها و احزاب و داعیه داران و سیاست بازها و حزب بازها و امثال اینها بودند كه امام به اینها كاری نداشت؛ میدان هم به اینها نمی داد كه بیایند زیاده طلبی كنند، به نام مردم حرف بزنند و عوض مردم تصمیم بگیرند، لیكن به آراي مردم احترام می گذاشت.
امام مبارزه خود را از قدم اول به كمك قشرهاي وسیع مردم با نام خدا آغاز كرد، با آنان سخن گفت و ایمان و عقل و همت آنان را به یاري طلبید. هرگز به سراغ احزاب و گروه هاي مدعي نرفت و غالباً به انگیزههاي آنان با چشم تردید نگریست و از بند و بست ها و بده بستان هاي سیاسي آنان روي گردانید. با مردم همیشه صادقانه و دلسوزانه سخن گفت و چون معلمي بصیر و راهنمايي بلد، در مسیر طولاني مبارزه، عقل و حكمت و معرفت خود را در اختیار راهروان نهاد.
2- حزبی نبودن کادرسازی های حضرت امام (ره)
كادرسازي هاى امام هم، غير از كادرسازي هاى حزبى بود. احزاب مىنشينند اشخاصى را بهطور خاص تربيت مىكنند، براى اين كه مثلاً فلان شغل و فلانكار را به اينها بدهند؛ اما امام جوانان را تربيت مىكردند و به آنها روحيه خودباورى مىدادند. از اول هم امام روى جوانان تكيه بخصوصى داشتند و همين هم شد.
البته بعد از آن كه انقلاب پيروز شد، هم كسانى كه در مجموعه امام بودند و هم كسانى كه خارج از مجموعه امام بودند، آمدند و كارها را قبضه كردند و مشغول تصدى كارها شدند - با تغييرات و اصلاحاتى كه به مرور انجام گرفت - ليكن اين را توجه داشته باشيد كه امام راهشان روشن بود، شيوهشان معلوم بود و مىدانستند كه چه مىخواهند.
شيوه امام عبارت بود از شيوهاى كه پيامبران آن را مىپيمودند؛ يعنى تزريق ايمان و باور عميق، همراه با بصيرت و آگاهى و تأمل و فكر در مخاطبان خود. چنين روشى بهطور طبيعى استعدادها را شكوفا مىكند و كادرها را پرورش مىدهد. لازم نبود از 10 سال قبل بردارند فهرستى تهيه كنند كه فلان كس را براى فلان كار مىخواهيم؛ اما بهطور طبيعى فهرست هايى طولانى بهوجود مىآمد.
3- حزبی نبودن نهضت امام خمینی (ره)
اين مرد با اين كه در ايران نبود، اما از راه دور، مدت 14 سال قضاياى مبارزات اسلامى و نهضت اسلامى در ايران را به معناى واقعى كلمه رهبرى كرد. در طول اين مدت 14 سال و بخصوص چند سال اخير - يعنى از سال هاى 50 و 49 تا 54 و 55 - شدت اختناق و فشار زياد بود. گروه ها، گروهك ها، احزاب سياسى گوناگون، مخفى، مبارز، سياسى، غيرسياسى بهوجود مىآمدند و همه در زير فشارهاى رژيم مضمحل مىشدند و از بين مىرفتند و يا بىخاصيت مىشدند.
با اين كه بعضى از آنها پشتيبان هاى سياسى بينالمللى هم داشتند و به بلوك شرق و غرب - بخصوص به شرق - متصل بودند و از آن جا هدايت و كمك مىشدند، اما نهضت امام متكى به تشكيلات حزبى نبود.
امام هيچ تشكيلات حزبى در داخل كشور نداشت؛ عدهاى شاگردان و دوستان و آشنايان به فكر او و متن مردم بودند. امام هم وقتى در اعلاميهها پيام مىداد، مخاطب او، آن عده دوستان و آشنايان مخصوص او نبودند؛ مخاطب او، متن مردم بودند.
تفاوت روش تبلیغی امام (ره) با روش احزاب و گروه ها
امام بزرگوار ما كه در سال 41 به هنگام شروع مبارزات، چندان معروفيتى نداشتند، در خرداد 42 وضع و پايگاهشان در دل هاى مردم به آنجايى رسيده بود كه حادثه 15 خرداد 42 در تهران اتفاق افتاد و هزاران نفر در راه امام جان خودشان را فدا كردند. اين براثر حقانيت آن فرياد بود.
امام تعاليم اسلام را براى مردم بيان كردند؛ معناى حكومت را بيان كردند؛ معناى انسان را بيان كردند و براى مردم تشريح كردند كه چه بر آنها مىگذرد و چگونه بايد باشند؛ حقايقى را كه اشخاص جرأت نمىكردند بگويند، ايشان بهطور صريح - نه به شكل درون گوشى، نه به شكل شبنامه، نه آن طورى كه گروه ها و احزاب بهصورت بسته و سلول هاى حزبى و براى كادرهاى حزبى بيان مىكنند - روان، آسان، در فضا، براى عموم مردم بيان كردند. اين بود كه مردم پاسخ گفتند.