کد خبر:۱۶۹۸۱۲
نقدي بر جشنواره سيام فيلم فجر – بخش پنجم
«خرس»؛ ضعيف در فيلمنامه، ناتوان در اجرا
فيلم «خرس» يكي از نمونههاي ضعيف جشنواره امسال بود چه به لحاظ فيلمنامه و چه از جهت اجرا و با توجه به ساير مؤلفهها و ويژگيهاي متني و ساختاري عملا نتوانست توقعي را كه از آن ميرفت حتي در حداقلترين وجه ممكن برآورده سازد.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، يكي از فيلمهاي به نمايش در آمده در سومين روز از نمايش آثار سيامين دوره جشنواره بينالمللي فجر در سالن اهالي رسانه فيلمي بود با نام «خرس» ساخته خسرو معصومي.
فيلمي كه با بازي پرويز پرستوي و مريلا زارعي، فرهاد اصلاني توانسته بود طيف قابل توجهي از بازيگران خوب سينماي ايران را گردآورد و اين اميد ميرفت كه با عنايت و بعضي از ساختههاي پيشين كارگردان فيلم شاهد اثر قابل توجهي باشيم اما متاسفانه اين اتفاق نيفتاد و خرس يكي از نمونههاي ضعيف جشنواره امسال بود چه به لحاظ فيلمنامه و چه از جهت اجراي آن و نيز با توجه به ساير مؤلفهها و ويژگيهاي متني و ساختاري عملا نتوانست توقعي را كه از آن ميرفت حتي در حداقلترين وجه ممكن برآورده سازد.
فيلم «خرس» داستان رزمندهاي بود كه پس از سالها جنگ و اسارت به ولايت خود برگشته اما به دليل آنكه خانوادهاش به خبر شهادت او ايمان آورده بودند و به دنبال آن همسر او در طي يك طلاق غيابي با شخص ديگري ازدواج كرده بود نهايتا منجر به پديد آمدن موقعيتي سخت و پيچيده براي رزمنده بازمانده از روزهاي جنگ شده بود.
اما چنين موقعيتي چه به لحاظ پرداخت روايي و چه از جهت اجراي فيلمنامهاي اصلا به نتيجه درخوري نائل نشده و نتوانست توجه منتقدين اهالي سينما را به سوي خود جلب كند؛ چرا كه فيلم در پرداخت يك فضاي روايي درست و ارائه يك موقعيت جذاب داستاني و بصري به كمترين توفيقي دست نيافته بود ضمن آنكه همه چيز در فيلم خرس به شيوهاي دمدستي و سمبل شده و در تداراكي تعجيل آميز و بدون رعايت ظرافتها و سينماورزي هاي لازم منتهي به يك اثر خسته كننده و بيهويت شده بود.
علاوه براينكه فيلم ايرادهاي فني و سينمايي وحشتناكي هم داشت و مهمترينش اين كه منطق روايي اصولي و درستي بر آن حاكم نبود و فيلمنامه حرفهاي عجيب و غريبي داشت و شخصيتپردازيها به چيدمان روايتها خيلي ابتر، بياساس، دمدستي و ناشيانه مينمود.
خلاصه اينكه ابدا توقعات منتقدان برآورده نشد و خرس نمره ضعيفي گرفت؛ نمرهاي خيلي پايين از آنچه پيشبيني ميشد.
يكي ديگر از فيلمهاي امروز جشنواره فيلمي بود با نام «فيلادلفيا» ساخته مشترك اسديپور و رحيمزاده كه شايد تنها نكته قابل توجهاش انتخاب بستر روايي و موقعيت داستاني خاصي بود كه براي خود انتخاب كرده بود ماجراي حصر غزه و حوادثي كه در متن و حاشيه آن رخ داد اما متأسفانه اين ايده هم قرباني فيلمنامه اي به شدت ضعيف و اجراي خيلي بد آن شد. به نحوي كه نتيجه نهايي مجموعه تصاويري كشدار، بد ريتم و بيجذابيت بود كه در انبوهي از نازلكاريها و سطحيگراييها گرفتار آمده بود.
ترديدي نيست كه ساخت چنين آثاري نه تنها به نتيجه درخوري منتهي نمي شود بكله بازخوردي كاملا منفي در مخاطب برميانگيزاند و در او ايجاد دافعه ميكند ايكاش سازندگان فيلمهاي همچون فيلادلفيا به همان اندازه كه براي سوژههايشان تقدس و ارزش و احترام قائلند براي سينما هم همين ارزش را قائل بودند. اي كاش!
لینک کپی شد
گزارش خطا