کد خبر:۱۶۹۹۶۸
سیدی که بالاخره راضیاش کرد
مریضی و رفتن مداوم به بیمارستان خستهاش کرده بود، حتی دکتر گفته بود اگر این جراحی انجام شود وضعیتش بهتر میشود، اما او قبول نمیکند تا این که شبی سیدی به خوابش میآید و به ایشان میگوید: این کار را بکنی حالت بهتر میشود. بعد از آن...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ قسمتی از وجودش را انگار زودتر از خودش راهی میکند سمت بهشت، جانبازها اینگونهاند، آرام و متواضع و شاید دردی که از برای زخمهای آن دوران بر تنشان مانده تقدس را در روح و جانشان عمیقتر میکند. قاسم فیروزی فقط نگاه میکند، همسرش میگوید اوایل این طور نبود. خودش میتوانست خیلی از کارهایش را انجام بدهد، اما بعدها حالش وخیم شد.
سال 69 ازدواج کردند و هر دو سپاهی بودند و مبارز و ادامه میدهد: قبل از من خواهرم با فردی جانباز ازدواج کرده بود و این خواستگارم برای خانوادهام تازگی نداشت. مادرم خانهدار بود و پدرم شغل آزاد داشت. حاصل این ازدواج یک پسر است که به خاطر ارادتی که به امام رضا (ع) داشتم با موافقت همسرم جواد اسمگذاری شد.
بعد از پیروزی انقلاب در شکلگیری سپاه انزلی تلاش کرده بود و بعد از دو سال داوطلبانه به جبهه رفت. در عملیات رمضان به اسارت نیروهای عراقی درآمد و 8 سال و 1 ماه در زندانهای عراق به سر برد.
بعد از آن همسرش درباره نحوه مجروح شدن قاسم فیروزی میگوید: در زندان که بود به ازای اشتباه هر اسیر تنبیهات دستهجمعی انجام میشد؛ به این صورت که نیروهای عراقی دو طرف صف میکشیدند و اسرا باید از وسطشان رد میشدند و با ضربههای باتوم و شلاق و ... به جان این اسرا میافتادند. در یکی از همین صحنهها بود که بعد از ورودشان به کمپ یکی از دوستان به ایشان میگوید: «قاسم اون خون چیه؟» نگاه میکند و میبیند زانویش پاره شده. در درمانگاه هم درمان زخم را خوب انجام نمیدهند و بعد از مدتی زخم عفونت میکند. وقتی زخم خوب نمیشود 10 سانت از رگ حرکتی پایش را جدا میکنند. یکی از اسرا که پزشک بود بعد از عمل بیشتر از ایشان مراقبت میکرد، اما با این وجود دو بار عفونت شدید میکند و همین بهانه میشود که دیگه نتواند درست راه برود.
سال 78 هر چه خانواده اصرار میکنند تا او عمل نخاع انجام دهد زیر بار نمیرود. مریضی و رفتن مداوم به بیمارستان خستهاش کرده بود حتی دکتر گفته بود اگر این جراحی انجام شود وضعیتش بهتر میشود، اما او قبول نمیکند تا این که شبی سیدی به خوابش می آید و به ایشان میگوید: این کار را بکنی حالت بهتر میشود. بعد از آن خودش گفت حتماً خیری هست و خوشبختانه نتیجه عمل رضایتبخش بود.
لینک کپی شد
گزارش خطا