کد خبر:۱۶۸۸۹۸
احزاب و تشکلهای سیاسی از دیدگاه امام خمینی و رهبرانقلاب-2
انقلاب اسلامی، مردمی و مکتبی است نه حزبی
شما اگر بگردید در تمام انقلاباتی كه واقع شده است، نخواهید پیدا كرد انقلابی كه این دو خاصیت را داشته باشد، یكی اینكه از ملت واقع شده باشد بدون دخالت احزاب و گروهها و دستجات سیاسی و امثال اینها و یكی دیگر اینكه مكتبی باشد و آن هم یك مكتب الهی...
گروه سياسي «خبرگزاری دانشجو»؛ در بخش دوم بررسی احزاب و تشکل های سیاسی از دیدگاه امام و رهبری به موضوع مردمی بودن انقلاب و لزوم تکیه بر مردم به جای حزب در نگاه ایشان می پردازیم.
مردمی و مکتبی بودن انقلاب
«انقلاب هایی كه در دنیا واقع شده یا پس از این واقع می شود، یا از طریق ملت ها بوده است و یا از طریق حكومت ها كه به یك نحو كودتا یك انقلابی انجام می دادند. اكثرا انقلابات كودتایی بوده، آن انقلاب هم كه از قبیل ملت بوده است شاید كم انقلابی پیدا بشود كه به هدایت احزاب و دستجات معین واقع نشده باشد.
شما اگر بگردید در تمام انقلاباتی كه واقع شده است، نخواهید پیدا كرد انقلابی كه این دو خاصیت را داشته باشد، یكی اینكه از ملت واقع شده باشد بدون دخالت احزاب و گروه ها و دستجات سیاسی و امثال اینها و یكی دیگر اینكه مكتبی باشد و آن هم یك مكتب الهی.
در همه انقلاباتی كه در دنیا واقع شده است، مثل انقلاب ایران پیدا نخواهید كرد. انقلاب ایران یك جهت اسلامی داشت و حالا هم دارد و آن اینكه سرتاسر ایران كه مسلمان هستند (مگر نادری ) اینها به همان ایده اسلامی قیام كردند.این انقلاب تبع ایده اسلامی بود.
اسلام همه چیز دارد لكن اینطور نبود كه ملت ما بریزند بیرون و بگویند كه ما مثلا فلان رژیم كذایی را می خواهیم . همه گفتند ما اسلام را می خواهیم. همه اجتماع داشتید در كلمه اسلام و جمهوری اسلامی و هیچ یك از گروه های دیگر چه سیاسی و چه غیر سیاسی هیچ دخالتی در این نهضت نداشت و اینكه به طور معجزه آسا پیشرفت كرد همین قضیه اسلامی بودن بود. وقتی یك ملت همه شان قیام كردند و همه هم نظرشان خدا بود این ملت پیش می برد برای اینكه خوف از مرگ ندارد، الهی است.»
ناکارآمدی احزاب در انقلاب
مقام معظم رهبری نیز در بیانات متعددی به ویژگی مردمی بودن و مکتبی بودن انقلاب اشاره و در رابطه با عدم توفیق احزاب در انقلاب و کارایی موفقیت مردم می فرمایند:
«همه راه هاي ممکن در اين کشور تجربه شد و همه ناکام و ناموفّق از آب درآمد. احزاب گوناگون سياسي، جريان هاي وابسته به شرق و غرب و حرکت هاي مسلّحانه، همه و همه در اين کشور در برههاي از زمان سر بلند کردند؛ اما هيچکدام نتوانستند براي اين ملت کاري انجام دهند. لذا اختناق و سرکوب در اين کشور روزبهروز شديدتر شد. حتّي در سال هاي آخرِ قبل از پيروزي انقلاب، وقتي جواناني به مبارزه مسلّحانه را آوردند، آن حرکتهاي مسلّحانه بهشدّت سرکوب شد؛ تسلّط رژيم پهلوي هم بيشتر گرديد و بهتدريج يأس دلها را فرا گرفت.
آن نيرويي که ميتوانست در مقابل رژيم پهلوي به معناي واقعي کلمه بايستد، ملت بود؛ يعني بايد همه ملت به صحنه ميآمد تا ميتوانست رژيم فاسد و وابسته و ديکتاتور و ظالم پهلوي و پشت سرش امريکا را شکست دهد. هيچ کانون و مرکزي در ايران وجود نداشت که بتواند ملت را بسيج کند؛ مگر روحانيت و پرچمداران دين، با شعار دين. در کشور ما اين يک تجربه طولاني است؛ اينها را بايد با چشم دقّت نگاه کرد.
در قضيه مشروطه اگر علما نبودند، مشروطيت به وجود نميآمد و به پيروزي نميرسيد. وقتي هم که غربزدهها و نوچههاي انگليسي در ايران، علماي دين و شعارهاي ديني را کنار زدند، باز استبداد و تسلّط و نفوذ خارجي مسلّط شد. در نهضت ملي شدن صنعت نفت هم همينطور بود.»
اتکای نظام و روحانیت بر ملت به جای حزب
حضرت امام خميني در رابطه با اتکا بر ملت به جای حزب می فرمایند:
«من چنین چیزی نگفتم ام که روحانیون متکفل حکومت خواهند شد. روحانیون شغلشان چیز دیگری است. نظارت بر قوانین البته بر عهده روحانیون است و اتکای روحانیون هم به ملت است، نه به حزبی. و من هم به ملت اتکا دارم و به حزبی وابسته نیستم.»
مقام معظم رهبری نیز در این رابطه معتقدند:
«تكيه بر مردم و حاكميت اراده و خواست و تشخيص آنان، ركن مهم ديگرى است كه روزبهروز بايد تحكيم و تقويت شود. مردم آزادهى ما، با ارادهى قاطع خود كه از ايمان عميق آنان به اسلام ناشى مىشود، مبارزات را تا پيروزى ادامه داده و جمهورى اسلامى را به وجود آورده و با فداكارى و ايثارى بىنظير، از آن حراست نمودهاند و از اين پس هم در همه حال، نظام اسلامى متكى به مردم و متعلق به مردم و در اختيار مردم خواهد بود.
مجلس شوراى اسلامى كه در آزادى و استقلال رأى در جهان بىنظير است، مظهر اراده مردم و رئيسجمهور، وكيل و برگزيده مردم و مديران كشور، آحادى از مردمند و مردم داراى حق رأى و بيان و تصميم در كليهى امور سياسى، اقتصادى و اجتماعيند. و اين، يكى از بركات بزرگ اسلام و طرح منحصربهفردى است كه نظامهاى شرق و غرب، از ارايهى آن ناتوان بودهاند و در هيچيك از سيستمهاى حكومتى عالم، نمىتوان نظير آن را يافت.»
امام خمینی همچنین در رابطه با فایده اتکا بر ملت به جای جزب می فرمایند:
«مساله این است که اگر یک ملتی یک چیزی را خواست نمی شود تحمیلش کرد. می شود تحمیل به یک گروهی، یک حزبی، نمی دانم یک چیزهایی کرد، اما به یک ملت نمی شود یک چیزی را تحمیل کرد. ملت وقتی بنا شد همه شان در یک راه روند ، نمی شود دیگر این را از این راه منصرفش کرد. با قدرت نمی شود ملت را از طریقی که دارد منصرف کرد. ممکن است که یک وقت فرض کنیدیک قدرت هایی سرکوب کنند یک ملتی را، لکن نمی تواند تا آخر برود ، پس فلج می شود.»
حاکمیت رای الهی به جای رای جزبی
«ما هیچ حکومتی را جز حکومت اللّه نمیتوانیم بپذیریم؛ و هیچ دستگاهی را که برخلاف قوانین اسلام باشد نمیتوانیم بپذیریم. و هیچ رأیی را که برخلاف رأی اسلام باشد و رأی شخصی باشد. رأی گروهی باشد، رأی حزبی باشد، ما نمیتوانیم بپذیریم. ما آن را میتوانیم بپذیریم که قانونِ اسلام حکمفرمایی کند. ما تابع اسلام هستیم؛ ما تابع قانون اسلام هستیم. و جوانهای ما خونشان را برای اسلام دادهاند. جوانهای ما آنقدر جدیت کردند، میگفتند ما اسلام را میخواهیم، ما احکام اسلام را میخواهیم.»
حزبی نبودن مجلس
امام خمینی در رابطه با حزبی نبودن مجلس می فرمایند:
«این مجلس در دست هیچ حزبی نیست، در دست هیچ گروهی نیست؛ اکثریت این مجلس اشخاص مستقلی هستند که خودشان فکر می کنند و خودشان عمل می کنند؛ آنها انحرافات را می بینند و رضای خدا را در نظر می گیرند و با رضای خدا می خواهند راه را به آخر برسانند.»
مقام معظم رهبری نیز در رابطه با عدم ضرورت دسته بندیهای گروهی و حزبی در مجلس می فرمایند:
«مجالس کشورهای غربی همچنانکه از لحاظ اخلاق سیاسی، صلاحیت آن را ندارند که الگو قرار گیرند، از لحاظ ترکیب سیاسی نیز لزومی ندارد که در کشور بزرگی چون ایران که از لحاظ اخلاق و سیاست و ارزشهای متعالی، از منبع فرهنگی سرشاری برخوردار است، مورد تبعیت و تقلید واقع شوند. تعبیرهای چپ و راست یا اصرار بر وجود احزاب سیاسی در مجلس قانونگذاری و مانند اینها، سوغاتهای بیارزشی است که شأن مجلس شورای اسلامی بالاتر از پذیرش کورکورانهی آنها است.»
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰